نقد و بررسی
نقد پرستار بچه (Babysitter) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و تصحیحی دربارهٔ داستان عنوان «Babysitter» گاه با سال ۲۰۱۶ شناخته میشود، هرچند در برخی اطلاعات تولید، فیلم به سال ۲۰۱۵ نسبت داده شده و انتشار اینترنتی آن در ۲۰۱۶ ثبت شده است. این اثر ساختهٔ Morgan Krantz است؛ اما خلاصهای که از پرستار جوانِ خانوادهای ثروتمند و دگرگونی او سخن میگوید، با روایت فیلم همخوانی ندارد.
محور داستان، ری لانگوی، نوجوانی گرفتار بحرانهای خانوادگی و هویتی، و آنجلیکا دی، پرستار جوان خواهر کوچکتر اوست. میان آن دو پیوندی شکل میگیرد که هرکدام را وادار میکند با تنهایی و سردرگمی خود روبهرو شوند. بنابراین بهتر است فیلم را نه یک درام خانوادگی متعارف، بلکه روایتی نامتعارف از بلوغ و نزدیکی میان دو شخصیت آسیبپذیر دانست.
روایت در حاشیهٔ یک خانواده فیلم از دل وضعیتی خانوادگی آغاز میشود که آرامش ظاهری خانه را از پیش مختل کرده است: مادر ری درگیر جدایی از همسرش است و تنشهای بزرگسالان به زندگی فرزندان نیز سرایت میکند. ورود آنجلیکا به خانه، قرار نیست صرفاً مسئلهٔ نگهداری از کودک را حل کند؛ او به شکلی ناخواسته وارد فضای عاطفی خانواده میشود و بهویژه برای ری، حضوری متفاوت از بزرگسالان دیگر پیدا میکند.
« میان آن دو پیوندی شکل میگیرد که هرکدام را وادار میکند با تنهایی و سردرگمی خود روبهرو شوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم مسیر رابطهٔ این دو را با شتاب یک درام پرحادثه پیش نمیبرد؛ بیشتر بر موقعیتهای روزمره، برخوردهای ناخوشایند و تغییر تدریجی نگاهشان به یکدیگر تکیه دارد. این انتخاب گاهی به روایت مجال تأمل میدهد و گاهی آن را کمتحرک میسازد. بلوغی که معنای روشنی ندارد موضوع بلوغ در فیلم نه به شکل پیروزی ساده بر مشکلات، بلکه همچون دورهای ناپایدار و گاه شرمآور تصویر میشود.
ری نوجوانی است که میان میل به استقلال و نیاز به دیدهشدن گرفتار مانده؛ رفتارهایش همیشه دلپذیر نیست و فیلم نیز چندان نمیکوشد او را به قهرمانی دوستداشتنی بدل کند. آنجلیکا هم شخصیتی بینقص یا راهنمایی خردمند نیست؛ گذشته و فقدانهایش بر انتخابها و پیوندهایش سایه انداختهاند. در نتیجه، رابطهٔ آن دو بیش از آنکه الگویی برای رشد باشد، برخورد دو تنهایی است.
همین ابهام میتواند نقطهٔ قوت اثر باشد، اما چون فیلم همیشه به اندازهٔ کافی آن را بسط نمیدهد، گاهی به نامعلومیِ صرف نزدیک میشود. بازیها و نیروی شخصیتها Max Burkholder در نقش ری، ناآرامی و خودمحوری نوجوانی را با لحنی نسبتاً باورپذیر منتقل میکند. شخصیت او از آن دست نوجوانانی نیست که با چند صحنه بهسادگی درک شوند؛ تناقضهای رفتارش بخشی از تصویر آشفتهٔ دورهٔ بلوغ است.
« این انتخاب گاهی به روایت مجال تأمل میدهد و گاهی آن را کمتحرک میسازد. »
شخصیتها و اجرا
Danièle Watts نیز به آنجلیکا وقاری مستقل میبخشد و او را از نقش کلیشهای پرستارِ صرفاً مهربان یا مرموز دور میکند. شیمی میان این دو بازیگر، در لحظههایی که فیلم به رابطهشان فرصت مکث میدهد، به روایت جان میبخشد. در کنار آنان، Valerie Azlynn مادری را ترسیم میکند که هم گرفتار بحران شخصی خویش است و هم در برابر فرزندانش مسئولیت دارد؛ هرچند فیلم گاه شخصیت او را بیشتر در خدمت تنش داستانی میگذارد تا کاوشی کامل درونی.
لحن مستقل و طنزی ناپایدار یکی از ویژگیهای قابلتوجه «Babysitter» امتناع آن از صیقلدادن فضای خانواده است. شخصیتها اغلب خودخواه، خام یا دشوارفهماند و فیلم از تبدیلکردن آنان به الگوهای اخلاقی سر باز میزند. این رویکرد به اثر رنگی مستقل میدهد و آن را از درامهای خانوادگیِ مرتب و احساساتی جدا میکند.
بااینحال، طنز فیلم همیشه با این نگاه تلخ هماهنگ نیست. بعضی موقعیتها چنان طراحی شدهاند که انگار فیلم انتظار خنده دارد، اما فاصلهٔ میان قصد طنزآمیز و نتیجهٔ اجرایی محسوس میشود. شوخیها گاهی کهنه یا تصنعی به نظر میرسند و برخی برخوردها بهجای آنکه تلخی روابط را روشن کنند، فقط بر ناهنجاری فضا میافزایند.
« شیمی میان این دو بازیگر، در لحظههایی که فیلم به رابطهشان فرصت مکث میدهد، به روایت جان میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و ساختار روایی آغاز فیلم آهسته است و برای تماشاگرانی که انتظار کشمکش فوری یا طرحی پرشتاب دارند، ممکن است خستهکننده جلوه کند. فیلم ابتدا در جزئیات زندگی روزمره و روابط خانوادگی مکث میکند، اما این مکثها همیشه به شناختی عمیقتر از شخصیتها نمیانجامند. در بخشهایی، گذار از یک موقعیت به موقعیت دیگر ناهموار است و روایت بیش از آنکه مسیر روشنی بسازد، به رشتهای از برخوردهای پراکنده شباهت پیدا میکند.
بااینهمه، بینظمی ساختار کاملاً بیهدف نیست: بخشی از آن با سردرگمی شخصیتها تناسب دارد. مسئله آنجاست که فیلم نمیتواند همیشه میان آشفتگیِ آگاهانه و پراکندگیِ روایی مرز روشنی نگه دارد. مضمونها و محدودیتهای آنها در لایهٔ زیرین، فیلم دربارهٔ نیاز به تعلق است: نیاز نوجوان به آنکه کسی او را جدی بگیرد، و نیاز فرد جوان به آنکه گذشتهاش تمام تعریف او نباشد.
بحران خانواده نیز زمینهای فراهم میکند تا نشان دهد مسائل بزرگسالان چگونه به فضای عاطفی کودکان راه مییابند، حتی وقتی آنان مستقیماً از واقعیتها باخبر نیستند. بااینحال، اثر دربارهٔ این مضمونها حکم قطعی صادر نمیکند و همین امتناع از نتیجهگیری میتواند صادقانه به نظر برسد. دشواری آن است که گاه فیلم بهجای گشودن پرسشهای پیچیده، سرنخهایی میدهد و سپس از پیگیری کاملشان بازمیماند.
« بااینهمه، بینظمی ساختار کاملاً بیهدف نیست: بخشی از آن با سردرگمی شخصیتها تناسب دارد. »
قوتها و کاستیها
ازاینرو، تماشاگر ممکن است پایانبندی عاطفیِ رابطه را دریافت کند، اما دربارهٔ معنای تحول شخصیتها همچنان مردد بماند. جمعبندی «Babysitter» فیلمی مستقل و ناصاف دربارهٔ تنهایی، بلوغ و پیوندی نامتعارف در دل خانوادهای ازهمگسیخته است. بازیهای اصلی، بهویژه حضور سنجیدهٔ Danièle Watts و Max Burkholder، به داستانی که گاه در روایت و لحن پراکنده میشود، نیروی انسانی میبخشند.
در مقابل، شروع کند، طنزی که همیشه اثر نمیکند و تحولهایی که به جمعبندی کاملاً روشنی نمیرسند، از انسجام کلی فیلم میکاهند. ارزش اثر بیش از آنکه در طرحی محکم یا پیامی قطعی باشد، در حالوهوای مستقل و امتناعش از سادهسازی آدمهای دشوار نهفته است. برای تماشاگر علاقهمند به درامهای کمهزینه و شخصیتمحور، تجربهای قابلتأمل است؛ اما کسی که انتظار روایتی منظم، خوشریتم و عاطفياً قاطع دارد، احتمالاً با فاصلهای میان ظرفیت فیلم و دستاورد نهایی آن روبهرو خواهد شد.
ثبت دیدگاه