نقد و بررسی
نقد دثگاسم (Deathgasm) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تیتر و هویت اثر «Deathgasm» فیلمی است که از همان نامش اعلام میکند قرار نیست با قواعد متعارف سینمای وحشت رفتار کند. این کمدی ترسناک نیوزیلندی، ساختهٔ Jason Lei Howden، موسیقی متال را نه تزئینی برای پسزمینه، بلکه نیروی محرک جهان و شخصیتهایش میسازد. نتیجه، اثری پرسروصدا، خونآلود و عمداً بیپرواست؛ فیلمی که از جدی گرفتن خودش میپرهیزد، اما برای ساختن فضای مخصوصش شور و دقت قابلتوجهی به خرج میدهد.
سرچشمهٔ بخشی از این شور را میتوان در تجربهٔ نوجوانی کارگردان و علاقهاش به موسیقی متال جستوجو کرد. روایت؛ از ملال تا آشوب محور داستان برودی است؛ نوجوانی که در محیط تازهاش با تنهایی، قضاوت دیگران و فشار زندگی خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. او در زک همدل و همسلیقهای پیدا میکند و همراه دوستانشان گروهی موسیقی تشکیل میدهند.
جستوجوی هیجان و راهی برای بیرون آمدن از روزمرگی، آنان را به آیینی ممنوعه میکشاند و شهر را به صحنهٔ بحرانی اهریمنی بدل میکند. این چارچوب، آشنا و ساده است؛ اما فیلم میکوشد آن را با ریتم تند، شوخیهای ناگهانی و تصاویری اغراقشده از خشونت از مسیر معمولش خارج کند. داستان بیش از آنکه بر پیچیدگی طرح تکیه کند، با برخورد شخصیتها و موقعیتهای نامتعارف پیش میرود.
« سرچشمهٔ بخشی از این شور را میتوان در تجربهٔ نوجوانی کارگردان و علاقهاش به موسیقی متال جستوجو کرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
به همین دلیل، لحظههایی که روابط میان نوجوانان در مرکز توجهاند، گاه بهاندازهٔ خود ماجرای فراطبیعی اهمیت پیدا میکنند. فیلم از مضمون طردشدگی و تفاوتداشتن نیز بهره میگیرد: شخصیتهایی که در نگاه دیگران عجیب یا نامطلوباند، در جمع کوچک خود نوعی تعلق و همبستگی مییابند. این لایه، هرچند جای داستانی مفصل و پرظرافت را نمیگیرد، به آشوب فیلم ریشهای عاطفی میدهد.
متال؛ زبانی برای شخصیتپردازی متال در «Deathgasm» فقط صدای بلند گیتار و نشانههای ظاهری نیست؛ زبان مشترکی است که آدمهای حاشیهنشین با آن خود را میشناسند و از جهان بیرون فاصله میگیرند. فیلم این موسیقی را هم جدی میگیرد و هم دست میاندازد: از شور و هویتسازی آن لذت میبرد، اما اجازه نمیدهد ستایشش به نوعی تقدسسازی خشک تبدیل شود.
ارجاعها و شوخیهای مربوط به فرهنگ متال برای مخاطب آشنا لذت بیشتری دارند، ولی کارکرد موسیقی در ساختن انرژی صحنهها برای بینندهٔ ناآشنا هم قابلدرک است. همین پیوند میان موسیقی و وحشت، به اثر امضایی روشن میبخشد. فضای فیلم شبیه کنسرتی است که نظم آن از هم پاشیده و به کابوسی کمیک تبدیل شده باشد؛ ضرباهنگ موسیقی و ضرباهنگ تدوین در بسیاری از بخشها یکدیگر را تقویت میکنند.
« این لایه، هرچند جای داستانی مفصل و پرظرافت را نمیگیرد، به آشوب فیلم ریشهای عاطفی میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، فیلم را از کمدی ترسناکهایی که صرفاً چند شوخی را میان صحنههای خونآلود میگنجانند، متمایز میکند. در اینجا خود جهان داستانی، با خشم نوجوانانه و سلیقهٔ موسیقایی شخصیتها رنگ گرفته است. طنز؛ لذتِ بیپروایی و حدّ تحمل طنز فیلم بر جسارت، ابتذال عمدی و غافلگیری استوار است.
شوخیهای کثیف، موقعیتهای ابلهانه و برخورد بیاعتنا با امور هولناک، همانقدر که میتوانند خندهدار باشند، ممکن است تماشاگر را پس بزنند. «Deathgasm» در پی شوخطبعی ظریف و زیرپوستی نیست؛ اغلب ترجیح میدهد شوخی را تا انتها پیش ببرد و از افراطش لذت ببرد. این رویکرد با روحیهٔ سرکش فیلم هماهنگ است، اما گاهی به تکرار یا طولانی شدن بعضی لحظهها میانجامد.
شوخیها همچنین از جدال میان تصویر ترسناک و واکنش نامتناسب شخصیتها نیرو میگیرند. این تضاد به فیلم امکان میدهد از خونریزی و وحشت، نه صرفاً برای شوک، بلکه برای کمدی استفاده کند. بااینحال، چنین لحنی نیازمند همراهی مخاطب است: اگر شوخیهای زمخت یا ارجاعهای متالمحور برای بیننده کار نکنند، بخش مهمی از جذابیت فیلم از دست میرود.
« این انتخاب، فیلم را از کمدی ترسناکهایی که صرفاً چند شوخی را میان صحنههای خونآلود میگنجانند، متمایز میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر در این زمینه میپذیرد که قرار نیست برای همه باشد. شخصیتها و بازیها برودی و زک در مرکز توجهاند، اما جذابیت فیلم به رابطهٔ میان آنان و همراهانشان وابسته است. این نوجوانان نه قهرمانانی آرمانیاند و نه تیپهایی که صرفاً برای پیشبرد صحنههای خشونتآمیز ساخته شده باشند؛ دستوپاچلفتی بودن، شور خام و میلشان به پذیرفتهشدن، به ماجرا حالوهوایی انسانی میبخشد.
وقتی میان شخصیتها رفاقت و کشمکش شکل میگیرد، خطرها معنای بیشتری پیدا میکنند و فیلم از رشتهای از شوخیهای خونین فراتر میرود. بازیها نیز با لحن اغراقآمیز اثر سازگارند. بازیگران به جای آنکه بکوشند رفتارهای نامعقول را کاملاً واقعی جلوه دهند، انرژی کمیک فیلم را میپذیرند. این هماهنگی برای اثری با چنین جهان بیقاعدهای ضروری است.
در عین حال، برخی شخصیتها فرصت چندانی برای رشد یا روشن شدن انگیزههایشان پیدا نمیکنند؛ فیلم بیشتر به حضور رنگارنگ آنها و کارکردشان در ماجرا اهمیت میدهد تا به کاوش عمیق روانشناختی. خشونت، جلوهها و آشفتگی روایی خشونت در فیلم پرحجم، کارتونی و آشکارا نمایشی است. خونریزی و ابزارهای عجیب، بهجای آنکه فضایی واقعگرایانه بسازند، بخشی از شوخی بصری فیلم میشوند.
« اثر در این زمینه میپذیرد که قرار نیست برای همه باشد. »
قوتها و کاستیها
جلوههای عملی در بعضی لحظهها به این اغراق جان میدهند و حس دستساز و بازیگوشانهٔ آثار کمبودجه را حفظ میکنند. در مقابل، برخی جلوههای دیجیتال به یکدستی تصویر لطمه میزنند و گاه از فضای باورپذیرِ عمداً اغراقآمیز فیلم بیرون میزنند. ضعف اصلی در ساختار، شلوغی و نابرابری ریتم است.
فیلم گاهی چند مسیر، شخصیت یا ایده را همزمان پیش میبرد، بیآنکه برای همه به یک اندازه فرصت بگذارد. در نتیجه، بعضی بخشهای روایت گذرا میمانند و پیوند میان شوخیها، خطر اصلی و روابط عاطفی همیشه روان نیست. این بینظمی میتواند در بافت پرهرجومرج اثر تا حدی طبیعی به نظر برسد، اما همچنان از انسجام آن میکاهد.
«Deathgasm» بیش از آنکه داستانی بینقص بسازد، میخواهد تجربهای پرانرژی و سرشار از اتفاقهای غریب فراهم کند. برای چه تماشاگری؟ این فیلم بیش از همه برای کسانی کار میکند که از وحشتکمدی خشن، شوخیهای زمخت و موسیقی متال لذت میبرند. آشنایی با فرهنگ متال، ارجاعها را شیرینتر میکند، اما شرط ضروری برای دنبال کردن داستان نیست.
« ضعف اصلی در ساختار، شلوغی و نابرابری ریتم است. »
جمعبندی
تماشاگرانی که از کمدی سیاه و خشونت اغراقآمیز پرهیز ندارند، احتمالاً از جسارت و صمیمیت اثر چیزی برای دوست داشتن پیدا میکنند؛ در مقابل، کسانی که طنز سنجیدهتر یا روایتی منظمتر میخواهند، ممکن است آن را شلوغ و نامتوازن بیابند. جمعبندی «Deathgasm» فیلمی پالوده و بینقص نیست؛ قوتش در شور، هویت و بیاعتناییاش به خوشایند همه بودن است.
ترکیب متال، وحشت و کمدی ابلهانه، به آن شخصیتی متمایز میدهد و شخصیتهای دوستداشتنیاش کمک میکنند آشوب خونین فیلم فقط مجموعهای از شوکهای تصویری نباشد. در سوی دیگر، طنز زمخت، روایت پراکنده و جلوههای ناهمگون گاه از تأثیرش میکاهند. بااینهمه، اثر به وعدهٔ اصلی خود وفادار میماند: سرگرمی پرانرژی، نامتعارف و عامدانه افراطی؛ تجربهای که بیش از آنکه برای همه ساخته شده باشد، با تمام وجود به سلیقهٔ خاص خودش وفادار است.
« جمعبندی «Deathgasm» فیلمی پالوده و بینقص نیست؛ قوتش در شور، هویت و بیاعتناییاش به خوشایند همه بودن است. »
ثبت دیدگاه