نقد و بررسی
نقد ۸۴ جادهٔ چارینگ کراس (84 Charing Cross Road) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نامهای که از مرزها میگذرد فیلم «84 Charing Cross Road» ساختهٔ دیوید جونز، از آن آثاری است که مادهٔ خام دراماتیکش نه حادثهای پرهیاهو، بلکه مجموعهای از نامههاست؛ نامههایی میان هلین هانف، نویسندهای نیویورکی و مشتاق کتاب، و فرانک دویل، کتابفروش آرام و کمحرفی در لندن. ماجرا در سالهای پس از جنگ جهانی دوم آغاز میشود؛ زمانی که هانف آگهی کتابفروشی مارکس اند کو را میبیند و برای یافتن کتابهایی کمیاب با آنجا مکاتبه میکند.
فیلم، با اقتباس از خاطرات نامهنگارانهٔ هانف، رابطهای را دنبال میکند که بهتدریج از دادوستدی ساده فراتر میرود و به دوستیای دورادور بدل میشود. این انتخاب روایی جسورانه است، چون فیلم از همان ابتدا تماشاگر را از انتظار قصهای حادثهمحور دور میکند. در اینجا، معنای رابطه نه از رویاروییهای بزرگ، بلکه از لحن یک جمله، مکثی کوتاه یا جزئیات روزمرهای شکل میگیرد که در نامهها جا خوش کردهاند.
اثر بهجای آنکه نزدیکی را با صحنههای پرشور و اعترافهای مستقیم نشان دهد، اجازه میدهد پیوند شخصیتها در طول زمان و از راه جزئیات کوچک آشکار شود. نامهها بهمثابه کنش نامه در این فیلم صرفاً وسیلهای برای رساندن خبر نیست؛ خودِ نامه، صحنهٔ اصلی رخداد است. شخصیتها در نوشتن، بخشی از خویش را آشکار میکنند که شاید در گفتوگوی رودررو بهآسانی بروز نمیکرد.
« این انتخاب روایی جسورانه است، چون فیلم از همان ابتدا تماشاگر را از انتظار قصهای حادثهمحور دور میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت میان صراحت و شوخطبعی هانف و خویشتنداری دویل، گفتوگویی نانوشته میان دو فرهنگ به وجود میآورد: یک سوی اقیانوس، زنی بیتکلف که خواستههایش را بیپرده بیان میکند؛ سوی دیگر، مردی مؤدب و محتاط که پاسخهایش را با وقاری آرام مینویسد. با این حال، فیلم از نامهنگاری تصویری ساده و ایستا نمیسازد.
ریتم رسیدن بستهها و نامهها، رفتوآمد میان نیویورک و لندن، و حضور آدمهای پیرامون کتابفروشی، به متنها بُعدی دیداری میبخشند. در نتیجه، مکاتبه همزمان خصوصی و جمعی به نظر میرسد: رابطهای میان دو فرد است، اما بهتدریج کارکنان کتابفروشی و خانوادهٔ دویل نیز در پیرامون آن جای میگیرند.
دو جهان در دو سوی اقیانوس یکی از ظریفترین لایههای فیلم، تفاوت حالوهوای دو شهر است. نیویورک و لندن صرفاً پسزمینههایی جغرافیایی نیستند؛ هر کدام شیوهٔ زیستن و بیان خاص خود را دارند. نیویورک با انرژی و صراحت هانف پیوند میخورد، در حالی که لندنِ پس از جنگ، با محدودیتها و وقار فرسودهاش فضایی کمصداتر میسازد.
« با این حال، فیلم از نامهنگاری تصویری ساده و ایستا نمیسازد. »
شخصیتها و اجرا
اختلاف فرهنگی در فیلم به جدالی پرتنش بدل نمیشود؛ بیشتر در انتخاب واژهها، شوخیها و شیوهٔ برخورد آدمها با یکدیگر خود را نشان میدهد. از همین رو، کتابفروشی مارکس اند کو اهمیت ویژهای پیدا میکند. این مکان نه فقط محل کار دویل، بلکه مرکز ثقل داستان و نمادی از جهانی است که در آن دانش، حافظه و اشیا ارزش مادی و عاطفی توأمان دارند.
فضاسازی قدیمی فروشگاه، در کنار تصویر روزمرهٔ زندگی شخصیتها، نوستالژی فیلم را شکل میدهد؛ اما این نوستالژی در بهترین لحظههایش صرفاً حسرت گذشته نیست. فیلم میکوشد نشان دهد چرا چنین مکانهایی برای آدمها معنا دارند: چون در آنها، جستوجوی یک کتاب میتواند بهانهای برای یافتن یک همصحبت شود.
بازیهایی بر پایهٔ خویشتنداری آن بنکرافت در نقش هانف به شخصیتش سرزندگی و تندیِ خوشایندی میبخشد. شوخطبعی او تنها وسیلهای برای سبککردن فضا نیست؛ راهی است برای نشاندادن استقلال و شخصیت زنی که حاضر نیست ادب را با سکوت اشتباه بگیرد. بنکرافت هانف را سرسخت و پرحرف نشان میدهد، اما در پس آن صراحت، نیاز به ارتباط و مهربانیای نیز هست که بهآرامی نمایان میشود.
« از همین رو، کتابفروشی مارکس اند کو اهمیت ویژهای پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنتونی هاپکینز در سوی مقابل، دویل را با کمترین تأکید و بیشترین دقت میسازد. بازی او بر واکنشهای کوچک، نگاهها و سکوتها تکیه دارد؛ در نتیجه، شخصیتش هرگز به نمونهای کلیشهای از «مرد انگلیسی خویشتندار» فروکاسته نمیشود. جودی دنچ نیز در نقش نورا، همسر دویل، حضوری مؤثر دارد و به جهان کتابفروشی و زندگی خانوادگی آن عمق میبخشد.
بازیگران اصلی با پرهیز از احساساتگرایی آشکار، به فضای آرام فیلم وفادار میمانند. ریتم آرام؛ فضیلت و محدودیت آرامش فیلم بخشی از منطق روایی آن است. سالها در چند صحنهٔ پرتحرک خلاصه نمیشوند، بلکه با تکرار نامهها، سفارشها و پاسخها وزن پیدا میکنند. این تکرار به تماشاگر امکان میدهد صمیمیت را همچون فرایندی تدریجی تجربه کند؛ پیوندی که ناگهان پدید نمیآید، بلکه با استمرار توجه و پاسخگویی شکل میگیرد.
اما همین ویژگی میتواند به محدودیت تبدیل شود. فیلم گاهی آنقدر به الگوی نامهنگاری وفادار میماند که حرکت دراماتیکش کاهش مییابد. برخی بخشها حس میکنند اطلاعات و احساسات تازهای به رابطه نمیافزایند و تنها همان الگوی آشنا را از نو تکرار میکنند. برای تماشاگرانی که انتظار کشمکش پررنگ، دگرگونیهای سریع یا رخدادهای پیدرپی دارند، این کندی ممکن است فرساینده باشد.
« آنتونی هاپکینز در سوی مقابل، دویل را با کمترین تأکید و بیشترین دقت میسازد. »
قوتها و کاستیها
حتی علاقه به کتاب و فضای قدیمی نیز لزوماً نمیتواند برای همه جای خالیِ تعلیق روایی را پر کند. کتاب، هدیه و زبان عاطفه فیلم در ستایش کتاب، به تصویرهای پرطمطراق یا سخنرانیهای طولانی متوسل نمیشود. عشق به کتاب در رفتار آدمها دیده میشود: در دقتی که برای یافتن نسخهای مناسب به کار میبرند، در شوقِ دریافت بستهای تازه و در احترامی که برای خواندن و دانش قائلاند.
کتابها در این جهان، هم موضوع معاملهاند و هم زبان مشترکی که اختلاف فاصله و خلقوخو را قابلعبور میکند. بستههای خوراکی و کتاب نیز کارکردی فراتر از شیرینیهای روایی دارند. آنها نشانهٔ توجهی ملموساند؛ راهی برای پاسخدادن به نیازهای دیگری، حتی وقتی آدمها هزاران کیلومتر از هم دورند.
فیلم از همین کنشهای کوچک به فهمی ساده اما مؤثر از محبت میرسد: صمیمیت همیشه با اعترافهای بزرگ آغاز نمیشود؛ گاهی از پرسیدن، فرستادن و بهخاطر سپردن شکل میگیرد. جمعبندی «84 Charing Cross Road» فیلمی متکی بر ظرافت است، نه غافلگیری؛ بر لحن و جزئیات، نه بر پیچشهای داستانی. اقتباس دیوید جونز با تکیه بر بازیهای سنجیدهٔ بنکرافت، هاپکینز و دنچ، نامهنگاری را به تجربهای سینمایی بدل میکند و از دل رابطهای دورادور، تصویری گرم از دوستی و علاقهٔ مشترک به کتاب میسازد.
« حتی علاقه به کتاب و فضای قدیمی نیز لزوماً نمیتواند برای همه جای خالیِ تعلیق روایی را پر کند. »
جمعبندی
در مقابل، ریتم کند و تکرار ساختار مکاتبه ممکن است برای بخشی از تماشاگران یکنواخت شود. این فیلم بیش از آنکه قصهای پراتفاق باشد، تأملی دربارهٔ نزدیکیهایی است که آهسته و بیادعا رشد میکنند. تماشاگرانی که با روایتهای آرام، شخصیتمحور و کتابدوستانه ارتباط میگیرند، احتمالاً در جهان آن چیزی دلنشین خواهند یافت؛ دیگران شاید سکون آن را بیش از اندازه حس کنند.
اما حتی برای آنان نیز ممکن است تصویر نامهای که از اقیانوس میگذرد و به دست آدمی دیگر میرسد، پس از پایان تماشا در خاطر بماند.
« در مقابل، ریتم کند و تکرار ساختار مکاتبه ممکن است برای بخشی از تماشاگران یکنواخت شود. »
ثبت دیدگاه