نقد و بررسی
نقد مردان (The Men) | 1950
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت از جنگ، آغاز نبردی دیگر «The Men» ساختهٔ Fred Zinnemann، بیش از آنکه دربارهٔ میدان جنگ باشد، دربارهٔ چیزی است که جنگ پس از خاموششدن صدای گلولهها بر جای میگذارد. فیلم، کن را در مرحلهای از زندگی دنبال میکند که بازگشت به خانه بهمعنای بازگشت به زندگی سابق نیست: بدنش دگرگون شده، استقلالش آسیب دیده و آیندهای که پیشتر بدیهی مینمود، اکنون مسئلهای دشوار و هراسآور است.
بستریشدن او در بخش ویژهٔ کهنهسربازان، صرفاً زمینهای برای روایت پزشکی نیست؛ مکانی است که در آن مردان ناچارند با تصویری تازه از خودشان روبهرو شوند. اثر از همان ابتدا تلخی تجربهٔ جنگ را از قهرمانیهای آشنای سینمایی جدا میکند. در اینجا، جراحت فقط واقعهای در گذشته نیست؛ حضوری مداوم است که بر روابط، اعتمادبهنفس و تصور فرد از آینده سایه میاندازد.
فیلم با تمرکز بر زندگی روزمرهٔ بیماران میکوشد نشان دهد بازماندن از جنگ پایان مصیبت نیست. گاه دشوارترین بخش ماجرا، زیستن با پیامدهایی است که دیگران نمیبینند یا نمیدانند چگونه با آنها روبهرو شوند. کن؛ خشم بهمثابه سپر کن، با بازی Marlon Brando، شخصیتی نیست که رنج خود را بهسادگی و با بیانی روشن توضیح دهد.
او به انزوا پناه میبرد، از نزدیکشدن دیگران میگریزد و در برابر پیشنهاد کمک واکنشی خصمانه نشان میدهد. این رفتارها را میتوان نوعی سپر دانست: کن با پسزدن نامزدش و قطع ارتباط با بیماران دیگر، میکوشد پیش از آنکه طرد شود، خودش فاصله را ایجاد کند. فیلم در بهترین لحظاتش این خشم را نه عیب اخلاقی، بلکه واکنشی پیچیده به ازدسترفتن اختیار و هویت پیشین نمایش میدهد.
« اثر از همان ابتدا تلخی تجربهٔ جنگ را از قهرمانیهای آشنای سینمایی جدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرت بازی Brando در همین تناقض نهفته است. او اندوه را با اشکهای پیدرپی یا گفتارهای طولانی عرضه نمیکند؛ سکوت، مکث، نگاه گریزپا و تغییرات ناگهانی لحن، بخش بزرگی از کار شخصیتپردازی را بر عهده میگیرند. کن گاه چنان در خود فرومیرود که حتی حضور آدمهای دلسوز نیز برایش نوعی تهدید به نظر میرسد.
این بازی، بهویژه با توجه به آنکه نخستین حضور سینمایی Brando است، نیرویی خام و کمتکلف دارد و اجازه نمیدهد نقش به نمونهای ساده از «قهرمانِ رنجکشیده» فروکاسته شود. بیمارستان؛ جامعهای کوچک و زنده یکی از انتخابهای مؤثر فیلم آن است که بیمارستان را به پسزمینهای بیجان محدود نمیکند.
بخش بیماران فضایی اجتماعی است: محل شوخی، رقابت، دلسوزی، کلافگی و گاه برخوردهای ناخوشایند. Norm، Leo و Angel هر یک به شیوهای متفاوت در زندگی جمعی بخش حضور دارند و همین تفاوتها، جهان فیلم را از تکصدایی بیرون میآورد. آنان تنها ابزارهایی برای «درستکردن» کن نیستند؛ آدمهایی با خلقوخو و مسائل خودشاناند که در کنار او زندگی میکنند.
شوخیهای میان بیماران از نقاط قوت مهم فیلم است. طنز در اینجا انکار رنج نیست، بلکه راهی برای تابآوردن آن و بازپسگرفتن بخشی از اختیار است. گاه همین لحظات سبکتر، تصویر بیمارستان را انسانیتر از صحنههای پرتصریح و توضیحی میکنند. فیلم همچنین از حضور بیماران واقعی و کارکنان بیمارستان در میان بازیگران بهره میبرد؛ این حضور به فضای اثر کیفیتی زمینی میبخشد و از صیقلیشدن بیش از اندازهٔ آن میکاهد.
« قدرت بازی Brando در همین تناقض نهفته است. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ کن و الن؛ پیوندی زیر فشار واقعیت رابطهٔ کن و الن، با بازی Teresa Wright، یکی از محورهای عاطفی فیلم است، اما به همان اندازه که اهمیت دارد، نابرابر از کار درآمده است. کن درگیر خشم و هراس درونی خویش است؛ الن، در مقابل، باید با عشق خود و با پرسشی دشوار روبهرو شود: آیا میتواند آیندهای را بپذیرد که با تصورات پیشینش تفاوت اساسی دارد؟
فیلم بهدرستی از تبدیل او به شخصیتی صرفاً فداکار و بیتردید پرهیز میکند. تردید الن بخشی از واقعیت رابطه است، نه نشانهٔ بیعاطفگی. با این همه، شیمی میان دو بازیگر همیشه به اندازهٔ بار عاطفی داستان قانعکننده نیست. بازی Brando درونی، کمحرف و پر از نوسان است، حال آنکه بازی Wright گاه صریحتر و نمایشیتر به چشم میآید.
این تفاوت میتواند در بعضی لحظات تضادی جالب بسازد، اما در بخشهایی از رابطه، فاصلهٔ میان آن دو را بیشتر از نزدیکیشان برجسته میکند. از سوی دیگر، رفتوبرگشتهای عاطفی این خط داستانی گاهی طولانی میشوند و فیلم بیش از آنچه لازم است بر کشمکشهای مشابه مکث میکند. نتیجه آن است که رابطهای مهم و بالقوه پیچیده، در برخی صحنهها به تکرار احساسات پیشین نزدیک میشود.
کارگردانی و شیوهٔ روایت Fred Zinnemann با رویکردی نسبتاً مهارشده، توجه را به رفتارها و جزئیات روزمره معطوف میکند. محیط بیمارستان و حضور بیماران در قاب، به فیلم حس مشاهدهگری میدهد؛ گویی دوربین میخواهد پیش از داوری، فرصت دیدن زندگی این مردان را فراهم کند. این رویکرد با موضوع اثر سازگار است، زیرا رنجِ پس از جنگ را نه در هیاهوی صحنههای نبرد، بلکه در کارهای کوچک و دشوار روزانه آشکار میسازد.
« فیلم بهدرستی از تبدیل او به شخصیتی صرفاً فداکار و بیتردید پرهیز میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ موضوعش ظریف نیست. گاه پیام اصلی را چند بار با تأکیدهای مستقیم یادآوری میکند و شخصیتها بهجای آنکه بگذارند کنش و سکوتشان معنا را منتقل کند، آن را توضیح میدهند. همین گرایش به تصریح، بعضی لحظات را شعاری میکند. اثر میخواهد مخاطب را به همدلی وادارد و از این جهت صادق است، اما در مواردی بهجای اعتماد به تأثیر تجربهٔ انسانی، معنای اخلاقی صحنه را از پیش تعیین میکند.
این لغزشها از ارزش فیلم نمیکاهند، اما نشان میدهند که دغدغهٔ اجتماعیِ نیرومند همیشه به بیان سینماییِ به همان اندازه پیچیده تبدیل نشده است. بدن، استقلال و معنای مردانگی عنوان فیلم، «مردان»، توجه را به جمعی جلب میکند که هویتشان در پی جراحت فقط با آسیب جسمانی تعریف نمیشود. کن و همراهانش با پرسشی گستردهتر روبهرو هستند: وقتی تواناییها و نقشهایی که از خود انتظار داشتهاند تغییر میکند، چگونه میتوانند همچنان خود را مردانی مستقل و کامل بدانند؟
فیلم، بدون آنکه این مسئله را در قالب بحثی نظری صورتبندی کند، آن را در واکنشهای آنان به مراقبت، وابستگی و نگاه جامعه آشکار میکند. نکتهٔ قابلتوجه این است که فیلم گاهی از الگوی آشنای درام الهامبخش فاصله میگیرد و به آشفتگی و دشواریِ سازگاری مجال میدهد. تغییر کن روندی سریع یا ساده نیست؛ همراهی دیگران بهتنهایی پاسخ همهٔ مسائل را فراهم نمیکند.
بااینحال، در برخی لحظات، فیلم به الگوی انگیزشی نزدیک میشود و چنان وانمود میکند که عزم فردی میتواند بر پیچیدگیهای زندگی غلبه کند. این تنش میان مشاهدهٔ واقعگرایانه و پیام امیدبخش، هم از محدودیتهای اثر است و هم بخشی از جذابیت تاریخی آن. ریتم و نقشهای فرعی ریتم فیلم، بهویژه در خط رابطهٔ کن و الن، گاهی کندتر از ظرفیت درام پیش میرود.
« بااینحال، فیلم همیشه به اندازهٔ موضوعش ظریف نیست. »
قوتها و کاستیها
تکرار بحرانها و مکث بر تصمیمهای مشابه، ممکن است حس طولانیشدن ایجاد کند؛ حال آنکه صحنههای جمعی بیمارستان معمولاً زندهترند و دامنهٔ تجربهٔ فیلم را گسترش میدهند. نقشهای فرعی در این بخشها به اثر گرما و تنوع میبخشند و یادآور میشوند که هر بیمار، داستان و شیوهٔ کنارآمدن خاص خود را دارد.
با وجود این، برخی از این داستانکها مجال کافی برای کاملشدن نمییابند. گاهی شخصیتی یا موقعیتی تأثیری فوری میگذارد، اما فیلم فرصت نمیکند پیامدهایش را بهطور کامل دنبال کند. این گسستها میتوانند حس واقعیت جمعی بیمارستان را تقویت کنند، زیرا زندگی آدمها همیشه در یک روایت منظم و بسته خلاصه نمیشود؛ اما در عین حال، ممکن است مخاطب را با پرسشهایی بیپاسخ رها کنند.
از همین رو، فیلم در ساختن فضای انسانی موفقتر از آن است که بتواند همهٔ شخصیتهایش را با عمقی یکسان بپروراند. جمعبندی «The Men» فیلمی مهم و اثرگذار دربارهٔ هزینهٔ انسانی جنگ و دشواریِ بازسازی زندگی پس از آن است. مهمترین دستاوردش، بیرونآوردن کهنهسرباز آسیبدیده از حاشیه و تبدیل تجربهٔ او به مرکز روایت است؛ دستاوردی که با بازی چشمگیر و پرجزئیات Marlon Brando و فضای ملموس بخش بیمارستان تقویت میشود.
دوستی میان بیماران، شوخیهای تلخ و کوشش برای بازگشت به زندگی جمعی، وجهی صمیمی و ماندگار به فیلم میدهد. در مقابل، رابطهٔ کن و الن گاه از نظر عاطفی بهاندازهٔ لازم باورپذیر نمیشود، بخشی از روایت بیش از حد کش میآید و تأکیدهای آشکار فیلم، آن را به سوی شعار و کلیشه میبرد. اما حتی با این کاستیها، اثر همچنان تماشاگر را به اندیشیدن دربارهٔ استقلال، هویت و مسئولیت اجتماعی در برابر آسیبدیدگان جنگ فرامیخواند.
« با وجود این، برخی از این داستانکها مجال کافی برای کاملشدن نمییابند. »
جمعبندی
ارزش آن نه در بینقصبودن، بلکه در جسارتِ پرداختن به موضوعی دشوار و در تواناییاش برای ساختن تصویری انسانی از مردانی است که نبردشان پس از بازگشت به خانه ادامه دارد.



ثبت دیدگاه