نقد و بررسی
نقد 6/45 | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک در سایهٔ مرزی بزرگ «۶/۴۵» از آن کمدیهایی است که موتور قصهاش را با یک تصادف ساده روشن میکند: بلیت بختآزمایی برنده، با وزش باد از خط مرزی نظامی دو کره میگذرد و به دست سربازان آن سوی مرز میافتد. جایزهای به ارزش پنج میلیارد و هفتصد میلیون وون، در نگاه نخست، نوید ماجرایی پرهیاهو و پر از دسیسه میدهد؛ اما جذابیت فیلم فقط در پول نیست.
بلیت، بهانهای برای برخورد دو گروه از آدمهایی است که در جهان سیاسی از یکدیگر جدا شدهاند، اما در نیازها و آرزوهای روزمره چندان بیگانه نیستند. فیلم بهجای آنکه موضوع تقسیم کره را بهصورت درامی سنگین پیش ببرد، آن را به بستری برای سوءتفاهم، چانهزنی و تقابلهای کمیک بدل میکند. این انتخاب، هم امکان سرگرمی فراوانی فراهم میآورد و هم محدودیتی روشن دارد: شوخیها باید بتوانند از تکرار تصویرهای آشنا دربارهٔ دو سوی مرز فاصله بگیرند و شخصیتها را از تیپهای ازپیشساخته فراتر ببرند.
بلیت بهمثابه ابزار روایت در آغاز، بلیت برنده نیروی محرک بسیار مؤثری است. شیئی کوچک که ارزش اقتصادی عظیمی پیدا کرده، ناگهان به چیزی تبدیل میشود که صاحبانش را وادار میکند با طرف مقابل مذاکره کنند. موقعیت، از نظر کمدی، ظرفیت بالایی دارد: سربازانی که برای مراقبت از مرز آموزش دیدهاند، حالا باید دربارهٔ مالکیت یک بلیت، سهم جایزه و راهی برای نقدکردن آن به توافق برسند.
تناقض میان وظیفهٔ نظامی و منفعت شخصی، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است. این ایده همچنین به فیلم اجازه میدهد تنش را نه از راه تعقیبوگریزهای متعارف، بلکه با قراردادهای شکننده و مذاکرههای نامطمئن بسازد. هر توافق، موقت و آسیبپذیر است؛ زیرا هیچیک از طرفین به دیگری اعتماد کامل ندارد، درحالیکه هر دو برای رسیدن به هدفی مشترک ناچارند همکاری کنند.
« بلیت بهمثابه ابزار روایت در آغاز، بلیت برنده نیروی محرک بسیار مؤثری است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، قصه در نیمهٔ نخست از این تضاد بهخوبی بهره میگیرد، اما در ادامه نمیتواند همواره همان تازگی و کشش اولیه را حفظ کند. هنگامی که موقعیت اصلی تا حد زیادی گشوده میشود، فیلم برای پیشبردن روایت به مسیرهایی متکی میشود که از شور نخستین ایده کمرمقترند. کمدی میان اغراق و خشکی لحن «۶/۴۵» بر آمیزهای از کمدی موقعیت، شوخیهای فیزیکی و طنز ناشی از تفاوتهای فرهنگی بنا شده است.
بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که آدمهایی با عادتها و زبانهای متفاوت، ناچارند با یکدیگر کار کنند؛ نه به این دلیل که فیلم تفاوتها را بهتنهایی خندهدار میداند، بلکه چون واکنش شخصیتها به موقعیتهای نامعمول، تضادهای ظریفی پدید میآورد. برخی صحنهها با تکیه بر حرکت، مکث و آشفتگی جمعی پیش میروند و از همینرو، به زبان گفتار وابستگی کمتری دارند.
بااینحال، همهٔ شوخیها به یک اندازه اثرگذار نیستند. گاهی فیلم برای رسیدن به خنده، موقعیت را بیش از حد نگه میدارد یا به طنزی خشک و کمتحرک بسنده میکند؛ در چنین لحظههایی، فاصلهٔ میان ایدهٔ بامزه و اجرای موفق آن محسوس میشود. فیلم گاه بهجای آنکه از تضادهای شخصیتها شوخی تازهای استخراج کند، صرفاً بر غرابت موقعیت تکیه میکند.
حاصل، کمدیای است که لحظههای واقعاً مفرح دارد، اما پیوسته و یکدست نمیخنداند. گروه بازیگران و شیمی جمعی نقطهٔ قوت مهم فیلم، بازی گروهی آن است. روایت میان چند سرباز تقسیم میشود و بار کمدی نیز بر دوش یک قهرمان منفرد نمیماند. بازیگران با تفاوت در منش، لحن و واکنشهایشان به صحنهها تنوع میبخشند؛ یک نفر ممکن است با خونسردی به آشوب پاسخ دهد، دیگری با جدیت بیش از اندازه، و سومی با واکنشی که خود به موقعیتی تازه برای خنده بدل میشود.
« برخی صحنهها با تکیه بر حرکت، مکث و آشفتگی جمعی پیش میروند و از همینرو، به زبان گفتار وابستگی کمتری دارند. »
شخصیتها و اجرا
همین تضادها به گروه جان میدهند و باعث میشوند مذاکرهها و برخوردهای جمعی صرفاً ردوبدلکردن دیالوگ نباشند. Go Kyung-pyo در مرکز بخش مهمی از ماجرا قرار دارد و بازیاش میان اضطراب، امید و تلاش برای حفظ خونسردی حرکت میکند. Lee Yi-kyung نیز با حضوری پرانرژی، سوی دیگر این تقابل را به تعادل میرساند.
در کنار آنان، بازیگران دیگر به ساختن حس یک گروه واقعی کمک میکنند؛ گروهی که اعضایش هم با یکدیگر اصطکاک دارند و هم در موقعیتهای خاص به هم نزدیک میشوند. فیلم بهخوبی میفهمد که بخش بزرگی از خنده نه از لطیفهای مستقل، بلکه از واکنشهای زنجیرهای میان آدمها پدید میآید. دو کره؛ فاصلهای سیاسی و نزدیکیای انسانی مرز نظامی در فیلم فقط پسزمینهای دیداری نیست؛ نیرویی است که امکان دیدارها، ممنوعیتها و سوءظنها را شکل میدهد.
بااینحال، «۶/۴۵» علاقهای ندارد به بحثی پیچیده دربارهٔ تاریخ یا سیاست دو کره وارد شود. نگاهش عمدتاً از دریچهٔ کمدی میگذرد و از شکاف میان ساختارهای رسمی و خواستههای شخصی شخصیتها بهره میبرد. سربازان، در مقام نمایندگان دو سوی یک مرز، بهتدریج از تصویرهای کلیشهای فاصله میگیرند و به آدمهایی با دغدغههای ملموس بدل میشوند.
این رویکرد، به فیلم گرمای انسانی میدهد. میل به آسایش، نگرانی برای خانواده و رؤیای برخورداری از فرصتی بهتر، در میان شخصیتها مشترک است؛ و همین اشتراک، بخش عاطفی روایت را تقویت میکند. اما فیلم در این زمینه نیز چندان نوآور نیست. تصویرسازی از شمال و جنوب، و ایدهٔ نزدیکشدن سربازان دو سوی مرز، به الگوهایی تکیه دارد که در آثار دیگر کرهای نیز دیده شدهاند.
« همین تضادها به گروه جان میدهند و باعث میشوند مذاکرهها و برخوردهای جمعی صرفاً ردوبدلکردن دیالوگ نباشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«۶/۴۵» این الگوها را با لحنی سبک و سرگرمکننده بازآرایی میکند، اما کمتر میکوشد معنای تازهای به آنها ببخشد. ریتم و ساختار؛ از شروع پرکشش تا افت میانی فیلم در شروع، بهسرعت مخاطب را با قاعدهٔ اصلی بازی آشنا میکند و سپس از پیامدهای غیرمنتظرهٔ آن بهره میبرد. ریتم پرتحرک بخش نخست، به روایت حس پیشروی میدهد: هر تصمیم، مسئلهای تازه میسازد و هر مسئله، شخصیتها را به توافقی دشوارتر نزدیک میکند.
فضای شاد فیلم نیز مانع از آن میشود که خطرهای داستان بیش از اندازه سنگین شوند. حتی وقتی پای بیاعتمادی و رقابت در میان است، لحن کلی همچنان بر خوشباشی و بازیگوشی استوار میماند. ضعف ساختاری در جایی آشکار میشود که سازوکار مرکزی داستان بخشی از ظرفیت خود را مصرف کرده است. نیمهٔ دوم برای حفظ علاقهٔ مخاطب به موقعیتهای تازه نیاز دارد، اما روایت گاهی بهجای گسترش خلاقانهٔ ایده، آن را به شکلهای کماثرتر ادامه میدهد.
نتیجه، افتی محسوس در کشش است؛ نه آنقدر که فیلم را از مسیر سرگرمکنندهاش بیرون ببرد، اما بهاندازهای که فاصلهٔ میان آغاز پرانرژی و ادامهٔ کمشتابترش به چشم بیاید. کارگردانی و جهان بصری Park Gyu-tae، نویسنده و کارگردان فیلم، جهان داستان را بر تضاد میان فضای نظامی و رفتارهای گاه کودکانهٔ شخصیتها بنا میکند.
محیط مرزی، با قواعد و مراقبتهای سختگیرانهاش، زمینهای مناسب برای طنزی است که از ناهماهنگی میان ظاهر جدی موقعیت و انگیزههای کوچک و شخصی آدمها بیرون میآید. فیلم از این تضاد بهخوبی بهره میگیرد و بهجای تکیه بر جلوهگری بصری، توجه را بر کنشها و واکنشهای گروهی نگه میدارد. کارگردانی در خدمت سرگرمی است و پیچیدگی فرمی یا نمایش پرزرقوبرق را دنبال نمیکند.
« ۶/۴۵» این الگوها را با لحنی سبک و سرگرمکننده بازآرایی میکند، اما کمتر میکوشد معنای تازهای به آنها ببخشد. »
قوتها و کاستیها
این سادگی با جنس قصه هماهنگ است، اما گاهی به محافظهکاری میانجامد: فیلم در قالبی آشنا حرکت میکند و کمتر از ابزارهای سینمایی برای تشدید طنز یا ساختن لحن شخصی بهره میگیرد. در نتیجه، هویت آن بیش از هر چیز از ایدهٔ مرکزی و بازی بازیگران میآید، نه از سبک بصری متمایز. جمعبندی «۶/۴۵» کمدیای خوشقلب و خوشریتم است که از ایدهای ساده اما پربازده آغاز میکند: بلیت بختآزماییای که با عبور از مرز، دو گروه سرباز را ناچار به همکاری و چانهزنی میسازد.
بازیهای گروهی، لحظههای پرتحرک و نگاه انسانی به آدمهای دو سوی مرز، آن را به اثری دلنشین و قابلتماشا تبدیل میکند. در برابر این امتیازها، افت کشش در نیمهٔ دوم، شوخیهایی که گاه خشک از کار درمیآیند و تکیه بر کلیشههای آشنای کمدیِ مناسبات دو کره قرار دارد. فیلم در بهترین لحظههایش از یک موقعیت نامحتمل، خنده و صمیمیت میسازد؛ در لحظههای کماثرتر، به ظرفیت همان ایده بسنده میکند و نمیتواند آن را تا پایان به همان اندازه تازه نگه دارد.
بااینحال، برای تماشاگرانی که کمدی گروهی و فضای سبک را میپسندند، «۶/۴۵» اثری سرگرمکننده است؛ فیلمی که بیش از آنکه بخواهد مرزها را در معنایی سیاسی بازتعریف کند، از خلال یک اتفاق عجیب یادآوری میکند که آدمها، با وجود فاصلههای بزرگ، گاهی خواستههایی بسیار نزدیک دارند.
« در نتیجه، هویت آن بیش از هر چیز از ایدهٔ مرکزی و بازی بازیگران میآید، نه از سبک بصری متمایز. »



ثبت دیدگاه