نقد و بررسی
نقد خیابان جامپ شماره ۲۱ (21 Jump Street) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به دبیرستان، نه بازگشت به گذشته «21 Jump Street» در ظاهر بر ایدهای آشنا بنا شده است: دو مأمور پلیس جواننما به دبیرستان بازمیگردند تا در پوشش دانشآموز، به پروندهای مرتبط با مواد مخدر رسیدگی کنند. اما فیلم خیلی زود روشن میکند که هدفش صرفاً بازسازی ماجراهای مجموعهای تلویزیونی قدیمی نیست.
اینجا دبیرستان صحنهای برای آزمودن هویت، محبوبیت و اضطرابهای اجتماعی است؛ جایی که قهرمانان بزرگسال فیلم گمان میکنند قواعد نوجوانی را میشناسند، اما درمییابند جهان مدرسه از زمانی که خودشان آنجا بودهاند دگرگون شده است. فیلم بهجای آنکه با احترام موزهای به گذشته بنگرد، با آن شوخی میکند و مواد اولیهاش را برای ساختن کمدیای معاصر به کار میگیرد.
حاصل، اثری است که هم از مأموریت پلیسی و هم از نوستالژی دبیرستانی فاصله میگیرد و بر آشفتگی دو شخصیت در برابر نقشهای تازهشان تمرکز میکند. «21 Jump Street» به کارگردانی Phil Lord و Christopher Miller ساخته شده و Jonah Hill و Channing Tatum را در نقشهای محوری دارد؛ ترکیبی که مهمترین سرمایه فیلم به شمار میرود.
کمدیِ فاصله میان تصور و واقعیت یکی از موتورهای اصلی طنز فیلم، فاصله میان آن چیزی است که اشمیت و جنکو از دبیرستان به یاد دارند و آن چیزی که اکنون با آن روبهرو میشوند. آنان با تصوراتی قدیمی وارد محیط مدرسه میشوند: گمان میکنند میدانند چه کسی محبوب است، چه رفتاری پذیرفته میشود و برای جلب توجه دیگران باید چه کرد.
« اما فیلم خیلی زود روشن میکند که هدفش صرفاً بازسازی ماجراهای مجموعهای تلویزیونی قدیمی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما جایگاههای اجتماعی و معیارهای محبوبیت، مطابق انتظارشان نیست. این وارونگی، زمینهای مؤثر برای شوخی فراهم میکند و به فیلم امکان میدهد کلیشههای نوجوانی را نه فقط تکرار، بلکه دستکاری کند. شوخیها زمانی بهترین اثر را دارند که از همین شکاف بیرون میآیند. شخصیتها میکوشند خود را با محیط هماهنگ کنند، اما هرچه بیشتر به قواعد کهنه تکیه میکنند، بیشتر در موقعیتهایی نامتناسب و مضحک قرار میگیرند.
دبیرستان در این روایت، تصویری واقعگرایانه و دقیق از همه تجربههای نوجوانی نیست؛ بیشتر میدان آزمایشی است برای نشاندادن اینکه آدمها چگونه با تعریف دیگران از خودشان کنار میآیند. همین نگاه باعث میشود فیلم از کمدی صرفاً موقعیتمحور فراتر برود، هرچند هیچگاه قصد تبدیلشدن به اثری عمیق و جدی را ندارد.
شیمی دو بازیگر؛ نیروی محرک فیلم رابطه میان Jonah Hill و Channing Tatum مهمترین دلیل سرزندگی فیلم است. اشمیت و جنکو از نظر خلقوخو و شیوه مواجهه با دیگران تفاوت دارند و همین تفاوت، مسیر شوخیها را باز میکند. Jonah Hill با انرژی عصبی، واکنشهای سریع و تمایل به تحلیل بیش از اندازه، شخصیتی میسازد که مدام درگیر ارزیابی جایگاه خود است.
در سوی دیگر، Channing Tatum با تکیه بر حضور فیزیکی و نوعی اعتمادبهنفس سادهدلانه، جنکو را به شخصیتی تبدیل میکند که گاهی پیش از آنکه بفهمد چه میگذرد، وارد ماجرا شده است. نکته مهم این است که فیلم برای خنداندن مخاطب، صرفاً به ردیفکردن شوخیهای مستقل اکتفا نمیکند؛ بخش قابلتوجهی از کمدی از واکنش دو شخصیت به یکدیگر شکل میگیرد.
« اما جایگاههای اجتماعی و معیارهای محبوبیت، مطابق انتظارشان نیست. »
شخصیتها و اجرا
اختلاف نظر، رقابت و لحظههای همدلی آنان، پیوندی میسازد که داستان را از یک مأموریت پلیسی معمولی گرمتر میکند. حتی هنگامی که روایت در بخشهایی از حرکت بازمیایستد، تعامل دو بازیگر معمولاً مانع از آن میشود که فیلم کاملاً بیرمق شود. هماهنگی این دو در مرکز توجه نقدها نیز قرار داشته است.
شوخی با قالب خود؛ موفقیت و خطر خودآگاهی «21 Jump Street» از ریشه تلویزیونی و قراردادهای ژانر پلیسی خود آگاه است. فیلم بهجای پنهانکردن فاصله میان ایده قدیمی و اجرای تازه، بارها از همین فاصله برای ساختن طنز بهره میبرد. خودآگاهی اثر به آن اجازه میدهد با انتظار مخاطب بازی کند: تماشاگر ممکن است گمان کند با یک بازسازی جدی یا کمدی پلیسی کاملاً متعارف روبهرو است، اما فیلم پیوسته به مصنوعیبودن بعضی قواعد، اغراقهای ژانری و حتی خودِ مأموریت اشاره میکند.
این رویکرد در لحظات موفق، خندهای غافلگیرکننده میآفریند؛ چون فیلم نه فقط از موقعیتهایش، بلکه از نحوه ساختهشدن آن موقعیتها نیز شوخی میسازد. بااینحال، خودآگاهی بهتنهایی تضمینکننده ظرافت نیست. گاهی فیلم چنان بر آشکارکردن شوخی یا برجستهکردن بیقاعدگی خود اصرار میورزد که اثر طنز کمرنگ میشود.
برخی لحظهها بهجای آنکه از دل شخصیتها و موقعیت بیرون بیایند، بیشتر شبیه اعلام حضور کمدیاند؛ گویی فیلم میخواهد اطمینان دهد که میداند چهقدر نامعقول است. ریتم، تعقیبوگریز و بخشهای کشدار ترکیب کمدی با داستان جنایی، به فیلم فرصتی میدهد تا میان گفتوگو، تعقیبوگریز و موقعیتهای مدرسهای جابهجا شود.
« اختلاف نظر، رقابت و لحظههای همدلی آنان، پیوندی میسازد که داستان را از یک مأموریت پلیسی معمولی گرمتر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پرونده مواد مخدر چارچوبی برای پیشبردن ماجرا فراهم میآورد و مأموریت مخفی، شخصیتها را وارد موقعیتهایی میکند که در آنها ناچارند هم نقش دانشآموز را بازی کنند و هم رفتار مأمورانی را نشان دهند که میخواهند کنترل اوضاع را در دست داشته باشند. این دوگانگی، بهویژه در لحظات آشفتگی، به سود فیلم کار میکند.
بااینهمه، ریتم اثر کاملاً یکنواخت نیست. در بخشهایی، ماجراها سریع و فشرده پیش میروند و شوخی پشت شوخی میآید؛ در بخشهایی دیگر، فیلم روی یک ایده یا وضعیت بیش از اندازه مکث میکند. نتیجه آن است که بعضی صحنهها، با وجود ظرفیت اولیه، انرژی لازم را حفظ نمیکنند. این نوسان برای تماشاگرانی که به کمدی پرشتاب علاقه دارند محسوستر خواهد بود.
فیلم در بهترین لحظاتش از حرکت و غافلگیری نیرو میگیرد، اما همه بخشهای آن به یک اندازه از این چابکی برخوردار نیستند. شوخیهای بیپرده و مخاطب مناسب لحن فیلم بیپرده است و از شوخیهای خام، ارجاعهای جنسی، زبان تند و اغراق فیزیکی ابایی ندارد. چنین لحنی بخشی از هویت کمدی اثر است، اما در عین حال منشأ یکی از محدودیتهای آن نیز محسوب میشود.
برخی شوخیها بهسبب جسارت یا زمانبندی مناسب خندهدارند؛ برخی دیگر صرفاً به لوسبودن، تکرار یا زیادهروی تکیه میکنند. از همین رو، تجربه تماشای فیلم برای همه یکسان نخواهد بود: اگر تماشاگر با کمدی عامدانه زمخت و گاهی بچهگانه همراه نباشد، تعدادی از لحظات بهجای خنده ممکن است خستگی ایجاد کنند.
« این دوگانگی، بهویژه در لحظات آشفتگی، به سود فیلم کار میکند. »
قوتها و کاستیها
با این حال، فیلم برای تماشای گروهی امتیازی روشن دارد. دیالوگهای سریع و موقعیتهای اغراقآمیز، واکنش جمعی را تقویت میکنند و ناهماهنگی دو شخصیت اصلی اغلب در جمع بهتر جواب میدهد. لذت اثر لزوماً از یک رشته شوخی بینقص نمیآید؛ بیشتر از ضرباهنگ کلی، بازی دو بازیگر و لحظاتی میآید که تماشاگران با هم از نامعقولبودن اوضاع غافلگیر میشوند.
بنابراین، فیلم میتواند برای شبی دوستانه انتخابی خوشگذران باشد، حتی اگر همه شوخیهایش ماندگار نباشند. بازسازی بدون اسارت در نوستالژی فیلم بر پایه مجموعه تلویزیونی همنام ساخته شده، اما لحن کمدی و نگاه امروزیاش آن را از بازآفرینی مستقیم فضای درام پلیسی مجموعه جدا میکند. این انتخاب از یک جهت هوشمندانه است: فیلم مجبور نیست صرفاً خاطرهای آشنا را بازتولید کند و میتواند با فاصلهگرفتن از گذشته، درباره خودِ ایده بازسازی شوخی کند.
در عین حال، آشنایی با مجموعه اصلی برای دنبالکردن داستان لازم نیست؛ فیلم در درجه نخست بر شخصیتها و کمدی موقعیت تکیه دارد. اما همین آزادی، هزینهای هم دارد. هرگاه فیلم به شوخیهای خودآگاه و بازی با قراردادها بسنده میکند، ممکن است انسجام عاطفی یا روایی عقب بنشیند. ماجرا بیشتر از آنکه بهواسطه پیچیدگی پرونده جنایی در ذهن بماند، به خاطر رابطه اشمیت و جنکو و چگونگی سازگارشدنشان با محیط مدرسه به یاد میآید.
این تمرکز، برای یک کمدی رفاقتی انتخاب مناسبی است؛ ولی اگر مخاطب از فیلم انتظار تعلیق پلیسی جدی یا نقد اجتماعی منسجم داشته باشد، احتمالاً با اثری سبکتر و پراکندهتر روبهرو خواهد شد. جمعبندی «21 Jump Street» کمدیای پرتحرک و خودآگاه است که بیش از هر چیز بر شیمی Jonah Hill و Channing Tatum تکیه دارد.
« با این حال، فیلم برای تماشای گروهی امتیازی روشن دارد. »
جمعبندی
شوخی با تصورهای قدیمی از دبیرستان، بازی با قالب فیلمهای پلیسی و تقابل دو شخصیت اصلی، لحظههای واقعاً خندهداری میآفریند؛ اما فیلم از ناهمواری ریتم و شوخیهایی که گاه زورکی یا بیش از اندازه خام به نظر میرسند، در امان نیست. جذابیتش نه در بینقصبودن، بلکه در انرژی بازیگران و آمادگیاش برای سبکگرفتنِ خودش نهفته است.
اگر کمدی بیپرده و گاهی کودکانه برایتان پذیرفتنی باشد، تماشای آن در جمع دوستان میتواند بسیار لذتبخش باشد؛ اگر نه، احتمالاً تعدادی از لحظاتش برایتان طولانیتر از حد لازم جلوه میکند.
« جذابیتش نه در بینقصبودن، بلکه در انرژی بازیگران و آمادگیاش برای سبکگرفتنِ خودش نهفته است. »



ثبت دیدگاه