نقد و بررسی
نقد ۹ (نه) (9) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که از خاکستر برخاسته است انیمیشن «۹» ساختهٔ شین اکر، تماشاگر را به جهانی میبرد که پس از نابودی انسانها، چیزی جز ویرانه، سکوت و ماشینهای مهاجم از آن باقی نمانده است. قهرمان داستان، موجودی کوچک و پارچهای، تازه به زندگی پا میگذارد و بیآنکه شناختی از گذشته داشته باشد، باید در این سرزمین خطرناک راه خود را پیدا کند.
او به گروهی از موجودات مشابه میپیوندد؛ گروهی که برای دوامآوردن، به پناهگرفتن و دوری از تهدیدها خو کردهاند. ورود او به جمع، نظم شکنندهٔ آنان را زیر سؤال میبرد و پرسشی اساسی پیش میکشد: آیا بقا در پنهانشدن خلاصه میشود، یا گاهی باید خطر کرد تا امکان تغییر پدید آید؟ این فیلم در امتداد ایدههای فیلم کوتاهی شکل گرفته که اکر پیشتر ساخته بود؛ گسترشی که جهان و شخصیتهای آن را به اثری بلندتر بدل میکند.
بااینحال، جذابیت «۹» تنها در پیشینهٔ شکلگیریاش نیست؛ نکتهٔ مهمتر آن است که فیلم از همان آغاز میکوشد میان قصهای ماجراجویانه و فضایی وهمآلود پیوند برقرار کند. حاصل، تجربهای است که بیش از آنکه به انیمیشنی متعارف برای کودکان شباهت داشته باشد، به قصهای تیره دربارهٔ فناپذیری، ترس و مسئولیت نزدیک میشود.
« او به گروهی از موجودات مشابه میپیوندد؛ گروهی که برای دوامآوردن، به پناهگرفتن و دوری از تهدیدها خو کردهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زیباییشناسی و طراحی جهان مهمترین دستاورد «۹» را باید در طراحی تصویری آن جستوجو کرد. موجودات پارچهای، دوختخورده و وصلهپینهشدهاند؛ بدنهای کوچکشان از همان ابتدا کیفیتی آسیبپذیر دارد، گویی از دل اشیای باقیماندهٔ جهان ساخته شدهاند. در برابرشان، ماشینها حجیم، خشن و ناآشنا به نظر میرسند.
این تضاد تنها جلوهای بصری نیست: اندازهٔ قهرمانان سبب میشود ویرانهها برای آنان به چشماندازهایی عظیم و تهدیدکننده بدل شوند و هر حرکت کوچک، اهمیتی حیاتی پیدا کند. فضای فیلم بر پایهٔ رنگهای خاموش، تاریکی و بافتهای فرسوده ساخته شده است. ساختمانهای متروک، بقایای تمدن و نورهای محدود، جهانی را میسازند که هم غریب است و هم آشنا؛ جهانی که نشانههای انسانیاش هنوز باقیاند، اما حضور انسان از آن رخت بربسته است.
این انتخاب هنری، حس تنهایی را پیش از آنکه شخصیتها دربارهاش سخن بگویند، به تماشاگر منتقل میکند. دوربین نیز اغلب با توجه به جثهٔ کوچک قهرمانان حرکت میکند و محیط را از منظر آنان به فضایی بزرگ و هراسآور بدل میسازد. ترس، ماجراجویی و مخاطب «۹» از آن دسته انیمیشنهایی است که ظاهر عروسکی و اندازهٔ کوچک قهرمانانش ممکن است در نگاه نخست وعدهٔ اثری کودکانه بدهد، اما خیلی زود تصویری خشنتر و اضطرابآورتر ارائه میکند.
« زیباییشناسی و طراحی جهان مهمترین دستاورد «۹» را باید در طراحی تصویری آن جستوجو کرد. »
شخصیتها و اجرا
تعقیبوگریزها، حضور ماشینهای شکارچی و تهدید دائمی نابودی، فضای فیلم را به قلمرو علمیتخیلی و وحشت نزدیک میکنند. همین ناسازگاریِ دلپذیر میان ظاهر ظریف شخصیتها و خطرهای بزرگ اطرافشان، از ویژگیهای متمایز فیلم است. در بهترین لحظهها، فیلم از این تضاد برای ایجاد تعلیق بهره میگیرد: موجوداتی که توان جسمانی اندکی دارند، باید با هوش، همکاری و جسارت در برابر دشمنانی برترییافته دوام بیاورند.
بااینحال، «۹» همیشه در حفظ توازن میان هیجان و مکث موفق نیست. بعضی صحنهها چنان بر تعقیب و خطر تکیه میکنند که فرصت تأمل دربارهٔ موقعیت شخصیتها کوتاه میشود؛ در بخشهایی دیگر، کندی ریتم از نیروی تهدید میکاهد. بنابراین، ضرباهنگ اثر یکدست نیست، هرچند فضای بصری معمولاً حتی در لحظههای کمتحرک نیز توجه را حفظ میکند.
شخصیتها و صداپیشگی شخصیت اصلی با کنجکاوی و میل به کنشگری تعریف میشود؛ او تازهوارد است و هنوز قواعدی را که دیگران برای حفظ امنیت پذیرفتهاند، بدیهی نمیانگارد. همین ناآگاهی به او هم آسیبپذیری میبخشد و هم امکان پرسشگری. در برابرش، اعضای دیگر گروه هر یک نگرشی متفاوت به خطر دارند: بعضی محتاط و محافظهکارند، بعضی نشانههایی از آشفتگی درونی دارند و برخی به تواناییهای عملی خود تکیه میکنند.
« همین ناسازگاریِ دلپذیر میان ظاهر ظریف شخصیتها و خطرهای بزرگ اطرافشان، از ویژگیهای متمایز فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این تفاوتها بیش از آنکه به شخصیتپردازی مفصل بینجامند، اغلب نقشهایی در پیشبرد موقعیتهای داستانی پیدا میکنند. این محدودیت یکی از ضعفهای اصلی فیلم است. جهان اثر ظرفیت ساختن گروهی پیچیده و بهیادماندنی را دارد، اما زمان محدود فیلم اجازه نمیدهد همهٔ اعضا به یک اندازه شکل بگیرند.
گاهی مخاطب ویژگی کلی هر شخصیت را درمییابد، بیآنکه مجال کافی برای فهم انگیزهها و تناقضهای درونیاش داشته باشد. صداپیشگی بازیگرانی چون الایجا وود، جنیفر کانلی و کریستوفر پلامر به شخصیتها تمایز میبخشد، اما صداها نمیتوانند بهتنهایی خلأ پرداخت روایی را پر کنند. مضمون و لایههای تفسیری در پس ماجراجویی، فیلم دربارهٔ میراثی سخن میگوید که سازندگان بر جای میگذارند؛ میراثی که ممکن است با نیتهای آرمانی آغاز شود، اما پیامدهایی ویرانگر به بار آورد.
جهانِ پس از فاجعه در «۹» تنها پسزمینهٔ داستان نیست؛ یادآوریِ مداومی است از اینکه پیشرفت، اگر از مسئولیت و دوراندیشی جدا شود، میتواند علیه سازندگانش عمل کند. فیلم این ایده را بیشتر از راه تصویر و موقعیت منتقل میکند تا گفتوگوهای پیچیده، و همین رویکرد به اثر حالتی تمثیلی میدهد.
« این محدودیت یکی از ضعفهای اصلی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
در کنار این هشدار، پرسشی اخلاقی نیز مطرح میشود: آیا محافظت از جمع، گاه بهانهای برای سکون و نادیدهگرفتن خطرهای بزرگتر میشود؟ اختلاف میان پنهانماندن و اقدامکردن، موتور بخش مهمی از کشمکش داستان است. این تقابل بهخودیخود تازه نیست، اما در جهانی که ساکنانش کوچک و شکنندهاند، معنایی ملموس پیدا میکند.
بااینحال، بعضی ابهامهای روایی باعث میشوند پیوند میان نشانهها و مضمونها همیشه روشن نباشد. بخشی از رازآلودگی فیلم جذاب است، اما بخشی دیگر ممکن است تماشاگر را بهجای کنجکاوی، سردرگم کند. نسبت تصویر و قصه شکاف میان قدرت تصویر و استواری روایت، مهمترین دوگانگی «۹» است. طراحی جهان بهسرعت مخاطب را مجذوب میکند؛ اما داستان گاهی نمیتواند به همان اندازه شخصیتها و انگیزههایشان را بسط دهد.
ایدهٔ مرکزیِ رویارویی موجودات کوچک با ماشینهای هراسانگیز ظرفیت فراوانی دارد، ولی فیلم در برخی لحظات بیشتر به جابهجایی قهرمانان میان خطرها میپردازد تا پرورش تدریجی روابط و پیامدهای تصمیمهایشان. از این رو، تجربهٔ تماشای فیلم ممکن است دوگانه باشد: از یک سو، تصاویر و حالوهوای آن مدتها در ذهن میمانند؛ از سوی دیگر، شاید برخی پرسشهای داستانی یا شخصیتهایی که میتوانستند عمق بیشتری پیدا کنند، ناتمام به نظر برسند.
« اختلاف میان پنهانماندن و اقدامکردن، موتور بخش مهمی از کشمکش داستان است. »
جمعبندی
این فاصله میان جاهطلبی بصری و محدودیت روایی، مانع از آن میشود که فیلم به اندازهٔ جهانسازیاش منسجم و اثرگذار باشد. در عین حال، همین ناتمامی بخشی از جذابیت بحثبرانگیز اثر را توضیح میدهد: «۹» فیلمی است که ایدههایش گاه از اجرای آن پیشی میگیرند. جمعبندی «۹» انیمیشنی است با هویتی دیداری نیرومند و فضایی تیره که از تقابل میان بدنهای کوچک و جهان ویران پیرامونشان بهره میگیرد.
فیلم در خلق حس تهدید، ساختن چشماندازهای فراموشنشدنی و گشودن بحثهایی دربارهٔ پیشرفت و مسئولیت موفق است. در مقابل، شخصیتپردازی فشرده، برخی ابهامهای داستانی و افتوخیز ریتم، مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیتهایش به نتیجهای کاملاً پرداختشده برسند. بااینهمه، «۹» را نمیتوان صرفاً به قصهای دربارهٔ تعقیب ماشینها فروکاست.
ارزش آن در جهانی است که میسازد و در حالوهوایی که از همان لحظههای نخست بر تماشاگر چیره میشود. تماشاگرانی که از انیمیشنهای تاریک، طراحیهای صنعتی و روایتهای تمثیلی استقبال میکنند، احتمالاً با اثر ارتباط خواهند گرفت؛ بهویژه اگر بپذیرند که قدرت تصویری فیلم از انسجام قصهاش بیشتر است.
« فیلم در خلق حس تهدید، ساختن چشماندازهای فراموشنشدنی و گشودن بحثهایی دربارهٔ پیشرفت و مسئولیت موفق است. »



ثبت دیدگاه