نقد و بررسی
نقد ۳۷ ثانیه (37 Seconds) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آغاز: حقِ تجربهکردن زندگی «۳۷ ثانیه» ساختهٔ Hikari در ظاهر روایتی دربارهٔ هنرمندی جوان است که میکوشد راه خود را در دنیای کمیک پیدا کند؛ اما بهتدریج روشن میشود که مسئلهٔ محوری فیلم فقط پذیرفتهشدن یک اثر هنری نیست. یوما، زنی بیستوسهساله مبتلا به فلج مغزی، میخواهد اختیار زندگیاش را به دست بگیرد: خواستههایش را بشناسد، انتخاب کند و تجربههایی را از سر بگذراند که اطرافیان، حتی با نیت خیر، از او دریغ کردهاند.
فیلم از همان ابتدا مخاطب را به تماشای یوما بهمثابه انسانی کامل دعوت میکند، نه نمادی برای ترحم یا ستایش. او تواناییها، کمبودها، میلها، خشمها و تردیدهای خودش را دارد. این نگاه، بنیان عاطفی اثر را میسازد و سبب میشود سفر او برای استقلال، بهجای آنکه قصهای صرفاً الهامبخش باشد، جستوجویی شخصی و ملموس جلوه کند.
شخصیتپردازی یوما و مسئلهٔ استقلال یوما در پی آن است که در کمیکسازی جدی گرفته شود، اما ارزیابی سرد و حرفهای از کارش او را با محدودیت دیگری روبهرو میکند: فاصلهٔ میان آنچه میخواهد بیان کند و آنچه از تجربهٔ زیستهٔ خود میشناسد. این گره داستانی بهخوبی دو سوی شخصیت او را به هم میپیوندد؛ آرزوی هنریاش با میل به شناخت جهان و بدن خود پیوند میخورد.
« فیلم از همان ابتدا مخاطب را به تماشای یوما بهمثابه انسانی کامل دعوت میکند، نه نمادی برای ترحم یا ستایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برای یوما، استقلال فقط توانایی رفتوآمد یا تصمیمگیری در امور روزمره نیست؛ یعنی حق داشتن خواستههایی که دیگران ممکن است آنها را نامناسب، دشوار یا غیرضروری بدانند. فیلم در پرداخت این مسیر، از الگوی سادهٔ «قهرمان بر مانع غلبه میکند» فاصله میگیرد. پیشروی یوما گاه پرشور و گاه آکنده از سردرگمی است.
او قرار نیست در هر موقعیتی واکنشی بینقص نشان دهد؛ آزمونوخطا بخشی از رشد اوست. همین نقصها، شخصیت را باورپذیر میکنند و به مخاطب مجال میدهند با او همدلی کند، بیآنکه او را به چهرهای آرمانی بدل سازد. رابطهٔ مادر و دختر؛ مراقبت یا مهار؟ رابطهٔ یوما و مادرش یکی از مهمترین سرچشمههای تنش فیلم است.
مراقبت مادر از سر محبت است، اما محبت بهتنهایی تضمین نمیکند که رابطهای سالم و رهاییبخش شکل بگیرد. حمایت افراطی میتواند مرز میان مراقبت و کنترل را محو کند و بهتدریج این پیام را به فرزند برساند که توان تصمیمگیری ندارد. فیلم این تعارض را با داوری شتابزده حل نمیکند؛ مادر را نه شخصیتی یکسره سنگدل میسازد و نه رفتارهای محدودکنندهاش را صرفاً به دلیل نیت خیر بیاهمیت میشمارد.
« فیلم در پرداخت این مسیر، از الگوی سادهٔ «قهرمان بر مانع غلبه میکند» فاصله میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
اهمیت این رابطه در آن است که استقلال یوما را به جدایی ساده از خانواده تقلیل نمیدهد. مسئله، نفی پیوند عاطفی نیست؛ بازتعریف آن است. فیلم میپرسد چگونه میتوان دوست داشت و در عین حال برای دیگری حق انتخاب قائل شد. پاسخ اثر نیز بیشتر از آنکه در قالب موعظه بیان شود، از خلال فاصلهها، سکوتها و اصطکاکهای میان این دو شکل میگیرد.
بدن، میل و حق انتخاب یکی از جسورانهترین وجوه «۳۷ ثانیه» پرداختن به میل جنسی و عاطفی یوماست. سینما گاه افراد دارای معلولیت را از قلمرو میل بیرون میگذارد و آنان را تنها در مقام دریافتکنندهٔ مراقبت نشان میدهد. این فیلم در برابر چنین تصویری میایستد: یوما نیز میتواند کنجکاو باشد، خواهان صمیمیت شود، از تجربهای بترسد یا دربارهٔ بدن و رابطه پرسش داشته باشد.
بیان این موضوع نه حاشیهای تحریکآمیز، بلکه امتداد طبیعی حق او برای تعریف زندگی خویش است. نکتهٔ مهم آن است که فیلم میل را با استقلال یکی نمیگیرد. تجربهکردن بهخودیخود پاسخ همهٔ پرسشها نیست و هر انتخاب نیز لزوماً به آسودگی یا رضایت کامل نمیانجامد. مسیر یوما ارزش خود را از این میگیرد که تصمیمها از خواست او سرچشمه میگیرند، نه از تصوری که دیگران دربارهٔ آنچه برایش مناسب است ساختهاند.
« اهمیت این رابطه در آن است که استقلال یوما را به جدایی ساده از خانواده تقلیل نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این منظر، فیلم بر حق انتخاب تأکید میکند، نه بر نسخهای واحد برای رهایی. بازیگری و باورپذیری عاطفی بازی Mei Kayama قلب تپندهٔ فیلم است. اجرای او بهجای تکیه بر اغراقهای نمایشی یا دعوت مستقیم به ترحم، از جزئیات رفتاری و واکنشهای ظریف نیرو میگیرد. یوما در نگاهها، مکثها و شیوهٔ مواجههاش با آدمهای گوناگون شخصیت پیدا میکند.
بازیگر نقش، آسیبپذیری را از اراده جدا نمیکند و اجازه نمیدهد شخصیت در یکی از این دو قطب خلاصه شود. نتیجه، حضوری زنده و صمیمی است که رابطهٔ مخاطب با داستان را تقویت میکند. بازیهای مکمل نیز به فضای انسانی فیلم کمک میکنند. شخصیتهای پیرامونی صرفاً ابزارهایی برای پیشبرد ماجرای یوما نیستند؛ واکنشهای آنان تصویری از محیط اجتماعی او میسازد، محیطی که گاه همراه و گاه ناآگاه یا محدودکننده است.
البته تمرکز اصلی بر یوماست و برخی چهرههای فرعی فرصت چندانی برای گسترش مستقل پیدا نمیکنند؛ بااینحال، حضورشان در ساختن جهان روزمرهٔ فیلم مؤثر است. کارگردانی و زبان بصری Hikari داستان را با لحنی آرام و بیپیرایه پیش میبرد. فیلم برای ساختن اهمیت عاطفی صحنهها کمتر به موسیقی پرطنین یا لحظات نمایشی متوسل میشود و بیشتر به موقعیتها مجال میدهد تا اثرشان را بگذارند.
« از این منظر، فیلم بر حق انتخاب تأکید میکند، نه بر نسخهای واحد برای رهایی. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد: تجربهٔ استقلال در زندگی یوما رخدادی ناگهانی و باشکوه نیست، بلکه از تصمیمهای کوچک و برخوردهای روزمره ساخته میشود. نگاه کارگردانی همچنین میکوشد بدن یوما را نه منظرهای برای تماشای دیگران، بلکه بخشی از تجربهٔ شخصی او نشان دهد. این جابهجایی در زاویهٔ دید اهمیت اخلاقی دارد؛ مخاطب را از تماشای بیرونیِ «معلولیت» به همراهی با خواستهها و مسئلههای فردی شخصیت نزدیک میکند.
در عین حال، فیلم در بعضی گذرها بیش از اندازه به مسیر روایی شناختهشدهٔ بلوغ و خودشناسی تکیه میکند و برخی موقعیتها زودتر از آنچه انتظار میرود قابل حدس میشوند. ریتم و محدودیتهای روایت «۳۷ ثانیه» با وجود صمیمیت و گرمای عاطفیاش، در بخشهایی ریتمی کند دارد. بعضی صحنهها بیش از آنکه لایهٔ تازهای به شخصیت یا تعارضها بیفزایند، حالوهوای موجود را ادامه میدهند.
برای مخاطبی که انتظار روایتی پرحادثه و فشرده دارد، این مکثها ممکن است کشدار به نظر برسند. بااینحال، همین آرامش برای برخی بینندگان فرصتی است تا جزئیات رفتاری یوما و تغییر تدریجی رابطههایش را دنبال کنند. چالش دیگر فیلم، خطر سادهسازی موضوعی پیچیده در قالب روایتی دلگرمکننده است.
« ریتم و محدودیتهای روایت «۳۷ ثانیه» با وجود صمیمیت و گرمای عاطفیاش، در بخشهایی ریتمی کند دارد. »
جمعبندی
داستان گاهی به سوی نقاط عاطفی آشنا حرکت میکند و در نتیجه، بخشی از تازگی نگاهش کاهش مییابد. بااینهمه، صداقت شخصیتپردازی و پرهیز از تعریف یوما صرفاً از راه معلولیت، مانع میشود که فیلم به پیامگویی خشک یا داستانی صرفاً احساساتی فروکاسته شود. امید در این اثر وجود دارد، اما از دل دشواری و ابهام بیرون میآید.
جمعبندی «۳۷ ثانیه» در بهترین لحظههایش فیلمی دربارهٔ حقِ صاحببودن زندگی خویش است: حقِ خواستن، اشتباهکردن، تجربهکردن و تعریفکردن آینده، حتی وقتی اطرافیان از سر محبت میخواهند مسیر را از پیش تعیین کنند. بازی اثرگذار Mei Kayama، نگاه انسانی به یوما و لحن آرام و لطیف فیلم، آن را به تجربهای گرم و تأملبرانگیز بدل میکنند.
کندی ریتم و آشنایی برخی پیچوخمهای روایی از کاستیهای آناند، اما بهندرت بر ارزش عاطفی و انسانی اثر غلبه میکنند. فیلم در نهایت نه از یوما قدیس میسازد و نه او را به موضوعی برای دلسوزی بدل میکند؛ او را زنی با آرزوها و خواستههای شخصی میبیند، و همین نگاه، ماندگارترین دستاورد «۳۷ ثانیه» است.
« داستان گاهی به سوی نقاط عاطفی آشنا حرکت میکند و در نتیجه، بخشی از تازگی نگاهش کاهش مییابد. »



ثبت دیدگاه