نقد و بررسی
نقد 2 Days in the Valley | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ساختار روایی؛ شهر در مقام شبکه فیلم «2 Days in the Valley» به کارگردانی و نویسندگی John Herzfeld، جنایت را نه مسیری مستقیم بهسوی کشف حقیقت، بلکه جرقهای برای برخورد آدمهایی میگیرد که ظاهراً به جهانهای جداگانه تعلق دارند. قتل آغازین، چندین زندگی را در درهٔ سن فرناندو به هم نزدیک میکند: آدمکشها، پلیسها، دلال آثار هنری، دستیار او، پرستاری و نویسندهای دلزده از زندگی.
روایت در رفتوآمد میان این آدمها شکل میگیرد و بهتدریج نشان میدهد که فاصلهٔ میان ماجراهایشان کمتر از چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد. این طراحی چندخطی، نیروی محرک فیلم است؛ هر برخورد تازه، هم امکان طنزی غیرمنتظره فراهم میکند و هم لایهای دیگر به نقشهٔ داستان میافزاید. این بررسی بدون افشای پایان و پیچش اصلی پیش میرود.
درهٔ سن فرناندو؛ حاشیهای نزدیک به رؤیا مکان فیلم صرفاً پسزمینهای جغرافیایی نیست. درهٔ سن فرناندو را میتوان قلمرویی میان رؤیای موفقیت و واقعیت زندگی روزمره دانست؛ جایی که شهرت، ثروت و زیبایی به چشم میآیند، اما برای بسیاری از شخصیتها دستنیافتنی باقی میمانند. فیلم در همین فاصله به طنز تلخ خود دست مییابد: آدمها پیرامون نشانههای کامیابی میچرخند، بیآنکه الزاماً سهمی از آن داشته باشند.
« این بررسی بدون افشای پایان و پیچش اصلی پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ورزشکارِ سابق، هنرمند مأیوس یا دستیارِ گرفتار در رابطهای تحقیرآمیز، هر یک به شکلی با تصویر دلخواه خود از زندگی روبهرو هستند. این مضمون به فیلم عمقی فراتر از یک معمای جنایی میدهد، هرچند گاهی زیر انبوه اتفاقها و شوخیها کمرنگ میشود. شخصیتها؛ جذابیت و نابرابری نقطهٔ قوت فیلم، تنوع شخصیتهایی است که هرکدام با خواستهها و عادتهای خاص خود وارد قاب میشوند.
Dosmo، آدمکشی با رفتاری نامنتظر و رگهای از مهربانی، در کنار Lee، مردی سرد و تهدیدآمیز، تضادی روشن میسازد. در سوی دیگر، دلال خودشیفتهٔ آثار هنری و دستیارش رابطهای را شکل میدهند که هم خندهدار است و هم ناخوشایند؛ کمدی از دل اختلاف قدرت میان آنها بیرون میآید. نویسندهٔ نومید و سگش نیز لحظههایی از لطافت و اندوه را به جهان پرآشوب فیلم وارد میکنند.
بااینحال، همهٔ شخصیتها فرصت یکسانی برای رشد ندارند. بعضی بیشتر به کارکردی در سازوکار داستان محدود میمانند تا انسانهایی با مسیر درونی کامل؛ ازاینرو، جذابیت اولیهٔ گروه همیشه به عمق روانشناختی تبدیل نمیشود. بازیگران؛ نیروی حیاتبخش فیلم گروه بازیگران بزرگ و متنوع فیلم به شخصیتها انرژی میدهد و مانع میشود روایت چندپاره به مجموعهای بیروح از موقعیتها بدل شود.
« این مضمون به فیلم عمقی فراتر از یک معمای جنایی میدهد، هرچند گاهی زیر انبوه اتفاقها و شوخیها کمرنگ میشود. »
شخصیتها و اجرا
Danny Aiello برای Dosmo گرمایی انسانی میآورد که با پیشهٔ خطرناکش در تضاد است؛ همین ناهمخوانی، شخصیت را بهیادماندنی میکند. James Spader در نقش Lee، خونسردیای میسازد که خود به سرچشمهٔ تهدید بدل میشود. Jeff Daniels و Eric Stoltz نیز در نقش دو پلیس، تضاد میان تلخی و بیخیالی را به خط داستانیشان میآورند؛ اما این مسیر، چنانکه باید، به فرجام دراماتیک پرورده نمیشود.
Paul Mazursky در نقش نویسندهٔ فرسوده لحظههایی از خودآگاهی و نومیدی پدید میآورد، و Charlize Theron نیز در میان چهرههای متعدد فیلم حضور چشمگیری دارد. بازیها از ناهمواریهای فیلمنامه میکاهند، اما نمیتوانند همهٔ خطوط ناتمام آن را جبران کنند. نئونوآر و کمدی سیاه؛ لحن میان خطر و شوخی فیلم از مصالح جنایی و نئونوآر بهره میگیرد، اما قصد ندارد صرفاً تعلیقی جدی و یکدست بسازد.
خشونت، تهدید و موقعیتهای گروگانگیری در کنار رفتارهای روزمره و طنزی گزنده قرار میگیرند؛ گاه آدمی در میانهٔ خطری واقعی ناگهان با مسئلهای پیشپاافتاده یا رفتاری مضحک روبهرو میشود. این برخوردِ امر هولناک و امر خندهآور، حالوهوای مخصوص فیلم را میسازد. طنز همچنین نگاه انتقادی آن به خودنمایی، جاهطلبی و سازوکار شهرت را تقویت میکند.
« James Spader در نقش Lee، خونسردیای میسازد که خود به سرچشمهٔ تهدید بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم همیشه در مهار لحن موفق نیست: برخی شوخیها بهجای آنکه از شخصیت یا موقعیت بجوشند، بیشتر شبیه اصرار اثر بر بامزهبودناند. در نتیجه، لحظات موفق کمدی سیاه گاه کنار صحنههایی قرار میگیرند که تأثیر کمتری دارند. فیلمنامه؛ پیوندهای هوشمندانه و گرههای تصنعی لذت اصلی تماشای فیلم تا حد زیادی از دیدن پیوندهایی میآید که میان آدمها و ماجراهای ظاهراً بیربط برقرار میشود.
John Herzfeld از الگوی چندروایتی برای ساختن زنجیرهای از برخوردها استفاده میکند و ریتم اثر را با جابهجایی میان خطوط داستانی زنده نگه میدارد. در بهترین لحظهها، این اتصالها هم غافلگیرکنندهاند و هم بهطور پسنگرانه معنای خود را پیدا میکنند. اما همین سازوکار نقطهٔ ضعف فیلم نیز هست: با افزایش شخصیتها و اتفاقها، بعضی پیوندها بیش از اندازه حسابشده یا تصادفی به نظر میرسند.
فیلم چنان مشتاق است همه را وارد یک شبکه کند که گاه باورپذیری و مکث لازم برای شناخت شخصیتها قربانی شتاب میشود. خط پلیسها هم در مقایسه با ظرفیت اولیهاش کامل پرداخت نمیشود و بخشی از نیروی روایی خود را از دست میدهد. جایگاه فیلم در سینمای جنایی دههٔ نود «2 Days in the Valley» از آن فیلمهایی است که در گفتوگو با سینمای جنایی دههٔ نود بهتر دیده میشود: اثری شیفتهٔ آدمهای نامتعارف، دیالوگهای تند و روایتهایی که مسیر یکدیگر را قطع میکنند.
« در نتیجه، لحظات موفق کمدی سیاه گاه کنار صحنههایی قرار میگیرند که تأثیر کمتری دارند. »
قوتها و کاستیها
شباهتهایی با شیوهٔ قصهگویی چندپارهٔ آن دوره به چشم میآید، اما فیلم صرفاً مجموعهای از ارجاعها نیست؛ نگاهش به زندگی حاشیهایِ دره و وسواس شخصیتها نسبت به منزلت و موفقیت، رنگ خاص خود را دارد. درعینحال، تأثیرپذیری از فضای آن دوره گاهی به تقلیدِ حالت و لحن نزدیک میشود، بهویژه هنگامی که دیالوگها بیش از آنکه طبیعی باشند، میخواهند زیرکانه جلوه کنند.
حاصل، فیلمی است که شخصیت و فضا دارد، اما یکپارچگیاش به اندازهٔ جاهطلبی روایی آن نیست. جمعبندی «2 Days in the Valley» تجربهای سرگرمکننده و پرتحرک است که امتیاز اصلیاش را از گروه بازیگران، شخصیتهای رنگارنگ و برخورد کمدی سیاه با جنایت میگیرد. فیلم در ساختن جهانی که آدمهای بسیار متفاوت را به هم میرساند، اغلب خوشذوق است؛ همچنین نگاهی تلخ به آرزوی موفقیت و فاصلهٔ میان تصویر اجتماعی افراد و زندگی واقعیشان دارد.
در برابر این امتیازها، روایت گاهی بیشازحد پیچیده و تصنعی میشود، برخی شخصیتها فرصت کافی برای عمقیافتن نمییابند و خط پلیسها به اندازهٔ خطوط دیگر قوام پیدا نمیکند. بااینهمه، اثر جان و شخصیت دارد: نه نمونهای بینقص از روایت چندپاره، بلکه فیلمی نئونوآر و نامتوازن که جذابیتش بیش از هر چیز در برخورد آدمها، حالوهوای تلخوشیرین و لحظههای بازیگرانش نهفته است.
« حاصل، فیلمی است که شخصیت و فضا دارد، اما یکپارچگیاش به اندازهٔ جاهطلبی روایی آن نیست. »
ثبت دیدگاه