نقد و بررسی
نقد جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها (Fantastic Beasts and Where to Find Them) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهان جادو، از دریچهای تازه «Fantastic Beasts and Where to Find Them» میکوشد به جهانی آشنا بازگردد، بیآنکه صرفاً ردای مجموعهٔ «هری پاتر» را بر تن کند. اینبار نه مدرسهای برای جادوآموزان، بلکه نیویورکِ سال ۱۹۲۶ و آدمی نامتعارف در مرکز ماجراست: نیوت اسکمندر، جانورشناس جادوییای که توجهش بیش از سیاست و قدرت، به موجوداتی جلب میشود که دیگران از آنها میترسند یا چیزی از آنها نمیدانند.
همین جابهجایی کانون توجه، فیلم را از همان آغاز صاحب هویتی مستقل میکند؛ هویتی که بر کنجکاوی، مراقبت و همزیستی بنا شده است. چمدان جادویی نیوت، هم ابزار روایی فیلم است و هم استعارهای از ظرفیت آن: جهانی پنهان که از بیرون کوچک و ساده به نظر میآید، اما درونش سرشار از تنوع و شگفتی است.
فرار موجودات از این چمدان، ماجراجویی را به حرکت درمیآورد و نیوت را با جامعهای روبهرو میکند که قواعد و ترسهایش با جهان جادوگران بریتانیا تفاوت دارد. فیلم در بهترین لحظاتش از همین برخورد بهره میگیرد: از مواجههٔ مردی آرام و شیفتهٔ موجودات با شهری بزرگ، پرهیاهو و محتاط. نیوت اسکمندر؛ قهرمانی از جنس توجه یکی از انتخابهای متمایز فیلم آن است که قهرمانش را نه جنگجویی چیرهدست، بلکه انسانی درونگرا، حساس و گاه دستوپاچلفتی میسازد.
بازی Eddie Redmayne به این ویژگیها گرما میبخشد. نیوت معمولاً در گفتوگوهای اجتماعی آسوده نیست؛ نگاهش به دیگران گاه از مسیر مشاهدهٔ دقیق و کنجکاوی حرفهای میگذرد، نه از اعتمادبهنفس متعارف قهرمانان ماجراجو. بااینحال، این گوشهگیری به بیمهری نمیانجامد. او در برابر موجوداتش صبور است و پیوندی عمیق با آنها دارد.
« بازی Eddie Redmayne به این ویژگیها گرما میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شخصیت از راه همین رفتارها ارزشهای فیلم را روشن میکند. نیوت به جای آنکه هر امر ناشناختهای را تهدید تلقی کند، میکوشد نیازها و خصلتهایش را بفهمد. از این منظر، فیلم جانوران جادویی را فقط وسیلهای برای جلوهآفرینی یا شوخیهای موقعیتی نمیبیند؛ آنها موجوداتی با زیستگاه، خلقوخو و شیوهٔ خاص خود هستند.
نگاه نیوت، هرچند گاهی بیش از اندازه آرمانگرایانه به نظر میرسد، در برابر فضای بدگمانی و کنترلطلبی داستان معنایی اخلاقی پیدا میکند. گروهی دوستداشتنی و رابطههایی دلنشین در کنار نیوت، شخصیتهای دیگری نیز به فیلم رنگ میبخشند. جیکوب کوالسکی، با بازی Dan Fogler، نقطهٔ ورود مخاطب عادی به ماجراست: انسانی غیرجادویی که با شگفتیهای جهان تازه روبهرو میشود، بیآنکه واکنشهایش به حیرت صرف محدود بماند.
سادگی و صمیمیت او با طنزی نرم همراه است و رابطهاش با نیوت، از بخشهای خوشنشین فیلم به شمار میآید. تینا و کوئینی گلدستین نیز دو گونهٔ متفاوت از حضور در این جهان را نمایندگی میکنند. Katherine Waterston برای تینا وقار و جدیتی میآورد که با گذشته و مسئولیتهایش سازگار است؛ Alison Sudol در نقش کوئینی، سرزندگی و لطافتی دارد که فضا را سبکتر میکند.
بازیگران در مجموع از پس ایجاد حس همراهی برمیآیند، هرچند فرصت پرداخت همهٔ شخصیتها یکسان نیست. بعضی رابطهها با جذابیت آغاز میشوند، اما فیلم بهسبب تعدد رویدادها مجال نمییابد دگرگونی عاطفی آنها را با همان دقتی دنبال کند که برای طراحی موجوداتش صرف میکند. نیویورکِ دههٔ بیست؛ شهری میان شکوه و اضطراب فضاسازی فیلم یکی از امتیازهای برجستهٔ آن است.
« این شخصیت از راه همین رفتارها ارزشهای فیلم را روشن میکند. »
شخصیتها و اجرا
نیویورکِ دههٔ بیست، با معماری سنگین، خیابانهای شلوغ، پوششهای آراسته و نشانههای فرهنگی زمانه، تصویری چشمنواز میسازد. بااینحال، شهر صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجراجویی نیست. نظم عمومی، رسانهها و فضای سیاسی آن، احساس فشار و مراقبت را به جهان جادوگران نیز منتقل میکنند. جادو در این شهر نه آزادانه و آشکار، بلکه در سایهٔ قواعد و نگرانیهای اجتماعی جریان دارد.
تضاد میان ظاهر پرزرقوبرق شهر و هراس زیرپوستی آن، به فیلم حالوهوایی دوگانه میدهد. صحنههای مربوط به کشف موجودات و زیستگاههایشان اغلب سرشار از رنگ، حرکت و خیالاند؛ در مقابل، بخشهایی از داستان بر تهدید، پنهانکاری و بیاعتمادی تکیه دارند. این تفاوت، از نظر مضمونی سودمند است، اما گاهی انسجام لحن را دشوار میکند: فیلم میان ماجراجویی خانوادگی، کمدی موقعیت و درامی تیرهتر رفتوآمد دارد و همیشه نمیتواند این اجزا را کاملاً همصدا سازد.
موجودات جادویی و قدرت تصویر طراحی موجودات، قلب خیالپردازانهٔ اثر است. هر یک با شکل، حرکت و رفتار ویژهای معرفی میشوند و همین تفاوتها به صحنههای جستوجو و تعقیب تازگی میبخشند. فیلم در این بخشها از نیروی تصویر بهخوبی بهره میگیرد: جهان جادویی را با توضیحهای طولانی نمیسازد، بلکه با دیدن زیستگاهها، شنیدن واکنش شخصیتها و مشاهدهٔ رفتار جانوران به مخاطب میشناساند.
چمدان نیوت نیز به بستری برای این خیالپردازی بدل میشود؛ فضایی که گسترش جادوییاش در تضاد دلنشینی با ظاهر معمولیاش قرار دارد. جلوههای بصری عموماً در خدمت حس شگفتیاند، نه فقط نمایش مهارت فنی. برخی لحظات از نظر رنگ و مقیاس بهیادماندنیاند و به فیلم کیفیتی افسانهای میبخشند. بااینهمه، فراوانی موجودات و موقعیتهای دیدنی گاهی روایت را به مجموعهای از توقفهای جذاب تبدیل میکند؛ گویی داستان هر بار برای معرفی شگفتی تازهای مکث میکند، بیآنکه همیشه آن را به خط اصلی ماجرا پیوندی محکم بدهد.
« بااینحال، شهر صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجراجویی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت چندپاره و تغییر مسیر داستان نقطهضعف اصلی فیلم در معماری روایی آن آشکار میشود. ماجرا با مسئلهای نسبتاً روشن آغاز میشود: موجودات گریختهاند و باید پیدا شوند. این چارچوب ساده و پرتحرک، فضای مناسبی برای طنز، تعقیب و کشف فراهم میکند. اما در ادامه، داستان به خطهای دیگری نیز توجه میکند؛ از کشمکشهای سیاسی و اجتماعی گرفته تا رازها و تهدیدهایی که لحن اثر را تیرهتر میسازند.
این گسترش، جهان فیلم را وسیعتر میکند، اما همزمان تمرکز آن را کاهش میدهد. نتیجه آن است که بخشهایی از روایت بیش از آنکه بهتدریج و طبیعی رشد کنند، کنار هم قرار گرفتهاند. جابهجایی توجه از جانوران و ماجرای چمدان به بحرانهای بزرگتر، برای برخی مخاطبان جذابیت تازهای میآفریند؛ برای برخی دیگر، گسستی در وعدهٔ آغازین فیلم است.
تعدد شخصیتها و مسئلهها نیز به این پراکندگی میافزاید. چند چهره و انگیزهٔ مهم، نشانههایی از عمق دارند، اما در همین فیلم فرصت کافی برای شکلگیری کامل پیدا نمیکنند. در نتیجه، بعضی لحظات عاطفی یا سیاسی بیش از آنکه به اوج برسند، بهسرعت از کنار داستان میگذرند. مضمونهای همزیستی و ترس از ناشناخته در پسِ ماجراجویی، فیلم به تقابل میان کنجکاوی و هراس میپردازد.
موجودات جادویی و انسانهای غیرجادویی هر دو در موقعیتی قرار میگیرند که دیگران ممکن است آنها را خطرناک بدانند. این مضمون در رفتار نیوت جلوهای روشن دارد: او بهجای حذف یا مهار فوری موجودات، در پی شناختن آنهاست. در برابر، سازوکارهای قدرت بر نظم، پنهانکاری و کنترل تأکید میکنند؛ حتی زمانی که این راهبردها از نگرانیهای واقعی سرچشمه میگیرند.
« روایت چندپاره و تغییر مسیر داستان نقطهضعف اصلی فیلم در معماری روایی آن آشکار میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم همچنین تصویری از جامعهای ارائه میدهد که ترس جمعی میتواند روابط میان گروهها را شکننده کند. این لایهٔ تماتیک، به داستان وزن بیشتری از یک ماجرای سادهٔ جادویی میدهد و با فضای تاریخی اثر تناسب دارد. بااینحال، مضمونها گاه در میان خطهای داستانی متعدد پراکنده میشوند و به جای آنکه از راه یک مسیر واحد به عمق برسند، به شکل اشارههایی جداگانه ظاهر میشوند.
فیلم در طرح پرسشها موفقتر از جمعکردن همهٔ پاسخها در یک ساختار منسجم است. جمعبندی «Fantastic Beasts and Where to Find Them» اثری خیالانگیز و خوشساخت است که با قهرمانی متفاوت، گروهی دوستداشتنی و تصویری تماشایی از نیویورکِ دههٔ بیست، دریچهای تازه به جهان جادو میگشاید. دلبستگی نیوت به موجودات، طراحی خلاقانهٔ آنها و گرمای روابط انسانی، فیلم را به تجربهای دلنشین تبدیل میکند.
در عین حال، گسترش همزمان چند خط روایی، تغییر لحن و پرداخت ناکافی برخی شخصیتها مانع از آن میشود که همهٔ اجزای اثر به یک کلیت کاملاً یکپارچه برسند. فیلم بیش از هر چیز زمانی جان میگیرد که به کنجکاوی و مهربانی نیوت نزدیک میشود؛ زمانی که جادو نه ابزاری برای سلطه، بلکه راهی برای دیدن جهان از منظری دیگر است.
حتی با وجود پراکندگی روایت، این هستهٔ انسانی و خیالپردازانه، تماشای اثر را ارزشمند میسازد و شخصیت مرکزیاش را از بسیاری قهرمانان پرهیاهوتر، ماندگارتر میکند.
« فیلم همچنین تصویری از جامعهای ارائه میدهد که ترس جمعی میتواند روابط میان گروهها را شکننده کند. »



ثبت دیدگاه