نقد و بررسی
نقد عاشق دوگانه (Double Lover) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی بر لبهٔ روان و خیال «Double Lover» یا «L’Amant double» ساختهٔ فرانسوا اوزون، تریلری اروتیک و روانشناختی است که از دل یک رابطهٔ درمانی آغاز میشود و بهتدریج مرز میان واقعیت، میل و هراس را لغزان میکند. کلوئه، زنی جوان و شکننده، پس از آنکه روانکاوی با پل را به رابطهای عاشقانه بدل میکند، به خانهٔ او میرود؛ اما کشف رازهایی در زندگی مرد، او را به سوی جستوجویی میکشاند که بیش از آنکه پاسخ بدهد، پرسشهای تازهای میسازد.
اوزون داستان را نه صرفاً بهعنوان معمایی دربارهٔ هویت، بلکه همچون بازیای با ادراک پیش میبرد. از همان ابتدا، تماشاگر به جای آنکه بر زمینی استوار بایستد، در فضایی قرار میگیرد که هر نشانه میتواند معنایی دوگانه داشته باشد. این انتخاب، موتور تعلیق فیلم است؛ هرچند همان ابهامی که در آغاز جذاب و مولد به نظر میرسد، در ادامه گاه به آشفتگی روایی میانجامد.
کلوئه؛ تن بهمثابه میدان روایت کلوئه در ظاهر شخصیتی است که باید رازهای پیرامون خود را کشف کند، اما فیلم بارها بدن او را به موضوعی مستقل از اراده و فهمش بدل میسازد. درد جسمانی، آسیبپذیری عاطفی و رابطهاش با درمانگر، همگی به شکلی به هم گره میخورند که بدن او را به صحنهٔ اصلی روایت تبدیل میکند.
این پیوند میتواند خوانشی دربارهٔ نسبت روان و جسم به دست دهد؛ رنجی که در کلمات جا نمیشود، در بدن نمود پیدا میکند و از آنجا مسیر قصه را تغییر میدهد. با این حال، کلوئه همیشه به اندازهٔ رازهایی که گرد او شکل میگیرند، شخصیتپردازی نمیشود. گاهی به نظر میرسد واکنشها و تجربههای او بیش از آنکه از منطق درونی شخصیتی مستقل سرچشمه بگیرند، برای پیشبرد خیالپردازی و بازیهای مردانهٔ فیلم به کار گرفته شدهاند.
« اوزون داستان را نه صرفاً بهعنوان معمایی دربارهٔ هویت، بلکه همچون بازیای با ادراک پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این مسئله بهویژه در صحنههای اروتیک اهمیت دارد: فیلم میل را بیپرده تصویر میکند، اما همیشه روشن نیست که تجربهٔ کلوئه را از منظر خود او میبیند یا او را به تصویری برای نگاه دیگران تقلیل میدهد. دوگانگی و بازی بازیگر محور مهم فیلم، حضور دو برادر دوقلو با منشهایی متفاوت است؛ یکی آرامتر و مهارشدهتر، دیگری خشنتر و بیپرواتر.
Jérémie Renier با اجرای هر دو نقش، تفاوت را تنها از راه گفتوگو و رفتار آشکار نمیکند؛ ریتم بدن، نگاه و میزان تسلط بر فضا نیز در ساختن فاصلهٔ میان آنها نقش دارد. این دوگانگی به فیلم امکان میدهد پرسشهایی دربارهٔ چهرههای متعارض یک هویت مطرح کند: آیا آنچه پنهان میشود، حقیقتی سرکوبشده است یا تصویری که دیگری از ما میسازد؟
بازی Renier از نقاط قوت اثر است، زیرا باید دو حضور همزمان و در عین حال متمایز را باورپذیر کند. با اینهمه، جذابیت ایدهٔ دوقلوها گاهی جای عمق روانشناختی را میگیرد. فیلم بیشتر به ظرفیت نمایشیِ تقابل دو چهره علاقه نشان میدهد تا به کاوش دقیق در منشأ این تفاوتها. در نتیجه، دوقلوها هم ابزار مؤثری برای تعلیقاند و هم نشانهای از ایدهای که میتوانست بیش از این بسط یابد.
آینهها و معماریِ نگاه فضاسازی بصری فیلم، یکی از مهمترین ابزارهای ساختن حس ناپایداری است. آینهها، سطوح بازتابنده و قابهایی که آدمها را چندپاره یا تکرارشده نشان میدهند، جهان داستان را به تالاری از بدلها تبدیل میکنند. تصویر در اینجا فقط چیزی را ثبت نمیکند؛ مدام دربارهٔ امکان خطا در دیدن هشدار میدهد.
« بازی Renier از نقاط قوت اثر است، زیرا باید دو حضور همزمان و در عین حال متمایز را باورپذیر کند. »
شخصیتها و اجرا
گویی هر چهره نسخهای دیگر در خود دارد و هر بازتاب میتواند پرسشی دربارهٔ اصل و بدل پیش بکشد. این زیباییشناسی شیک، با فضای شهری و محیطهای مدرن فیلم تناسب دارد. قابها اغلب کنترلشده و دقیقاند و همین نظم تصویری، در تضاد با آشوب روانی شخصیتها قرار میگیرد. اوزون از این تضاد برای ایجاد وهم استفاده میکند: جهان بیرونی مرتب و صیقلی به نظر میرسد، اما زیر سطح آن میل، ترس و راز در حال حرکتاند.
البته نمادپردازی آینهها گاهی چنان آشکار است که به جای گشودن معنایی تازه، ایدهٔ دوگانگی را دوباره و دوباره به تماشاگر یادآوری میکند. تعلیق، راز و مسئلهٔ باورپذیری فیلم در بخشهای نخست، با مهارت اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند. کنجکاوی دربارهٔ گذشتهٔ پل و آنچه از کلوئه پنهان مانده، تماشاگر را به پیگیری نشانهها وادار میسازد.
ساختار رازآلود قصه بهخوبی با موضوع فریب و چندپارگی هماهنگ است؛ هر کشف، تصویر پیشین را اندکی جابهجا میکند و امکان تازهای برای تفسیر میسازد. اما هرچه روایت به بخش پایانی نزدیک میشود، اتکای آن به پیچشها بیشتر میشود و انسجام روانشناختیاش کمتر. بعضی رخدادها به جای آنکه از شخصیتها و روابطشان بهطور طبیعی برآیند، انگار برای غافلگیر کردن تماشاگر وارد داستان میشوند.
در چنین لحظاتی، فیلم از تریلری رازآلود به معمایی پرپیچوخم بدل میشود که قواعدش بهروشنی تثبیت نشدهاند. بهتر است تماشاگر از ابتدا بداند که اثر بیش از واقعگرایی، به منطق رؤیا و کابوس نزدیک میشود؛ اما حتی با این پذیرش، همهٔ انتخابهای روایی هموزن و قانعکننده نیستند. میل، قدرت و نگاه مردانه رابطهٔ کلوئه و پل از همان آغاز در موقعیتی نابرابر شکل میگیرد: یکی درمانگر است و دیگری بیمار.
« گویی هر چهره نسخهای دیگر در خود دارد و هر بازتاب میتواند پرسشی دربارهٔ اصل و بدل پیش بکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم این نابرابری را نادیده نمیگیرد، اما پیامدهای اخلاقی و عاطفی آن را نیز بهطور کامل نمیکاود. پیوند حرفهای و عاشقانه بهسرعت در هم میپیچند و این درهمآمیزی، هم منبعی برای تنش است و هم پرسشی دربارهٔ قدرت: چه کسی چارچوب رابطه را تعیین میکند و چه کسی ناچار است درون آن معنا پیدا کند؟
رویکرد فیلم به میل، جسورانه و گاه بازیگوشانه است، ولی همین بازیگوشی ممکن است ناراحتی یا بیاعتمادی برانگیزد. اثر میخواهد از مرزهای تریلر اروتیک عبور کند و امیال متناقض را بخشی از تجربهٔ روانی شخصیتها نشان دهد؛ بااینحال، کلوئه گاهی بیشتر موضوع میل و رمزگشایی دیگران است تا صاحب صدایی مستقل.
این کاستی، اثر را از نظر جنسیت و قدرت پیچیدهتر میکند: فیلم امکان نقد نگاه مردانه را پیش میکشد، اما همیشه از دام همان نگاه بیرون نمیآید. جایگاه اثر در سینمای اوزون «Double Lover» با علاقهٔ شناختهشدهٔ اوزون به هویتهای لغزان، میلهای متناقض و مرزهای شکنندهٔ واقعیت همخوان است.
او داستانی اقتباسی را به مادهای برای تجربهگری بدل میکند و از قراردادهای تریلر روانشناختی بهره میگیرد، بیآنکه کاملاً به آنها وفادار بماند. همین آزادی، گاه به فیلم انرژی و سرزندگی میدهد؛ گاه نیز باعث میشود عناصر گوناگونش ــ درام عاطفی، اروتیسم، معما و خیالپردازی ــ به دشواری در یک کلیت منسجم جمع شوند.
« فیلم این نابرابری را نادیده نمیگیرد، اما پیامدهای اخلاقی و عاطفی آن را نیز بهطور کامل نمیکاود. »
قوتها و کاستیها
اثر را میتوان تجربهای دید که بیش از حلکردن معما، در پی آزمودن واکنش تماشاگر به ابهام و اغراق است. در این چارچوب، بخشی از ناسازگاریهای آن شاید تعمدی باشد، اما عمدیبودن بهتنهایی هر لغزش روایی را به فضیلت تبدیل نمیکند. فیلم در بهترین لحظاتش با تصویر و بازی، فضای پراضطرابی میسازد؛ در ضعیفترین لحظاتش، به پیچشهایی تکیه میکند که از وزن و زمینهٔ کافی برخوردار نیستند.
جمعبندی «Double Lover» تریلری خوشساخت و دیداری است که از دوقلوها، بازتابها و رازهای رابطهای برای ساختن جهانی ناآرام استفاده میکند. اجرای دوگانهٔ Jérémie Renier، حضور مرکزی Marine Vacth و فضاسازی مبتنی بر آینهها، فیلم را تماشایی و از نظر بصری بهیادماندنی میسازند. در مقابل، شتابزدگی در پرداخت برخی ایدهها، پیچشهای کمباورپذیر و شخصیتپردازی نابرابر کلوئه، مانع از آن میشود که اثر به کاوشی کاملاً منسجم در روان و میل بدل شود.
ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهایش باشد، در فضای ناپایدار و پرسشهایی است که دربارهٔ هویت، بدن و قدرت برمیانگیزد. کسانی که تریلری واقعگرایانه و از نظر علّی دقیق میخواهند، ممکن است از مسیر آن ناامید شوند؛ اما تماشاگرانی که با روایتهای عامدانهٔ اغراقآمیز و کابوسوار همراه میشوند، در این اثر تجربهای جذاب، آشفته و بحثبرانگیز خواهند یافت.
« اثر را میتوان تجربهای دید که بیش از حلکردن معما، در پی آزمودن واکنش تماشاگر به ابهام و اغراق است. »
ثبت دیدگاه