نقد و بررسی
نقد 5 Years Apart | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانه؛ آغاز یک آخرهفتهٔ نامطمئن «5 Years Apart» کمدیـدرامی مستقل به کارگردانی Joe Angelo Menconi است؛ فیلمی که موقعیت مرکزیاش را از تضادی ساده اما پربار میگیرد: دو برادر ازخودبیگانه، که پنج سال با یکدیگر اختلاف سنی دارند اما در یک روز متولد شدهاند، در خانهٔ ییلاقی خانواده دوباره روبهروی هم قرار میگیرند.
یکی از آنها برای تعطیلات تولد برنامهای در ذهن دارد و دیگری ظاهراً در جستوجوی تجربهای متفاوت است. همین ناهماهنگی، آخرهفتهای را شکل میدهد که قرار نیست بهسادگی مطابق انتظار هیچکس پیش برود. فیلم در حدود نودوشش دقیقه، این موقعیت محدود را بهانهای برای پرداختن به فاصلهٔ خانوادگی، دلخوریهای انباشته و دشواریِ صمیمیشدن دوباره قرار میدهد.
فیلم از همان ابتدا بر ایدهای پرزرقوبرق یا معمایی پیچیده تکیه نمیکند؛ نیروی خود را از کنار هم گذاشتن آدمهایی میگیرد که گذشتهای مشترک دارند، اما دیگر زبان مشترک چندانی میانشان باقی نمانده است. چنین انتخابی به داستان اجازه میدهد کوچک و نزدیک بماند. خانهٔ خانوادگی نیز بیش از آنکه صرفاً پسزمینهای برای تعطیلات باشد، فضایی است که خاطره و حضور ناخواستهٔ گذشته را به اکنون میآورد.
بااینحال، همین جمعوجور بودن گاهی به محدودیت بدل میشود: اگر گفتوگوها و برخوردها نتوانند هر بار رابطه را یک گام جلو ببرند، فیلم ممکن است احساس کند درجا میزند. رابطهٔ برادری و زخمهای ناگفته هستهٔ عاطفی فیلم نه در خودِ اتفاقهای آخرهفته، بلکه در رابطهٔ دو برادر قرار دارد. فاصلهای که میان آنها افتاده، صرفاً مکانی نیست؛ انگار هرکدام تصویری جداگانه از آنچه خانواده بوده و آنچه باید از تعطیلات بخواهند، با خود آوردهاند.
« یکی از آنها برای تعطیلات تولد برنامهای در ذهن دارد و دیگری ظاهراً در جستوجوی تجربهای متفاوت است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این اختلاف انتظار، هم سرچشمهٔ کمدی است و هم بستری برای آشکارشدن تنشهای عمیقتر. حضور دوباره در خانهٔ مشترک، آنها را ناچار میکند با این واقعیت روبهرو شوند که خویشاوندی بهتنهایی صمیمیت نمیآفریند و آشتی نیز با یک گفتوگوی ناگهانی کامل نمیشود. فیلم در بهترین لحظاتش از همین واقعگرایی بهره میبرد.
آدمهایش به مهرههایی برای پیشبرد یک پیام اخلاقی تقلیل نمییابند؛ گاهی مهرباناند، گاهی خودخواه یا ناتوان از بیان احساساتشان، و همین تناقضها باورپذیرشان میکند. در کنار رابطهٔ برادران، حضور شخصیتهای دیگر نیز میتواند تعادل میان کشمکش خانوادگی و آشناییهای تازه را حفظ کند. بااینهمه، گسترهٔ شخصیتها و موقعیتها همیشه یکدست نیست و برخی خطهای روایی بیش از آنکه به مرکز عاطفی داستان خدمت کنند، در حاشیه میمانند.
کمدیِ موقعیت و مرز باریک معذببودن طنز فیلم عمدتاً از اختلاف خلقوخو، توقعات ناسازگار و برخورد آدمهایی برمیآید که در یک فضای مشترک نمیتوانند از گذشته یا از یکدیگر فاصله بگیرند. این نوع کمدی، اگر با دقت اجرا شود، برای اثری خانوادگی مناسب است: لازم نیست هر صحنه به شوخی بزرگی ختم شود؛ گاه مکثی نامناسب، پاسخ نابهجا یا رفتاری که با فضای جمع جور درنمیآید، خود به اندازهٔ کافی خندهدار است.
شماری از لحظهها نیز از همین جنساند و حالوهوای فیلم را سبکتر میکنند، بیآنکه تمام بار احساسی آن را از میان ببرند. اما مرز میان موقعیت بامزه و موقعیت معذبکننده همیشه درست تشخیص داده نمیشود. بعضی شوخیها بیش از اندازه کش پیدا میکنند یا چنان بر awkward بودن صحنه تکیه دارند که بهجای خنده، بیحوصلگی بهجا میگذارند.
« این اختلاف انتظار، هم سرچشمهٔ کمدی است و هم بستری برای آشکارشدن تنشهای عمیقتر. »
شخصیتها و اجرا
مشکل اینجا صرفاً ناموفقبودن یک شوخی نیست؛ مسئله آن است که فیلم گاه نمیداند باید از ناراحتی شخصیتها برای ساختن طنز استفاده کند یا آن را بهعنوان لحظهای جدی بپذیرد. هرگاه این دو لحن بهدرستی با هم جفتوجور نمیشوند، ضرباهنگ صحنه آسیب میبیند. بازیها؛ میان صمیمیت و تصنع بازیگران در مجموع به فیلم کمک میکنند تا آدمهایش از حد تیپهای آشنای کمدی خانوادگی فراتر بروند.
Chloe Bennet، Scott Michael Foster، Ally Maki و Michael Vlamis در نقشهای اصلی حضور دارند و فیلم برای ساختن لحظات احساسی، بیش از هر چیز به کیفیت تعامل آنها متکی است. در بخشهایی که بازیها ساده و کمادعا میمانند، میان شخصیتها حس آشنایی پدید میآید؛ انگار گفتوگوها واقعاً از دل رابطهای قدیمی بیرون آمدهاند، نه آنکه صرفاً برای رساندن اطلاعات نوشته شده باشند.
همین سادگی، لحظههای عاطفی را نیز مؤثرتر میکند: فیلم لازم نیست پیوسته احساسات را توضیح دهد تا تماشاگر متوجه فاصله و دلتنگی شود. در مقابل، بعضی اجراها بهویژه در موقعیتهای طنز یا صحنههایی که قرار است واکنش پررنگی برانگیزند، کمی زورکی به نظر میرسند. گاهی بازیگر بهجای آنکه در موقعیت زندگی کند، انگار تأکید میکند که این لحظه باید خندهدار یا تأثیرگذار باشد.
تفاوت میان این دو شیوه در فیلمی که بخش بزرگی از نیروی خود را از گفتوگو و شیمی میان بازیگران میگیرد، بهوضوح احساس میشود. نتیجه، اثری است که در برخی لحظات بهواسطهٔ هماهنگی بازیگران جان میگیرد و در برخی دیگر، کمی از طبیعیبودن فاصله میگیرد. ریتم و انسجام روایت ساختار محدود داستان، در اصل فرصتی مناسب برای تمرکز بر شخصیتها فراهم میکند.
« هرگاه این دو لحن بهدرستی با هم جفتوجور نمیشوند، ضرباهنگ صحنه آسیب میبیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم لازم نیست مدام به سوی حادثهای بزرگتر حرکت کند؛ میتواند از برخوردهای کوچک، تغییر لحن گفتوگوها و واکنشهای روزمره، تصویری تدریجی از رابطه بسازد. در لحظههای موفق، همین رویکرد حس دلنشینی ایجاد میکند: ما نه با ملودرامی سنگین روبهروییم و نه با کمدیای که شخصیتها را به دستگاه تولید شوخی تبدیل کند.
فیلم میکوشد فضایی خودمانی بسازد و برای بعضی تماشاگران، همین صمیمیت مهمترین امتیاز آن خواهد بود. بااینحال، روایت همیشه از این فرصت بهخوبی استفاده نمیکند. گاهی صحنهها چنان کنار هم قرار میگیرند که مسیر کلی داستان مبهم میشود؛ گویی فیلم از موقعیتی به موقعیت دیگر میرود، بیآنکه هر بار تغییری روشن در رابطهها یا درک شخصیتها رخ دهد.
چنین پراکندگیای بهویژه در یک اثر کوتاه، اثرگذار است، چون هر بخش باید سهمی مشخص در ساختن حالوهوا یا تحول عاطفی داشته باشد. هرجا این سهم کمرنگ شود، تماشاگر ممکن است احساس کند داستان بیهدف پیش میرود و پایان هر صحنه لزوماً به آغاز مرحلهای تازه منتهی نمیشود. فیلمی کوچک با توقعاتی سنجیده «5 Years Apart» را بهتر است اثری کمادعا دانست که میخواهد با مصالح آشنا، تجربهای صمیمی و سبک بسازد.
این فیلم نه در پی پیچیدگی فرمی چشمگیر است و نه میکوشد همهٔ تنشهای خانوادگی را به نتیجهای بزرگ و قطعی برساند. قوتش در جمعوجور بودن، چند موقعیت بامزه، لحظههای عاطفی موفق و شخصیتهایی است که گاه حس آدمهای واقعی را دارند. در سوی دیگر، روایت پراکنده، شوخیهای نابرابر و بازیهایی که همیشه طبیعی از کار درنمیآیند، مانع از آن میشوند که این ظرفیتها به تجربهای کاملاً منسجم بدل شوند.
« فیلم میکوشد فضایی خودمانی بسازد و برای بعضی تماشاگران، همین صمیمیت مهمترین امتیاز آن خواهد بود. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، فیلم بیشتر از آنکه با یک ایدهٔ تازه یا ساختاری بینقص در خاطر بماند، با حالوهوای خانوادگیاش اثر میگذارد. برای تماشاگری که از کمدیـدرامی آرام دربارهٔ روابط خویشاوندی استقبال میکند، میتواند انتخابی دلپذیر باشد؛ بهخصوص اگر انتظار داستانی پرشتاب یا طنزی پیوسته و حسابشده نداشته باشد.
تماشای آن در جمع خانواده نیز با لحن کلیاش سازگار است، هرچند لحظات معذبکنندهاش ممکن است برای همه به یک اندازه خوشایند نباشد. جمعبندی «5 Years Apart» فیلمی کوچک و خوشقصد دربارهٔ دو برادر است که تعطیلات تولدشان را با انتظارهایی متفاوت آغاز میکنند و ناچار میشوند دوباره در فضای مشترک خانواده کنار هم قرار گیرند.
فیلم از این موقعیت برای پرداختن به صمیمیت ازدسترفته، دلخوریهای قدیمی و امکان نزدیکشدن دوباره بهره میگیرد، بیآنکه از همان ابتدا خود را به مسیری سنگین یا ملودراماتیک مقید کند. شوخیهای بهاندازه و لحظههای احساسیاش گاه بهخوبی مینشینند و بازیها در بخشهایی به شخصیتها صداقت میبخشند.
اما پراکندگی روایت، بعضی شوخیهای خستهکننده و لحظات تصنعی در اجرا، از قدرت نهایی اثر میکاهند. حاصل، فیلمی بینقص نیست، ولی برای علاقهمندان به داستانهای خانوادگیِ آرام و کمدیهای کمادعا، اثری گرم و قابلتماشا به شمار میآید؛ فیلمی که بهترین لحظاتش را نه در پیچیدگی داستان، بلکه در برخوردهای ساده و آشنای میان آدمهایی پیدا میکند که هنوز راهی برای فهمیدن یکدیگر میجویند.
« اما پراکندگی روایت، بعضی شوخیهای خستهکننده و لحظات تصنعی در اجرا، از قدرت نهایی اثر میکاهند. »
ثبت دیدگاه