نقد و بررسی
نقد بوسه اژدها (Kiss of the Dragon) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان اکشن هنگکنگی و تریلر اروپایی «بوسه اژدها» فیلمی است که از همان ابتدا روشن میکند اولویتش چیست: نه بازآفرینی ژانر جنایی، بلکه ساختن تریلری پرشتاب که صحنههای مبارزه در آن حکم نیروی محرکه را دارند. فیلمِ کریس ناهون، با حضور جت لی و بریجیت فوندا، قصهی لیو جیان، مأمور پلیس چین را دنبال میکند که برای همکاری در عملیات دستگیری یک قاچاقچی به پاریس میآید؛ اما خیانت یک افسر فرانسوی او را در موقعیتی خطرناک و بیپناه قرار میدهد.
او ناچار است هم برای اثبات بیگناهی خود بجنگد و هم با زنی که درگیر همان شبکهی خشونتآمیز است، متحد شود. این پیشزمینه آشناست، اما فیلم میکوشد با ترکیب اکشن رزمی هنگکنگی و فضای تیرهی تریلر اروپایی به آن رنگی خاص بدهد. قصهای کارآمد، نه چندان تازه ساختار داستان بر زنجیرهای از تعقیب، پنهانشدن، کشف سرنخ و رویارویی بنا شده است.
این الگو برای حفظ شتاب فیلم مناسب است: قهرمان فرصت چندانی برای توقف ندارد و هر گام، او را به درگیری تازهای میکشاند. با این حال، تازگی چندانی در طرح کلی دیده نمیشود. مأمور بیگانهای که به دستگاهی فاسد گرفتار میشود، متحدی آسیبدیده مییابد و برای نجات خود و دیگری دست به مقاومت میزند، از الگوهای آشنای سینمای اکشن است.
« او ناچار است هم برای اثبات بیگناهی خود بجنگد و هم با زنی که درگیر همان شبکهی خشونتآمیز است، متحد شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ضعف اصلی در این نیست که فیلم از کلیشهها بهره میگیرد؛ ژانر اکشن همواره به الگوهای تثبیتشده تکیه داشته است. مسئله آن است که برخی پیوندهای داستانی بیشتر برای رساندن شخصیتها به صحنهی بعدی طراحی شدهاند تا آنکه از منطق روانشناختی یا علّی محکمی برخوردار باشند. خیانت، خطر و انتقام با سرعت کنار هم چیده میشوند، اما فرصت چندانی برای شکلگرفتن ابهام یا پیچیدگی اخلاقی پیدا نمیکنند.
در نتیجه، تماشاگر معمولاً زودتر از آنکه درگیر چرایی رویدادها شود، منتظر میماند ببیند قهرمان چگونه از مخمصهی بعدی بیرون میآید. جت لی؛ بدن در مقام زبان مهمترین دستاورد فیلم، حضور جت لی است؛ بازیگری که در اینجا بیش از هر چیز با حرکت سخن میگوید. لیو جیان کمحرف، خویشتندار و متمرکز است و همین سکون ظاهری، در لحظهی درگیری به نیرویی ناگهانی تبدیل میشود.
او از حرکتهای نمایشیِ بیهدف پرهیز میکند؛ ضربهها کوتاه، سریع و قاطعاند و بدنش گویی پیش از آنکه حریف تصمیم بگیرد، پاسخ را یافته است. این ویژگی به شخصیت وجهی حرفهای میدهد و او را از قهرمانان پرحرف و شوخطبع اکشن متمایز میسازد. در این فیلم، بدن لی نه فقط ابزار اجرای بدلکاری، بلکه ابزار روایت است.
« ضعف اصلی در این نیست که فیلم از کلیشهها بهره میگیرد؛ ژانر اکشن همواره به الگوهای تثبیتشده تکیه داشته است. »
شخصیتها و اجرا
نگاه ثابت، مکثهای کوتاه و شیوهی ایستادنش، بیش از دیالوگها دربارهی انضباط و خویشتنداری شخصیت اطلاعات میدهند. البته همین محدودیت، سویهی دیگری هم دارد: لیو جیان از نظر عاطفی چندان گسترش نمییابد و سکوتش گاهی به کمرنگی شخصیت نزدیک میشود. فیلم از توانایی جسمانی ستارهاش بهرهی فراوان میبرد، اما کمتر میکوشد لایههای درونی او را آشکار کند.
مبارزههایی روشن، خشن و حسابشده صحنههای رزمی فیلم در مقایسه با بسیاری از آثار همدورهاش بر وضوح حرکت و تماس فیزیکی تکیه دارند. ضربهها وزن دارند، بدنها با محیط برخورد میکنند و مبارزهها غالباً به جای تکیه بر پروازهای اغراقآمیز، از سرعت و دقت میگیرند. در بیشتر لحظات، دوربین به تماشاگر امکان میدهد بفهمد چه کسی حمله میکند، چه کسی دفاع میکند و برتری چگونه جابهجا میشود.
این خوانایی، امتیازی مهم است؛ زیرا تدوین پرشتاب، اگر حرکت را مخدوش کند، هیجان را به آشفتگی بدل میسازد. فیلم در استفاده از فضا نیز هوشمندانه عمل میکند. راهروها، اتاقهای تنگ، آشپزخانهها و مکانهای عمومی هر یک امکانات تازهای برای طراحی درگیری فراهم میکنند. اشیا و چیدمان محیط صرفاً پسزمینه نیستند؛ محدودیت یا فرصتی برای کنش میسازند.
« فیلم از توانایی جسمانی ستارهاش بهرهی فراوان میبرد، اما کمتر میکوشد لایههای درونی او را آشکار کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در کنار مبارزههای تنبهتن، استفاده از ابزارهایی چون سوزنهای طب سوزنی، امضای خاصی به شیوهی مبارزهی قهرمان میدهد و عنوان فیلم را نیز به جهان داستان پیوند میزند. رویکردی که بر بدلکاری و اجرای فیزیکی تکیه دارد، در این صحنهها حس ملموستری ایجاد میکند. پاریس؛ پسزمینهای تیره برای خشونت پاریسِ فیلم، شهر کارتپستالی و رمانتیک نیست.
خیابانها و فضاهای عمومی بیشتر به میدانهایی برای گریز و تعقیب بدل میشوند و معماری شهر در خدمت حس بیپناهی و مراقبت دائمی قرار میگیرد. حضور مکانهای شناختهشده در کنار محلههای خشنتر، تضادی میسازد میان تصویر آشنای شهر و جهان زیرزمینیای که داستان در آن جریان دارد. این تضاد به اثر هویت بصری میدهد، هرچند فیلم گاهی از شهر بیش از آنکه معنایی دراماتیک استخراج کند، بهعنوان صحنهای جذاب برای حرکت استفاده میکند.
در مجموع، فضای بصری از جنس تریلرهای سرد و سختگیر است، اما قلب فیلم در سنت اکشن رزمی میتپد. این دو وجه همیشه کاملاً در هم حل نمیشوند: بخشهای جنایی گاه جدی و سنگیناند، در حالی که مبارزهها با لذت آشکاری از اغراق سینمایی پیش میروند. بااینحال، همین ناهمواری بخشی از شخصیت اثر است؛ فیلم نه کاملاً واقعگرایانه است و نه میخواهد جهانی خیالپردازانه بسازد.
« رویکردی که بر بدلکاری و اجرای فیزیکی تکیه دارد، در این صحنهها حس ملموستری ایجاد میکند. »
قوتها و کاستیها
خشونت را ملموس عرضه میکند، اما در نهایت از منطق قهرمان شکستناپذیر ژانر جدا نمیشود. شخصیتهای فرعی و ناتمامی درام بریجیت فوندا در نقش جسیکا، سوی انسانیتر و آسیبپذیرتر داستان را نمایندگی میکند. رابطهی او با لیو جیان به فیلم امکان میدهد از یورشهای پیاپی فاصله بگیرد و انگیزهای عاطفی به ماجرا اضافه کند.
بااینحال، شخصیتپردازی جسیکا بیشتر بر رنج و موقعیت دشوار او تکیه دارد تا بر انتخابها و پیچیدگیهای شخصیاش. ازاینرو، حضورش گاه به کارکردی روایی محدود میشود: او همپیمانی است که بحران قهرمان را به مسیری تازه میبرد. در سوی مقابل، شخصیت افسر فاسد، با بازی چکی کاریو، به سبب خشونت و تهدیدگریاش حضوری پررنگ دارد.
کاریو نقش را با اغراق کنترلشدهای اجرا میکند که در لحظاتی به شخصیت شرورِ کمیکوار نزدیک میشود. این انتخاب میتواند برای مخاطبی که از ضدقهرمانان پرهیاهو لذت میبرد جذاب باشد، اما با فضای واقعگرایانهی بعضی صحنهها تنش دارد. دیالوگها نیز معمولاً راهی برای انتقال اطلاعات یا حفظ لحن تهدیدآمیزند، نه فرصتی برای آشکارکردن ظرافتهای روانی.
« خشونت را ملموس عرضه میکند، اما در نهایت از منطق قهرمان شکستناپذیر ژانر جدا نمیشود. »
جمعبندی
بنابراین، فیلم در هیجان جسمانی نیرومندتر از درام انسانی خود ظاهر میشود. جمعبندی «بوسه اژدها» اثری استوار بر مهارت جت لی و طراحی روشن و خشن مبارزههاست. قصهی آشنای آن، شخصیتپردازی محدود و برخی سستیهای منطقی مانع از آن میشوند که فیلم به تریلری پیچیده یا ماندگار از نظر درام بدل شود.
بااینهمه، اثر در هدف اصلی خود—ساختن اکشنی پرشتاب با مبارزههایی ملموس و قهرمانی که حضورش را از راه حرکت تثبیت میکند—موفق است. تماشاگرانی که از سینمای رزمی، ضرباهنگ سریع و قهرمانان کمحرف لذت میبرند، احتمالاً از آن بهره خواهند برد؛ کسانی که در درجهی نخست به قصهی تازه و شخصیتهای چندلایه اهمیت میدهند، ممکن است فاصلهای محسوس میان شور صحنههای اکشن و کممایگی درام احساس کنند.
« بنابراین، فیلم در هیجان جسمانی نیرومندتر از درام انسانی خود ظاهر میشود. »
ثبت دیدگاه