نقد و بررسی
نقد هفت زن و یک قتل (7 Women and a Murder) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی در اتاقهای بسته «هفت زن و یک قتل» با موقعیتی آشنا اما همچنان پربازده آغاز میشود: مردی بانفوذ در خانهاش به قتل میرسد و زنانی که هرکدام به شکلی با او و یکدیگر پیوند دارند، در عمارت محصور میمانند. راه ارتباطی بیرون از دسترس است و پاسخگویی به پرسش اصلی ــ چه کسی مرتکب قتل شده؟
ــ ناگزیر به رویارویی میان خود آنان میانجامد. فیلم از همان ابتدا بر این فرض تکیه میکند که هر رابطهای میتواند پناهگاه یا تهدید باشد و هر سکوتی، چیزی بیش از نبودِ کلام را در خود پنهان کند. این چارچوب، تماشاگر را به بازی حدسزدن دعوت میکند، اما نه با حالوهوای یک جنایی جدی و موشکافانه.
معما بیشتر بهانهای است برای کنار هم نشاندن شخصیتها، آشکارکردن کینهها و برهمزدن نظم ظاهری خانواده. بنابراین جذابیت فیلم تنها به سرنخها وابسته نیست؛ مهمتر از آن، تماشای تغییر موازنه میان زنانی است که هر یک میکوشند روایت خود را پیش ببرند و از زیر فشار سوءظن بیرون بمانند. بازسازی یک سنت نمایشی فیلم به کارگردانی Alessandro Genovesi، اقتباسی ایتالیایی از نمایشنامهٔ «هشت زن» و فیلم François Ozon است.
« راه ارتباطی بیرون از دسترس است و پاسخگویی به پرسش اصلی ــ چه کسی مرتکب قتل شده؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نزدیکی آن به سرچشمه، هم نقطهٔ اتکای اثر است و هم محدودیتی برایش ایجاد میکند: ساختارِ اتاقبسته، شخصیتهای پررمزوراز و کشف تدریجی روابط، از پیش ظرفیت دراماتیک فراوانی دارند؛ اما فیلم کمتر میکوشد این مواد را به تجربهای کاملاً تازه بدل کند. نتیجه، اثری است که بیش از آنکه با جسارت مسیر خودش را بسازد، از سازوکارهای آشنای الگوی اصلی بهره میگیرد.
این وفاداری لزوماً به معنای ناکامی نیست. برای تماشاگرانی که با آن الگو آشنا نیستند، روایت همچنان میتواند سرزنده و پرکشش باشد؛ اما آشنایان با نسخههای پیشین احتمالاً زودتر به شباهتهای ساختاری و تماتیک پی میبرند. در چنین بازسازیای، تازگی باید از لحن، بازیها و جزئیات بومی برخیزد.
فیلم در برخی لحظهها این تازگی را پیدا میکند، ولی در مجموع بیش از آنکه بازخوانیِ عمیقی عرضه کند، روایتی خوشتماشا و کمخطر ارائه میدهد. عمارت بهمثابه صحنه فضای محدود عمارت، مهمترین ابزار کارگردانی فیلم است. خانه صرفاً محل وقوع جنایت نیست؛ صحنهای است که آدمها را از امکان فاصلهگرفتن محروم میکند و رازهایشان را در معرض برخورد میگذارد.
« نتیجه، اثری است که بیش از آنکه با جسارت مسیر خودش را بسازد، از سازوکارهای آشنای الگوی اصلی بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
رفتوآمد میان اتاقها، راهروها و جمعهای کوچک، به روایت شکلِ یک نمایش گروهی میدهد. هر ورود و خروج میتواند گفتوگویی را قطع کند یا سوءظنی تازه بسازد؛ از همین رو فضای بسته، با اقتصاد روایی فیلم تناسب دارد. با این حال، همین انتخاب گاه به یکنواختی میانجامد. فیلم کمتر از حصار خانه فراتر میرود و تنوع بصریاش محدود میماند؛ در نتیجه، وقتی تنش میان شخصیتها به اندازهٔ کافی بالا نمیگیرد، محیط نیز نیروی تازهای به صحنه نمیبخشد.
حالوهوای نمایشی میتواند برای گروهی از مخاطبان دلپذیر باشد، زیرا توجه را بر کلام و واکنشها متمرکز میکند؛ برای گروهی دیگر، ممکن است به اجرایی ایستا و کمهیجان شبیه شود. گروه بازیگران و تفاوت صداها مهمترین امتیاز فیلم، حضور گروهی بازیگر است که به شخصیتها انرژی میبخشند. در فیلمی با چنین تعداد شخصیت و فضای محصور، خطر آن وجود دارد که صداها در هم ادغام شوند و تماشاگر نتواند میان افراد تمایز بگذارد.
بازیگران با انتخابهای پررنگ در لحن، مکث، نگاه و واکنش، تا حد زیادی از این خطر میکاهند. هر زن شیوهای متفاوت برای مواجهه با اتهام و پنهانکاری دارد و همین تفاوتها به گفتوگوها ضرباهنگ میدهد. با این همه، بازی پرتحرک همیشه نمیتواند جای شخصیتپردازی را بگیرد. شماری از زنان بیش از آنکه آدمهایی پیچیده و چندوجهی باشند، به تیپهایی نمایشی نزدیک میشوند: یکی با خونسردی، دیگری با تندی، و آن یکی با اغراق عاطفی در مرکز توجه قرار میگیرد.
« رفتوآمد میان اتاقها، راهروها و جمعهای کوچک، به روایت شکلِ یک نمایش گروهی میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شمایلپردازی گاهی با لحن کمیک فیلم سازگار است، اما فرصت شناخت عمیقتر انگیزهها و تناقضهای آنان را محدود میکند. فیلم از بازیگرانش بیشترین بهره را در سطح حضور و کشمکش میبرد، نه در ساختن زندگی درونیِ کاملاً متمایز برای هر شخصیت. ریتم و لحن کمیک مدت کوتاه فیلم و تدوین پرشتابش سبب میشود روایت معمولاً معطل نماند.
اتهامها، پاسخها و افشاگریهای کوچک پشت سر هم میآیند و هر صحنه، دستکم در ظاهر، چیزی به بازی شک و گمان اضافه میکند. این شتاب برای فیلمی که در یک فضای محدود میگذرد ضروری است: اگر مکثها طولانیتر بودند، گفتوگوهای مکرر میتوانستند فرساینده شوند. اکنون تماشای اثر روان است و برای یک شب سرگرمی، بار سنگینی از مخاطب نمیطلبد.
کمدی فیلم نیز از همین بازیهای رفتاری و برخورد شخصیتها نیرو میگیرد. لحن اثر نه کاملاً جدی است و نه هجوِ بیقید؛ میان معمای قتل و شوخیهای نمایشی در رفتوآمد است. این انتخاب، فضای اثر را سبک نگه میدارد، اما گاهی مانع شکلگیری تعلیقی جدی میشود. برخی لحظهها بهجای آنکه اضطراب ناشی از قتل را تشدید کنند، بهسرعت به شوخی یا واکنشی اغراقآمیز میرسند.
« ریتم و لحن کمیک مدت کوتاه فیلم و تدوین پرشتابش سبب میشود روایت معمولاً معطل نماند. »
قوتها و کاستیها
موفقیت این توازن به انتظار تماشاگر بستگی دارد: اگر معمایی سبک و بازیگوش بخواهد، فیلم میتواند خوشایند باشد؛ اگر انتظار جناییِ پرتنش داشته باشد، احتمالاً وزن کمِ تعلیق را احساس خواهد کرد. شخصیتها، رازها و معنای قدرت رازهای پنهان زنان، موتور اصلی روایتاند؛ اما ارزش آنها فقط در غافلگیری یا کمک به حل معما خلاصه نمیشود.
کنار هم قرارگرفتن زنانِ وابسته به یک مرد، امکان میدهد مناسبات قدرت در خانواده دیده شود: چه کسی حق سخنگفتن دارد، چه کسی به حاشیه رانده شده، و چه کسی سالها نقشی را پذیرفته که دیگران برایش نوشتهاند؟ قتل، نظم روزمره را از هم میگسلد و فضایی میسازد که در آن ادعاها و رازها ناچار به رویارویی میشوند.
فیلم این امکان را بهطور کامل بسط نمیدهد. ایدهٔ فروپاشی اقتدار پدرسالارانه در زیرمتن حضور دارد، اما اثر غالباً ترجیح میدهد در سطح سرگرمی و جدل باقی بماند. ازاینرو، بعضی افشاگریها بیش از آنکه به دگرگونی پایدار شخصیتها بینجامند، کارکردی نمایشی دارند: لحظهای توجه را برمیگردانند و سپس روایت به حرکت بعدی میرود.
« قتل، نظم روزمره را از هم میگسلد و فضایی میسازد که در آن ادعاها و رازها ناچار به رویارویی میشوند. »
جمعبندی
این شتاب به انرژی اثر کمک میکند، ولی از عمق عاطفیِ آن میکاهد. جمعبندی «هفت زن و یک قتل» معمایی جمعوجور و خوشریتم است که بیش از پیچیدگی جنایی، بر برخورد شخصیتها و لذتِ تماشای یک گروه بازیگر پرانرژی تکیه دارد. عمارت بسته، رازهای خانوادگی و سوءظن متقابل، بستری مناسب برای سرگرمی فراهم میکنند؛ مدت کوتاه فیلم نیز اجازه نمیدهد این بازی طولانی و خستهکننده شود.
در مقابل، نزدیکی به الگوی پیشین، کمعمقیِ گاهبهگاه شخصیتها و فضای نمایشی محدود، مانع از آن میشوند که اثر به بازخوانیای ماندگار یا معمایی واقعاً پرتعلیق تبدیل شود. ارزش فیلم در این است که ادعایی فراتر از ظرفیت خود نمیکند: اثری سبک، گروهمحور و کنجکاویبرانگیز است که تماشاگر را با چند رابطهٔ پرتنش و پرسشهایی دربارهٔ حقیقت و ظاهر همراه میسازد، بیآنکه بخواهد جهان معمای جنایی را از نو تعریف کند.
برای مخاطبی که سرگرمی کوتاه و بازیهای کلامی را بر تعلیق سنگین ترجیح میدهد، انتخابی مناسب است؛ اما کسی که به شخصیتپردازی ژرف یا نوآوری روایی چشم دارد، احتمالاً با اثری آشنا و کمریسک روبهرو خواهد شد.
« این شتاب به انرژی اثر کمک میکند، ولی از عمق عاطفیِ آن میکاهد. »
ثبت دیدگاه