نقد و بررسی
نقد بهار در سئول (12.12: The Day) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از یک شب سرنوشتساز «۱۲.۱۲: آن روز» به کارگردانی کیم سونگسو، بازسازی درامی از کودتای نظامی دوازدهم دسامبر ۱۹۷۹ در کرهٔ جنوبی است؛ رخدادی که پس از ترور رئیسجمهور پارک و اعلام حکومت نظامی، رقابت میان گروهی از فرماندهان نظامی را به بحرانی برای سرنوشت کشور بدل میکند. در مرکز این رویارویی، چون دو گوانگ، فرمانده امنیت دفاعی، و لی ته شین، فرمانده دفاع از پایتخت، قرار دارند؛ دو چهره با برداشتهایی متضاد از قدرت، وظیفه و جایگاه ارتش در سیاست.
فیلم با تکیه بر همین تقابل، داستان تاریخی خود را به تریلری سیاسی و پراضطراب تبدیل میکند، بیآنکه برای ایجاد تعلیق به رازآلودگی ساختگی متوسل شود. فیلم از همان ابتدا حس میدهد که رویدادهایش در فضایی محدود اما با پیامدهایی گسترده رخ میدهند. چند تصمیم، تماس یا جابهجایی نیرو میتواند تعادل را تغییر دهد و هر لحظه، فرماندهان را به انتخابی تازه وادارد.
تماشاگر لازم نیست از پیش همهٔ جزئیات تاریخ کره را بداند تا اهمیت بحران را درک کند؛ بااینحال، آشنایی قبلی با زمینهٔ سیاسی آن دوره، لایههای بیشتری از ماجرا را آشکار میکند. تعلیق در دل فرایند تصمیمگیری یکی از دستاوردهای اصلی فیلم، یافتن تعلیق در موقعیتی است که بخش مهمی از آن در اتاقهای فرماندهی، راهروها و تماسهای اضطراری میگذرد.
« فیلم از همان ابتدا حس میدهد که رویدادهایش در فضایی محدود اما با پیامدهایی گسترده رخ میدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
به جای آنکه تنش فقط از درگیری فیزیکی حاصل شود، فیلم آن را از تأخیر، تردید و ناهماهنگی میسازد: چه کسی اختیار تصمیمگیری دارد؟ کدام دستور اجرا خواهد شد؟ و فرماندهای که میان دو جبهه مردد مانده، در لحظهٔ بحران چه موضعی میگیرد؟ این شیوه روایت، رویدادی تاریخی را به مجموعهای از انتخابهای فوری و قابلفهم بدل میکند.
پیامد هر کنش بهسرعت به صحنههای دیگر راه مییابد و تماشاگر میتواند احساس کند که بحران در چند نقطه بهطور همزمان پیش میرود. نتیجه، فیلمی است که به جای تکیه بر غافلگیریهای پیاپی، از انباشتهشدن فشار بهره میگیرد. تعلیق آن نه در پرسشِ «چه اتفاقی میافتد؟» بهتنهایی، بلکه در این است که آدمها با دانستههای محدود و زمان اندک چگونه تصمیم میگیرند.
دو نگاه متضاد به قدرت تقابل چون دو گوانگ و لی ته شین، ستون دراماتیک فیلم است. این دو صرفاً دو فرمانده در دو سوی یک کشمکش نیستند؛ هرکدام تجسم نوعی رابطه با قدرتاند. چون دو گوانگ، با تکیه بر شبکهٔ نفوذ و جسارت در پیشبرد خواستههایش، سیاست را عرصهٔ گسترش اختیار خود میبیند. در برابر او، لی ته شین بر این باور است که ارتش نباید به ابزار رقابت سیاسی بدل شود.
« و فرماندهای که میان دو جبهه مردد مانده، در لحظهٔ بحران چه موضعی میگیرد؟ »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این تضاد برای طرح پرسشی اخلاقی استفاده میکند: هنگامی که صاحبان قدرت از خلأ و آشفتگی بهره میبرند، وفاداری به قانون و وظیفه تا کجا میتواند در برابر جاهطلبی مقاومت کند؟ بازی هوانگ جونگمین در نقش چون دو گوانگ و جونگ وو سونگ در نقش لی ته شین، به این تقابل بُعدی انسانی میبخشد.
هر دو نقش با اقتدار و حضور پررنگ اجرا میشوند، اما کیفیت اقتدارشان متفاوت است. یکی از راه کنترل و پیشدستی بر فضا مسلط میشود؛ دیگری بیشتر با خویشتنداری و پافشاری بر اصول شناخته میشود. در نتیجه، رویاروییشان فقط جدال دو شخصیت نیست، بلکه برخورد دو تصور از مسئولیت نظامی و سیاسی است.
بازیگری و تصویر جمعی فیلم به قهرمانمحوری ساده تن نمیدهد. اگرچه دو شخصیت اصلی مسیر عاطفی داستان را شکل میدهند، بخش مهمی از ماجرا میان فرماندهان، مقامهای دولتی و نیروهایی میگذرد که هرکدام میزان متفاوتی از اختیار، آگاهی یا تردید دارند. بازیگران مکمل به صحنهها حس اجتماع میدهند: این بحران در خلأ رخ نمیدهد، بلکه شبکهای از افراد با منافع و ترسهای گوناگون آن را پیش میبرند.
« بازی هوانگ جونگمین در نقش چون دو گوانگ و جونگ وو سونگ در نقش لی ته شین، به این تقابل بُعدی انسانی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همین گستردگی گاهی به هزینهٔ تمرکز تمام میشود. در بعضی مقاطع، تعداد فرماندهان و جابهجایی سریع میان آنان، تشخیص نسبتها و پیگیری دقیق جایگاه هر شخصیت را دشوار میکند. فیلم انتظار دارد مخاطب در فضایی پر از نامها، درجههای نظامی و دستورهای متقاطع، با دقت همراه بماند. این شلوغی از یک سو به بازنمایی آشفتگی بحران کمک میکند و از سوی دیگر، ممکن است بخشی از بار عاطفی شخصیتها را زیر انبوه اطلاعات پنهان سازد.
کارگردانی و زبان بصری کیم سونگسو روایت را با ضرباهنگی شتابان و میزانسنهایی طراحی میکند که پیوسته بر حرکت و واکنش تأکید دارند. برش میان موقعیتهای مختلف، حس همزمانی بحران را تقویت میکند؛ گویی هر نقطه از شهر و هر مرکز فرماندهی، حلقهای از زنجیری است که با تکانخوردن یکی، همهٔ حلقههای دیگر را تحتتأثیر قرار میدهد.
فیلم در عین بهرهگیری از صحنههای پرتنش، بیشتر از نمایش صرف خشونت به سازوکار قدرت توجه دارد: فرمان چگونه صادر میشود، چگونه به تأخیر میافتد و چگونه در مسیر اجرا تغییر معنا میدهد. فضای فیلم نیز عامدانه سنگین و محصور است. اتاقها و مراکز رسمی، به جای آنکه نماد نظم باشند، به مکانهایی بدل میشوند که در آنها تصمیمهای متزلزل و رقابتهای پنهان شکل میگیرند.
« بااینحال، همین گستردگی گاهی به هزینهٔ تمرکز تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب بصری با مضمون اثر هماهنگ است؛ قدرت در فیلم فقط در میدان درگیری حضور ندارد، بلکه در راهروها، مکالمهها و سکوتهای میان دو دستور نیز جریان دارد. تاریخ، احساس و محدودیتهای روایت «۱۲.۱۲: آن روز» بر پایهٔ رخدادی واقعی ساخته شده، اما تنها به بازگویی اطلاعات تاریخی بسنده نمیکند.
فیلم میکوشد تجربهٔ عاطفی زندگی در روزی بحرانی را نیز منتقل کند: نگرانی از آینده، خشم از قدرتطلبی و درماندگی در برابر تصمیمهایی که سرنوشت جمعی را شکل میدهند. عنوان اصلی کرهای اثر، به معنای «بهار سئول»، در کنار تصویر آشفتگی سیاسی، بار نمادین پیدا میکند؛ امید به گشایش و آیندهای تازه در برابر واقعیتی نامطمئن قرار میگیرد.
بااینهمه، ریتم تند و گستردگی رخدادها فرصت محدودی برای مکث و کاوش عمیق در انگیزههای همهٔ شخصیتها باقی میگذارد. فیلم گاه ترجیح میدهد حرکت بحران را حفظ کند، حتی اگر در نتیجه، برخی چهرهها بیش از آنکه شخصیتی کامل باشند، نمایندهٔ یک موضع یا نیروی سیاسی به نظر برسند. همچنین برای مخاطبی که با تاریخ معاصر کرهٔ جنوبی آشنایی ندارد، بعضی اشارهها و مناسبات قدرت ممکن است در نگاه نخست پیچیده باشد.
جمعبندی
این دشواری، تجربه را ناممکن نمیکند، اما نشان میدهد که فیلم همزمان میخواهد تریلری پرشتاب و روایتی تاریخی باشد؛ هدفی که همیشه میان سرعت و وضوح تعادل آسانی ندارد. جمعبندی «۱۲.۱۲: آن روز» تریلری تاریخی است که قدرتش را از پیوند تعلیق روایی با پرسشی اخلاقی میگیرد: وقتی سیاست به میدان جاهطلبی بدل شود، وظیفهٔ فردی و مسئولیت نهادها چه سرنوشتی پیدا میکنند؟
فیلم در خلق اضطراب، نمایش هزینههای قدرتطلبی و ترسیم تقابل دو دیدگاه نظامی موفق است و بازیهای محوری، به کشمکش آن وزن میبخشند. در مقابل، انبوه شخصیتها و شتاب روایت ممکن است گاهی مخاطب را از جزئیات دور کند و فرصت چندانی برای پرداخت مستقل همهٔ چهرهها باقی نگذارد. با وجود این محدودیتها، اثر بیش از آنکه صرفاً بازسازی یک رویارویی تاریخی باشد، دربارهٔ شکنندگی نظم سیاسی و بهای سکوت یا تعلل در برابر قدرتطلبی است.
تماشای آن میتواند هم تجربهای پرتنش باشد و هم دعوتی به تأمل دربارهٔ لحظههایی که تصمیم یک گروه کوچک، زندگی و آیندهٔ شمار زیادی از مردم را تحتتأثیر قرار میدهد.
ثبت دیدگاه