نقد و بررسی
نقد پینوکیو ۹۶۴ (964 Pinocchio) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوب بهمثابه زبان «964 Pinocchio» ساختهٔ Shozin Fukui فیلمی نیست که جهانش را آرامآرام برای تماشاگر توضیح دهد؛ این اثر از همان ابتدا او را به میانهٔ فضایی ناآرام پرتاب میکند، جایی که بدن، حافظه و هویت هیچکدام ثباتی مطمئن ندارند. فیلم با طرحی سایبرپانکی و هراسانگیز پیش میرود، اما علاقهاش به روایت کلاسیک و علتومعلولهای مرتب اندک است.
تصویرها، صداها و کنشهای بدنی بیش از توضیحهای داستانی وظیفه دارند حالوهوای اثر را بسازند. این رویکرد هم مهمترین امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ دشواری آن. «964 Pinocchio» تماشاگر را به جای آنکه در مسیری روشن هدایت کند، در تجربهای حسی و آشفته شریک میسازد. برای برخی، همین بیقراری بدل به نیرویی مسحورکننده میشود؛ برای برخی دیگر، آشفتگی مانع درگیرشدن با شخصیتها و معنای رخدادهاست.
پینوکیو و بدنِ ازکارافتاده پینوکیو در این فیلم نه عروسکی چوبی، بلکه سایبورگی است که کارکردی معین برایش تعریف شده و پس از معیوبشدن به حاشیه رانده میشود. این جابهجایی، افسانهٔ آشنای پینوکیو را به تصویری تلخ از انسانِ ساختهشده و مصرفشدنی بدل میکند: موجودی که ارزشش را نه از خواست و آگاهی، بلکه از میزان کارآمدیاش میگیرند.
بدن او هم ابزار است و هم محل بروز شکست؛ چیزی که باید فرمان ببرد، اما دیگر با نظم تحمیلشده سازگار نیست. فیلم این ایده را با ظرافتی آرام و نمادپردازانه بیان نمیکند. برعکس، آن را به سطحی خشن و آزارنده میکشاند و بدن را به میدان اصلی نمایش میآورد. این انتخاب ممکن است تماشاگر را پس بزند، اما در منطق اثر معنا دارد: خشونتِ واردشده بر پینوکیو قرار نیست فقط در دیالوگ یا پسزمینه بماند؛ باید در خودِ تصویر محسوس شود.
« فیلم با طرحی سایبرپانکی و هراسانگیز پیش میرود، اما علاقهاش به روایت کلاسیک و علتومعلولهای مرتب اندک است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، شدت این نمایش گاهی چنان بر تجربه غلبه میکند که فرصت تأمل دربارهٔ شخصیت را محدود میسازد. کیوکو و جستوجوی حافظه در برابر پینوکیو، کیوکو قرار دارد؛ زنی که فقدان حافظهاش او را از گذشته جدا کرده و در عین حال به جستوجوی نوعی نظم در محیط پیرامون وامیدارد. پیوند این دو بر پایهٔ آشنایی متعارف یا گفتوگوی توضیحدهنده شکل نمیگیرد.
رابطهشان بیشتر تلاشی برای یافتن تماس و جهت است؛ کوشش دو موجود آسیبدیده برای ساختن معنایی مشترک در جهانی که گذشته در آن پشتوانهای قابلاعتماد نیست. حافظه در فیلم صرفاً وسیلهای برای بازکردن گره داستانی نیست. از دسترفتن آن پرسشی دربارهٔ خودِ هویت پیش میکشد: اگر خاطره را از کسی بگیرند، چه چیزی از او باقی میماند؟
آیا میتوان زندگی را از نو آغاز کرد، یا گذشته حتی پس از محوشدن همچنان در بدن و رفتار حضور دارد؟ فیلم پاسخ روشنی عرضه نمیکند. در عوض، با قرار دادن دو شخصیت در وضعیتی نامطمئن، پرسش را به بخشی از فضای ناآرام اثر بدل میسازد. توکیو بهمثابه هزارتویی بیپناه شهر در «964 Pinocchio» پسزمینهای خنثی برای وقوع ماجراها نیست.
فضای شهری حالتی بیگانه و بیقرار دارد؛ محیطی که آدمها را در خود میبلعد، بیآنکه لزوماً به آنان پناهی بدهد. این جهان، سیمای پرزرقوبرق و آیندهگرای سایبرپانک را با نوعی فرسودگی و تهدید درمیآمیزد. تکنولوژی نه نشانهٔ پیشرفت مطمئن، بلکه بخشی از سامانهای است که بدنها را میسازد، کنترل میکند و در صورت ناکارآمدی کنار میگذارد.
« بااینحال، شدت این نمایش گاهی چنان بر تجربه غلبه میکند که فرصت تأمل دربارهٔ شخصیت را محدود میسازد. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، فیلم بیش از آنکه تصویری منظم از آینده ارائه دهد، کابوسی شهری میسازد. تعقیب، پرسهزنی و گمشدن در محیط، حس بیپناهی شخصیتها را تقویت میکند. خیابانها و فضاهای عمومی ظاهراً بازند، اما آزادی واقعی در آنها دشوار است؛ شخصیتها از نیرویی پنهان میگریزند، بیآنکه همیشه بتوانند بفهمند این نیرو دقیقاً کجاست یا تا کجا امتداد دارد.
فرم بصری و انرژی عصبی جسارت بصری فیلم یکی از برجستهترین ویژگیهای آن است. دوربین، تدوین و طراحی صحنه به دنبال قابهای آرام و متوازن نیستند؛ تصویرها غالباً حس اضطراب و بیثباتی را منتقل میکنند. این انتخاب، تجربهٔ تماشای فیلم را از مشاهدهٔ منفعلانه دور میکند و بیننده را در وضعیتی قرار میدهد که انگار باید همراه شخصیتها از دل آشوب عبور کند.
گاه همین انرژی تصویری چنان نیرومند است که بخشهایی از فیلم را، حتی پس از پایان تماشا، در ذهن نگه میدارد. اما فرم پرتنش همیشه به معنای ریتم مؤثر نیست. نیمهٔ نخست برای بسیاری از تماشاگران کمکشش جلوه میکند؛ فیلم زمان میخواهد تا جهان و حالوهوای خود را بنا کند، ولی این مکثها گاه بیشتر از آنکه رازآمیز باشند، طولانی و فرساینده میشوند.
در نیمهٔ دوم، انرژی اثر شدت میگیرد و حرکتها و تصویرها شتاب بیشتری پیدا میکنند. این اوجگیری میتواند تماشاگر را میخکوب کند، هرچند تغییر ناگهانی آهنگ، پیوستگی روایی را هم دشوارتر میسازد. صدا، بازی و تجربهٔ جسمانی بازیها در این فیلم عمدتاً بر بیانهای اغراقشده، حرکات تند و واکنشهای جسمانی تکیه دارند.
« از همین رو، فیلم بیش از آنکه تصویری منظم از آینده ارائه دهد، کابوسی شهری میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه با واقعگرایی روانشناختی فاصله میگیرد و شخصیتها را بیشتر به پیکرههایی گرفتار در کابوس نزدیک میکند. اگر انتظار بازیهایی طبیعی و گفتوگوهایی با ظرافت روزمره داشته باشیم، این اجراها ممکن است تصنعی به نظر برسند؛ اما در چارچوب جهان فیلم، همین ناآرامی بخشی از بافت کلی است.
صدا نیز در ساختن فشار روانی نقش دارد. فریادها و صداهای ناگهانی بهجای آنکه صرفاً اطلاعاتی دربارهٔ رخدادها بدهند، حسی از آشفتگی و هجوم ایجاد میکنند. در نتیجه، تماشای فیلم تجربهای صرفاً داستانی نیست؛ بدنِ تماشاگر هم بهواسطهٔ صدا، تصویر و لحظههای زننده درگیر میشود. این اثر عامدانه از آسودگی فاصله میگیرد، اما تکرار بعضی تمهیدها میتواند نیروی ضربهٔ نخستین را کاهش دهد و برای برخی مخاطبان به خستگی بینجامد.
روایت ناتمام و مخاطبِ آماده روایت «964 Pinocchio» سرراست و توضیحمحور نیست. انگیزهها و پیوندهای داستانی گاه مبهم میمانند و فیلم همیشه برای هر تصویر یا رفتار، معنایی یگانه و قابلاثبات عرضه نمیکند. این ابهام را میتوان دعوتی به تفسیر دانست؛ میتوان هم آن را نشانهٔ محدودیت اثر در مهار ایدههایش دید.
فیلم در ساختن فضا و برانگیختن واکنش حسی تواناتر از مرتبکردن عناصر داستانی است. بنابراین، میزان ارتباط مخاطب با فیلم تا اندازهٔ زیادی به آمادگی او برای پذیرش سینمای تجربی وابسته است. کسی که از روایت شفاف، شخصیتپردازی مفصل و ریتم یکنواخت انتظار دارد، احتمالاً با بخشهایی طولانی و گیجکننده روبهرو میشود.
« روایت ناتمام و مخاطبِ آماده روایت «964 Pinocchio» سرراست و توضیحمحور نیست. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، تماشاگر علاقهمند به سایبرپانک زیرزمینی، وحشت جسمانی و فیلمهایی که بیش از توضیحدادن تجربه میسازند، ممکن است در همین بیقاعدگی نیرویی کمنظیر پیدا کند. جمعبندی «964 Pinocchio» اثری ناهنجار، خشن و آشفته است که جذابیتش را نه از انسجام روایی، بلکه از انرژی بصری و فضای عصبی خود میگیرد.
فیلم با پیوندزدن بدنِ معیوب، حافظهٔ گسسته و شهری بیپناه، تصویری تیره از جهانی میسازد که در آن انسانها به کارکردشان تقلیل مییابند و بازسازی خویشتن آسان نیست. نیمهٔ نخست ممکن است صبر تماشاگر را بیازماید و روایت نامتعارفش گاه به ابهامی کمثمر برسد؛ بااینهمه، شدت و جسارت نیمهٔ دوم و کیفیت کابوسوار تصویرها به اثر حضوری متمایز میبخشد.
این فیلم برای همه نیست و احتمالاً قرار هم نیست باشد. «964 Pinocchio» بیشتر تجربهای است که باید با آمادگی پذیرشِ آشوب و چندش به سراغش رفت: اثری نابرابر، اما جسور؛ گاه کشدار، اما سختفراموششدنی.
« این فیلم برای همه نیست و احتمالاً قرار هم نیست باشد. »



ثبت دیدگاه