نقد و بررسی
نقد دو دات صفر (2.0) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاهطلبیِ یک نمایش عظیم «۲.۰» دنبالهای است که از همان آغاز، مقیاس را نه صرفاً بزرگ، بلکه سرسامآور میخواهد: شهری در محاصرهٔ نیرویی مرموز، فناوریای که به هیولایی بالقوه بدل میشود و بازگشت رباتی که قرار است تعادل را برقرار کند. اس. شانکار این بار نیز به قلمرو آشنای خود، یعنی برخورد فناوری و اخلاق، بازمیگردد؛ اما مسئله را در قالب یک نمایش علمیتخیلی پرزرقوبرق و اکشن عرضه میکند.
حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه به ظرافت و ایجاز دل ببندد، بر بزرگی تصویر، اغراق و شگفتی تکیه دارد. در مرکز فیلم، دو نیروی متقابل قرار گرفتهاند: پاکشی راجان، که خشمش از آسیبدیدن پرندگان به دست فناوری ارتباطی به انتقامی فراانسانی گره خورده، و واسیکارَن، دانشمندی که برای مهار بحران چیتی را دوباره به میدان میآورد.
این تقابل، بالقوه زمینهای غنی برای پرسش درباره مسئولیت انسان در برابر طبیعت و پیامدهای فناوری فراهم میکند. فیلم اما همزمان میخواهد تماشاگر را با صحنههای عظیم و لحظات غافلگیرکننده سرگرم کند؛ و همین دوگانگی، هم سرچشمهٔ جذابیتش است و هم منشأ پراکندگی آن. ایدهای برانگیزاننده، پرداختی کمجان جذابترین وجه داستان، پیوند میان نابودی پرندگان و گسترش بیمحابای فناوری است.
« حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه به ظرافت و ایجاز دل ببندد، بر بزرگی تصویر، اغراق و شگفتی تکیه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این پیوند، تصویری هشدارآمیز میسازد: انسان چنان در ابزارهای ارتباطی خود غرق شده که شاید دیگر پیامدهای بیرونی پیشرفت را نبیند. این ایده بهتنهایی میتوانست بنیان یک درام اخلاقی تأثیرگذار باشد؛ بهویژه آنکه شخصیت پاکشی راجان تنها دشمنی برای شکستدادن نیست و انگیزهاش از اندوه و اعتراض سرچشمه میگیرد.
بااینحال، فیلم در پروراندن این لایه شتابزده عمل میکند. پیام محیطزیستی در مقاطعی برجسته میشود، اما گاه در میان تعقیبوگریزها، نبردها و انبوه جلوهها رنگ میبازد. مهمتر آنکه روایت بهجای آنکه تضاد میان نگرانی بجا و شیوهٔ خشونتآمیز اعتراض را با پیچیدگی بکاود، اغلب آن را به مقدمهای برای رویاروییهای بزرگ بدل میکند.
از این رو، ایدهٔ مرکزی بیش از آنکه در ذهن تماشاگر گسترش یابد، به شعاری پرطنین اما کمعمق نزدیک میشود. شخصیتها و بازیها راجینیکانت در نقشهای واسیکارَن و چیتی، بار آشناییِ جهان مجموعه را بر دوش میکشد. حضور او به فیلم انرژی و نوعی اقتدار نمایشی میبخشد؛ چیتی، بهخصوص، با رفتارهای دقیق و حسابشدهاش میتواند از دل موقعیتهای شلوغ لحظههایی سرزنده بیرون بکشد.
« بااینحال، فیلم در پروراندن این لایه شتابزده عمل میکند. »
شخصیتها و اجرا
سویهٔ رباتیک شخصیت، امکان بازی با نظم، منطق و کمدی را فراهم میکند و فیلم هرگاه به این ظرفیت تکیه میکند، ریتمی سبکتر و خوشتماشاتر مییابد. اکشای کومار در نقش پاکشی راجان، در نقطهٔ مقابل آن انرژی قرار میگیرد. شخصیت او میان اندوه، خشم و هیبت حرکت میکند و بازیگر میکوشد این عواطف را در هیئتی اغراقآمیز و اسطورهگون مجسم کند.
این انتخاب با لحن بزرگنمایانهٔ فیلم همخوان است، اما گاهی به بهای ظرافت تمام میشود: انگیزهٔ شخصیت روشن است، ولی فرصت کافی برای آنکه تماشاگر به جهان درونیاش نزدیک شود، فراهم نمیشود. ایمی جکسون نیز در قالب نیلا به گروه اصلی میپیوندد، اما شخصیت او بیش از آنکه استقلال دراماتیک پیدا کند، در خدمت پیشبرد رخدادهاست.
در مجموع، بازیها بیش از آنکه حامل تحولهای پیچیده باشند، در چارچوب نمایش پرهیجان فیلم عمل میکنند. کارگردانی و معماریِ صحنهها شانکار در ساختن لحظههای بزرگ تبحر دارد. او از تصویرهای فراواقعی، حرکتهای گروهی و تغییر مقیاس برای تبدیل یک تهدید شهری به نمایشگاهی از آشوب استفاده میکند.
« اکشای کومار در نقش پاکشی راجان، در نقطهٔ مقابل آن انرژی قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه شهر، جمعیت، پرندگان و فناوری در ترکیبهایی غیرمنتظره به هم میرسند و فیلم از این آمیزش، صحنههایی میسازد که بهسادگی فراموش نمیشوند. چنین لحظاتی نشان میدهد که «۲.۰» بیش از هر چیز برای پردهٔ بزرگ و تجربهٔ تماشایی طراحی شده است. اما همین گرایش به افزودن و افزودن، انسجام را تضعیف میکند.
برخی صحنهها چنان انباشته از حرکت، تصویر و ایدهاند که فرصت مکث و فهمیدن از تماشاگر گرفته میشود. در بخشهایی نیز منطق درونی رویدادها زیر فشار نیاز به غافلگیری یا تشدید هیجان عقب مینشیند. فیلم از نظر انرژی کم نمیآورد؛ مسئله آن است که همیشه نمیداند کدام ایده را باید دنبال کند و کدام را کنار بگذارد.
نتیجه، روایتی است که گاه بیش از اندازه کش میآید و میان فصلهای پرتحرک، افت میکند. جلوههای ویژه و تجربهٔ سهبعدی جلوههای تصویری یکی از ستونهای اصلی فیلماند و سهبعدیبودن، بهویژه در صحنههای پرجمعیت و نبردهای گسترده، به آن حس رویدادی ویژه میدهد. حرکت اجسام در فضا، حضور انبوه پرندگان و ترکیب رباتها با محیط شهری، امکانهایی بصری ایجاد میکنند که فیلم با شجاعت از آنها بهره میگیرد.
« چنین لحظاتی نشان میدهد که «۲.۰» بیش از هر چیز برای پردهٔ بزرگ و تجربهٔ تماشایی طراحی شده است. »
قوتها و کاستیها
در بهترین لحظهها، تصویر چنان پرتحرک و پرجزئیات است که تماشاگر را در دل آشوب قرار میدهد و از تماشای صرف فراتر میرود. بااینحال، کیفیت جلوهها یکدست نیست. برخی تصویرهای رایانهای بهوضوح مصنوعی به نظر میرسند و مرز میان عنصر دیجیتال و محیط واقعی بهخوبی محو نمیشود. این ناهماهنگی، بهخصوص در فیلمی که بخش بزرگی از اثرگذاریاش به باورپذیری جهان بصری وابسته است، گاهی توی ذوق میزند.
تضاد میان قابهای چشمنواز و لحظههای کمپرداخت، تجربهای دوگانه میسازد: فیلم هم توان شگفتزدهکردن دارد و هم در همان مسیر، محدودیتهای فنیاش را آشکار میکند. ریتم، تکرار و سرگرمی ریتم «۲.۰» تابعی از افراط آن است. فیلم با صحنههای طولانی و تکرار برخی الگوهای روایی، گاهی بیش از نیاز خود ادامه مییابد.
هنگامی که قصه در انتظار رویارویی بعدی میماند یا ایدهای پیشتر مطرحشده را دوباره بازمیگوید، کشش کاهش مییابد. بعضی لحظهها نیز چنان بر شوخی یا اغراق تکیه میکنند که با فضای پرتنش پیرامونشان هماهنگ نیستند؛ گویی فیلم میان جدیت پیام، کمدی ناگهانی و نمایش اکشن، پیوندی محکم برقرار نکرده است.
« ریتم، تکرار و سرگرمی ریتم «۲.۰» تابعی از افراط آن است. »
جمعبندی
با وجود این، فیلم در سرگرمکردن بیاثر نیست. آشوب دیداری، مقیاس بزرگ صحنهها و حضور چیتی میتوانند تماشاگر را دوباره به خود جذب کنند، حتی اگر روایت در بخشهایی از نفس بیفتد. فصل پایانی، با تشدید حرکت و رویاروییها، نیرویی را که فیلم در طول مسیر اندوخته به نمایش میگذارد و برای بسیاری از تماشاگران میتواند جبرانکنندهٔ بخشی از کندی پیشین باشد.
فیلم در بهترین حالت، نه یک درام منسجم، بلکه تجربهای پرهیاهو و پرتصویر است. جمعبندی «۲.۰» فیلمی است که آرزوهای بزرگی دارد و آنها را بیپرده به نمایش میگذارد. ایدهٔ پیوند فناوری با آسیب به پرندگان، ظرفیت اخلاقی و عاطفی قابلتوجهی دارد؛ حضور راجینیکانت و اکشای کومار به تقابل مرکزی وزن میدهد؛ و سهبعدی و صحنههای عظیم، لحظههایی تماشایی میآفرینند.
در برابر این امتیازها، داستان کشدار و کمجان میشود، بعضی جلوههای ویژه از باورپذیری فاصله میگیرند و شلوغی گاه جای انسجام را میگیرد. ارزش فیلم بیش از آنکه در استواری روایت یا ظرافت شخصیتپردازی باشد، در جسارت نمایشی و تجربهٔ بصریاش نهفته است. تماشاگرِ خواهان داستانی دقیق و سنجیده ممکن است از پراکندگی و تکرار آن خسته شود؛ اما کسی که از سینمای پرهیاهو، اغراقآمیز و سرشار از تصویرهای بزرگ لذت میبرد، در «۲.۰» لحظههایی بهیادماندنی خواهد یافت.
« با وجود این، فیلم در سرگرمکردن بیاثر نیست. »



ثبت دیدگاه