نقد و بررسی
نقد ۵۵ قدم (55 Steps) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان درمان و اختیار «۵۵ قدم» در ظاهر فیلمی درباره پروندهای حقوقی است، اما مسئله اصلیاش از دادگاه فراتر میرود: آیا انسانی که در بیمارستان روانپزشکی بستری است، همچنان حق دارد درباره بدن و درمان خود تصمیم بگیرد؟ فیلم به زندگی الینور ریزه میپردازد؛ زنی که در برابر تجویز دارو بدون رضایت آگاهانه میایستد و با کمک وکیلش، کولت هیوز، خواهان بهرسمیتشناختن حقوق بیماران میشود.
قصه بر مبنای ماجرایی واقعی شکل گرفته و ریشه در پروندهای دارد که به حق بیماران برای تصمیمگیری درباره مصرف داروهای ضدروانپریشی مربوط بود. این نقطه آغاز، به اثر نیرویی اخلاقی میبخشد. فیلم از مخاطب نمیخواهد درباره درستی یا نادرستی یک درمان خاص حکم قطعی صادر کند؛ پرسش دشوارترش این است که چه کسی، در چه شرایطی و با چه سازوکاری باید درباره درمان تصمیم بگیرد.
«۵۵ قدم» ارزش خود را بیش از آنکه از هیجان دادگاهی بگیرد، از همین تنش میان مراقبت و کنترل، و از تلاش برای شنیدهشدن صدای فردی به دست میآورد که دیگران ممکن است صلاحیت سخنگفتن از جانب او را برای خود مسلم بدانند. الینور؛ شخصیتی فراتر از پرونده الینور، با بازی هلنا بونهام کارتر، در مرکز عاطفی فیلم قرار دارد.
« این نقطه آغاز، به اثر نیرویی اخلاقی میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نقشآفرینی او بر نمایش یکدست رنج یا ترحمبرانگیزکردن شخصیت بنا نشده است؛ الینور هم آسیبپذیر است و هم سرسخت، هم نیازمند همراهی دیگران و هم مصرّ بر حفظ استقلال خود. همین چندوجهیبودن مانع میشود که او فقط به نمادی برای یک مبارزه حقوقی بدل شود. تماشاگر با فردی روبهروست که ترجیحها، عادتها، خشمها و خواستههای مشخص دارد و نمیخواهد در زبان اداری مؤسسه یا زبان تخصصی پزشکی حل شود.
بونهام کارتر برای انتقال این ویژگیها به اغراقهای آشکار متوسل نمیشود. جزئیات رفتاری، مکثها و تغییرات لحن، به شخصیت ملموسیت میدهند و در صحنههای مشترک با دیگران، حس استقلال او را برجسته میکنند. این بازی ظریف به فیلم کمک میکند میان نشاندادن دشواریهای زندگی الینور و فروکاستن او به بیماری فاصله بگذارد؛ فاصلهای که برای اثری با چنین موضوعی اساسی است.
کولت؛ وکالت بهمثابه رابطه کولت هیوز، با بازی هیلاری سوانک، در آغاز بیشتر از جایگاه حرفهای خود شناخته میشود: وکیلی که مسئولیت پیگیری پرونده را پذیرفته است. اما فیلم بهتدریج رابطه کاری او با الینور را به پیوندی انسانی تبدیل میکند. این دگرگونی مهم است، زیرا قصه نمیخواهد کنش حقوقی را صرفاً مجموعهای از جلسهها و استدلالهای قانونی نشان دهد.
« همین چندوجهیبودن مانع میشود که او فقط به نمادی برای یک مبارزه حقوقی بدل شود. »
شخصیتها و اجرا
دفاع از حق، در این روایت، نیازمند آن است که وکیل به موکل خود گوش بدهد و او را در مقام فردی صاحب اراده ببیند، نه فقط موضوع یک پرونده. سوانک نقشی مهارشدهتر از شخصیت پرجنبوجوش الینور دارد و همین تضاد به صحنههای دونفره تعادل میبخشد. رابطه آن دو نیز از دل تفاوتهایشان ساخته میشود، نه از شباهتهای ساده و آماده.
بااینحال، فیلم گاهی مسیر این نزدیکی را بیش از حد روشن و بیابهام ترسیم میکند؛ گویی هر مرحله باید بهسرعت معنای عاطفی خود را اعلام کند. به همین دلیل، بخشهایی از دوستیشان اثرگذارند، اما بعضی لحظهها بهجای آنکه به سکوت و پیچیدگی اعتماد کنند، احساس را مستقیم توضیح میدهند. روایت انسانی و بهای ملودرام کارگردانی بیله آگوست بر دسترسپذیرکردن ماجرا تأکید دارد.
فیلم میخواهد هم پرونده حقوقی را قابلفهم نگه دارد و هم تجربه شخصی دو زن را در پیشزمینه قرار دهد. این انتخاب امتیازی روشن دارد: تماشاگر در میان اصطلاحات و روندهای قانونی گم نمیشود و میتواند به اهمیت اصلی ماجرا نزدیک بماند. اما همین تأکید بر همدلی، گاه روایت را به سمت ملودرام میبرد.
« سوانک نقشی مهارشدهتر از شخصیت پرجنبوجوش الینور دارد و همین تضاد به صحنههای دونفره تعادل میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی و موقعیتپردازی بعضی صحنهها بهصراحت عاطفه مطلوب را تعیین میکنند و فضای کافی برای برداشت مستقل مخاطب باقی نمیگذارند. این رویکرد از تأثیر عاطفی فیلم نمیکاهد، اما دامنه آن را محدود میکند. بهجای آنکه همیشه اجازه دهد تضادها در سکوت یا در گفتوگویی ناتمام باقی بمانند، گاهی نتیجه احساسی صحنه را از پیش مشخص میسازد.
حاصل، اثری گرم و صمیمی است که میتواند تماشاگر را با خود همراه کند، ولی در بعضی لحظات از اعتماد به پیچیدگی موضوع بازمیماند. ریتم و ساختار؛ گامهایی نامتوازن مسیر پرونده، که میتوانست به ستون فقرات پرتنش فیلم تبدیل شود، همیشه از ریتمی یکسان برخوردار نیست. بعضی بخشها با تمرکز بر تصمیمها و پیامدهای حقوقی پیش میروند، اما در بخشهایی دیگر مکثها طولانی میشوند و صحنههایی که قرار است رابطه دو شخصیت را پرورش دهند، بیش از اندازه کش میآیند.
از آنجا که فیلم همزمان در پی روایت یک مبارزه جمعی و ترسیم یک دوستی است، گاه میان این دو محور رفتوبرگشت میکند، بیآنکه پیوندشان را بهطور کامل در ساختار خود حل کند. شخصیتهای پیرامونی و نیروهای نهادی نیز بیشتر در خدمت پیشبردن مسیر اصلی قرار میگیرند تا آنکه نگاه مستقل و پیچیدهای به نظام درمانی بسازند.
« این رویکرد از تأثیر عاطفی فیلم نمیکاهد، اما دامنه آن را محدود میکند. »
قوتها و کاستیها
این سادهسازی، فهم ماجرا را آسان میکند، اما از غنای درام میکاهد. فیلم میتوانست تناقضهای موجود در نهادهای درمانی را عمیقتر بررسی کند: اینکه چگونه مراقبت ممکن است به کنترل بدل شود، و چگونه نیت خیرخواهانه نیز اگر با رضایت و احترام همراه نباشد، آزادی فرد را محدود میکند. کرامت، رضایت و شنیدهشدن قویترین وجه «۵۵ قدم» در تأکید بر تفاوت میان حمایتکردن از یک فرد و تصمیمگرفتن بهجای اوست.
موضوع رضایت آگاهانه در فیلم، مفهومی انتزاعی یا صرفاً حقوقی باقی نمیماند؛ به تجربهای روزمره و ملموس پیوند میخورد: اینکه بیمار بتواند درباره دارویی که دریافت میکند پرسش کند، نظر بدهد و مخالفتش جدی گرفته شود. پرونده واقعی الینور ریزه نیز به همین حق در زمینه داروهای ضدروانپریشی مربوط بود.
با این همه، فیلم بیش از آنکه به تحلیل ساختاری نظام سلامت روان بپردازد، بر پیوند میان الینور و کولت متمرکز میشود. این تمرکز، بار انسانی داستان را حفظ میکند، اما بخشی از پرسشهای بزرگتر را در حاشیه میگذارد: مرز اختیار فردی کجاست؟ مسئولیت نهاد درمانی چگونه باید تعریف شود؟ و چه تضمینی وجود دارد که صدای بیمار، پس از پایان یک پرونده، همچنان شنیده شود؟
« این سادهسازی، فهم ماجرا را آسان میکند، اما از غنای درام میکاهد. »
جمعبندی
اثر پاسخ جامعی به این پرسشها نمیدهد، اما طرحکردنشان را در دل داستانی شخصی به کاری معنادار تبدیل میکند. جمعبندی «۵۵ قدم» فیلمی بینقص یا کاملاً ژرفکاوانه نیست. ریتم نابرابر، گرایش گاهوبیگاه به تأکید ملودراماتیک و سادهسازی برخی کشمکشها، مانع میشوند که موضوعی چنین پیچیده همواره با ظرافتی یکسان پیش برود.
در مقابل، بازیهای قدرتمند و بهویژه نقشآفرینی همدلانه بونهام کارتر، رابطه مرکزی باورپذیر و توجه فیلم به کرامت و اختیار بیمار، به اثر نیرویی پایدار میبخشند. ارزش فیلم بیش از هر چیز در یادآوری این نکته است که حق، گاهی از یک اصل کلی آغاز نمیشود، بلکه از اصرار فردی برای شنیدهشدن شکل میگیرد.
«۵۵ قدم» ممکن است درباره برخی پرسشهای خود مکث کافی نکند، اما موفق میشود مخاطب را به دیدن انسانی دعوت کند که در میان تشخیصها و تصمیمهای دیگران، خواهان سهمی در سرنوشت خویش است.
« اثر پاسخ جامعی به این پرسشها نمیدهد، اما طرحکردنشان را در دل داستانی شخصی به کاری معنادار تبدیل میکند. »



ثبت دیدگاه