نقد و بررسی
نقد قفلشده (Locked Up) | 2015
«Locked Up» با عنوان اصلی «Vis a Vis» از آن سریالهای زندانمحوری است که خیلی زود مرز میان درام جنایی، تریلر و مطالعه روانشناختی شخصیتها را جابهجا میکند. سریال در ظاهر داستان ورود یک زن جوان و بیتجربه به زندانی سختگیر و خشن است، اما در لایههای عمیقتر، درباره سازوکار بقا، فروپاشی تصور انسان از اخلاق و قدرت و این پرسش است که محیط تا چه اندازه میتواند هویت فرد را دگرگون کند. حاصل، اثری پرتنش و بیپرده است که اگرچه همیشه از منطق واقعگرایانه فاصله نمیگیرد، در ایجاد تعلیق و ساختن شخصیتهای بهیادماندنی دست بالا را دارد.
وعده ژانری؛ زندان بهعنوان جهانِ مستقل
«Locked Up» از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند: اینجا قرار نیست با یک درام زندان آرام و واقعگرایانه روبهرو باشیم که صرفاً زندگی روزمره زندانیان را ثبت کند. سریال بیشتر به قلمرو تریلر جنایی تعلق دارد؛ جایی که تهدید میتواند از هر راهرو، سلول، اتاق ملاقات یا حتی رابطهای ظاهراً دوستانه سر برآورد. منتقدان نیز بر همین تفاوت تأکید کردهاند و آن را بیش از آنکه یک کمدیدرام زندان بدانند، تریلری پرشتاب با عناصر معمایی و جنایی ارزیابی کردهاند. E El País +1 مقایسه آن با «Orange Is the New Black» اجتنابناپذیر است، زیرا هر دو اثر از زندان زنان، شخصیتهای زن متعدد و ورود یک زن نسبتاً ناآشنا با مناسبات زندان بهعنوان نقطه شروع استفاده میکنند. با این حال، تفاوت در لحن بسیار تعیینکننده است. «Locked Up» کمتر به دنبال شوخیهای اجتماعی و زندگی روزمره است و بیشتر به سمت خشونت، اضطراب، توطئه و فشار روانی حرکت میکند. حتی طنز سیاه آن نیز معمولاً نقش نفسگیری کوتاه پیش از بازگشت دوباره به فضای تهدیدآمیز را دارد. T The Guardian +1 زندان در اینجا صرفاً محل وقوع داستان نیست؛ خودش یک شخصیت است. دیوارها، راهروها، دوربینها، قوانین، سلسلهمراتب غیررسمی و مناسبات میان زندانیان و مأموران، همگی بخشی از ماشین روایی سریالاند. همین ویژگی باعث میشود ورود شخصیت اصلی به زندان صرفاً یک تغییر مکان نباشد، بلکه ورود به جهانی با قواعد تازه باشد؛ جهانی که در آن ارزشهای بیرون از زندان لزوماً اعتبار سابق را ندارند.
« در این زندان، بقا پیش از اخلاق قرار میگیرد. »
روایت و ریتم؛ اعتیادآور، پرشتاب و گاه بیقرار
یکی از مهمترین نقاط قوت «Locked Up» توانایی آن در ایجاد کشش روایی است. سریال بهندرت اجازه میدهد یک بحران کاملاً فروکش کند و سپس بحران دیگری را آغاز کند؛ در عوض، اطلاعات، تهدیدها و روابط جدید دائماً وارد داستان میشوند. همین ساختار سبب میشود بسیاری از قسمتها با حس کنجکاوی و انتظار ادامه پیدا کنند. نقدهای منتشرشده نیز بارها بر ریتم تند و توانایی سریال در نگهداشتن مخاطب در وضعیت تعلیق تأکید کردهاند. T The Guardian +1 اما همین نقطه قوت، به یکی از ضعفهای اثر نیز تبدیل میشود. «Locked Up» گاهی چنان به دنبال حفظ سرعت است که به برخی موقعیتها فرصت کافی برای رسوب کردن نمیدهد. بعضی بحرانها، روابط و تصمیمهای شخصیتها میتوانستند با مکث بیشتر، از نظر روانشناختی عمیقتر شوند، اما فیلمنامه ترجیح میدهد سریعتر به حادثه بعدی برسد. این مشکل در نگاه برخی منتقدان و مخاطبان بهعنوان یکی از پیامدهای وابستگی سریال به ضرباهنگ دائمی و نیاز به حفظ هیجان مطرح شده است. F FormulaTV +1 با این حال، باید میان «شتاب» و «بینظمی» تفاوت گذاشت. در بخش بزرگی از مسیر، سریال میداند که چه زمانی اطلاعات بدهد و چه زمانی اطلاعات را عقب بیندازد. تعلیق آن صرفاً از رازهای بزرگ به وجود نمیآید؛ بسیاری از صحنهها به دلیل ندانستن واکنش شخصیتها، بیاعتمادی میان افراد یا ترس از پیامد یک تصمیم ساده، تنش ایجاد میکنند. این همان ویژگیای است که «Locked Up» را به اثری مناسب تماشای متوالی تبدیل میکند.
« ریتم سریال مثل درِ سلول است؛ هر بار که باز میشود، انتظار دارید اتفاقی بیفتد. »
از سوی دیگر، سریال در استفاده از بیرون زندان نیز تصمیم هوشمندانهای گرفته است. داستان تنها در چهارچوب دیوارهای زندان محبوس نمیماند و ارتباط میان دنیای بیرون و مناسبات داخل زندان، دامنه درام را وسیعتر میکند. همین امتداد روایی یکی از عواملی است که اثر را از تبدیل شدن به مجموعهای از درگیریهای تکراری در یک مکان ثابت نجات میدهد. W Wikipedia
شخصیتها و بازیها؛ جایی که سریال واقعاً جان میگیرد
اگر بخواهیم مهمترین دلیل ماندگاری «Locked Up» را مشخص کنیم، بدون تردید باید به شخصیتهای آن برسیم. سریال از ابتدا با شخصیتهایی روبهرویمان میکند که بهسادگی در دستهبندی «خوب» و «بد» قرار نمیگیرند. بسیاری از زندانیان، مأموران و افراد بیرون از زندان، همزمان ظرفیت همدلی و ترس را دارند. این ابهام اخلاقی یکی از ویژگیهایی است که به سریال عمق بیشتری نسبت به یک تریلر زندان صرف میدهد. W
Wikipedia
در مرکز این جهان، Macarena با بازی Maggie Civantos قرار دارد؛ شخصیتی که نقطه ورود مخاطب به مناسبات زندان محسوب میشود. اهمیت Macarena فقط در این نیست که مخاطب اتفاقات را از زاویه او دنبال میکند، بلکه در تضاد میان تصویری که از خودش دارد و شخصیتی که شرایط از او میسازد نهفته است. مسیر او بیش از آنکه یک قهرمانسازی ساده باشد، مطالعه تدریجی سازگاری انسان با محیطی است که در آن سادهلوحی میتواند به ضعف و اعتماد کردن میتواند به خطر تبدیل شود. در سوی دیگر، Zulema با بازی Najwa Nimri قرار دارد؛ یکی از آن شخصیتهایی که خیلی زود از یک شخصیت منفی معمولی فراتر میرود و به مرکز ثقل انرژی سریال تبدیل میشود. حضور Zulema صرفاً به دلیل خشونت یا بیرحمی او مؤثر نیست؛ جذابیت اصلی در غیرقابلپیشبینی بودن و نوع نگاه او به قدرت است. او در جهانی که دیگران سعی میکنند قواعد را بشناسند، اغلب خودش قواعد را تغییر میدهد. اجرای Najwa Nimri نیز بخش مهمی از این تأثیرگذاری است و بسیاری از ارزیابیهای مثبت درباره سریال، به قدرت بازی بازیگران و بهخصوص شخصیت Zulema اشاره کردهاند. E El País +1 اهمیت شخصیتهای فرعی نیز نباید دستکم گرفته شود. سریال تلاش میکند زندانیان را صرفاً پسزمینهای برای داستان Macarena قرار ندهد و برای بسیاری از آنها گذشته، انگیزه و رابطههای مستقل بسازد. نتیجه، گروهی از شخصیتهای متنوع است که هرکدام برداشت متفاوتی از مفهوم آزادی، وفاداری، خانواده و بقا دارند. البته این رویکرد گاهی باعث میشود برخی خطوط داستانی ظرفیت بالقوهای داشته باشند که به اندازه کافی پرورش پیدا نمیکنند.
« قدرت واقعی سریال در زندانی نیست که پشت میلههاست؛ در آدمهایی است که میآموزند چگونه با میلهها زندگی کنند. »
فضا و فرم؛ زردیِ زندان، تاریکیِ جهان
یکی از عناصر بصری شاخص «Locked Up» استفاده از رنگ زرد در طراحی لباسها و فضای بصری است. این رنگ در تضاد با محیط خشن و سرد زندان، تصویری بهشدت قابل تشخیص ایجاد میکند. نتیجه صرفاً یک انتخاب زیباییشناسانه نیست؛ رنگ زرد در بسیاری از قابها تبدیل به نشانهای از محیطی میشود که در ظاهر روشن و حتی پررنگ است، اما در باطن اضطراب، خشونت و تهدید در آن جریان دارد. منتقدان نیز به ظاهر بصری متمایز سریال و برجستگی رنگ زرد اشاره کردهاند. T The Guardian +1 فیلمبرداری نیز در خدمت همین هدف قرار میگیرد. دوربین تلاش نمیکند زندان را صرفاً مجموعهای از راهروهای خاکستری نشان دهد؛ در عوض، از زوایای مختلف، فضا را گاهی فشرده و خفهکننده و گاهی باز اما همچنان ناامن جلوه میدهد. این تضاد اهمیت دارد، زیرا زندان فقط زمانی ترسناک نیست که شخصیتها در سلول محبوساند؛ حتی در فضای باز نیز ساختار قدرت و نظارت حضور خود را حفظ میکند. از نظر لحن نیز سریال میان واقعگرایی و اغراق ژانری حرکت میکند. برخی لحظات خشونتآمیز با شدتی طراحی شدهاند که هدف اصلیشان انتقال تجربه فیزیکی و روانی ترس است، نه ارائه تصویری مستند از زندان. این رویکرد برای مخاطبی که تریلر جنایی میخواهد، نقطه قوت محسوب میشود، اما برای کسی که به دنبال بازنمایی کاملاً واقعگرایانه از نظام زندان است، میتواند محل ایراد باشد. نقدهای مختلف نیز به خشونت شدید، گرافیکی بودن و فاصله گرفتن سریال از محافظهکاری معمول اشاره کردهاند. T The Guardian +1 در نتیجه، فرم سریال از محتوای آن جدا نیست. دوربین، رنگ، طراحی فضا و خشونت همگی یک کار مشترک انجام میدهند: تبدیل زندان به محیطی که در آن امنیت دائماً موقتی است. حتی سکوتها و مکثهای کوتاه نیز اغلب به جای آرامش، انتظار حادثه را تداعی میکنند.
قدرتها و ضعفها؛ وقتی هیجان بر منطق غلبه میکند
بزرگترین مزیت «Locked Up» این است که از ترس خود خجالت نمیکشد. سریال علاقهای ندارد همهچیز را بیش از حد تمیز، منطقی و قابل پیشبینی کند. خشونت، خیانت، روابط پیچیده و تصمیمهای اخلاقاً مبهم، بخش جداییناپذیر جهان آن هستند. همین جسارت باعث میشود اثر در بسیاری از لحظات، انرژی خام و بیپیرایهای داشته باشد که در درامهای تلویزیونی محافظهکار کمتر دیده میشود. اما همین جسارت گاهی به زیادهروی تبدیل میشود. منطق بعضی اتفاقات در برابر نیاز سریال به شوک و هیجان عقب مینشیند و برخی رخدادها بیشتر به منطق تریلرهای پرهیجان نزدیک میشوند تا یک بازنمایی کاملاً باورپذیر از زندگی در زندان. بخشی از بازخوردهای مخاطبان نیز دقیقاً به همین مسئله اشاره کردهاند: هرچه داستان جلوتر میرود، تحمل اثر برای اغراق بیشتر میشود و در نتیجه، مخاطبی که واقعگرایی را معیار اصلی خود قرار داده، ممکن است ارتباطش با جهان سریال کاهش پیدا کند. F FilmAffinity +1 مشکل دیگر، سرعت بالای روایت است. سریال گاهی از یک بحران به بحران بعدی میپرد، بیآنکه زمان کافی برای بررسی پیامدهای روانی اتفاق قبلی اختصاص دهد. در چنین شرایطی، مرز میان «هیجانانگیز» و «شلوغ» بسیار باریک میشود. اگرچه همین شتاب برای بسیاری از مخاطبان عامل جذابیت است، اما از منظر درام شخصیتمحور میتوانست با مکث و تأمل بیشتری همراه شود. حتی برخی نقدهای مربوط به ادامه سریال نیز همین مسئله را برجسته کردهاند که شتاب زیاد در پیشبرد خطوط داستانی میتواند به عمق شخصیتها آسیب بزند. F
FormulaTV
با وجود این ایرادها، نمیتوان گفت سریال در دام کلیشههای ژانر گرفتار شده است. «Locked Up» از الگوهای آشنای زندان استفاده میکند، اما در بسیاری از مواقع آنها را با شخصیتپردازی و لحن مخصوص خود ترکیب میکند. به همین دلیل، شباهتهای آن با آثار پیشین بیش از آنکه نشانه فقدان هویت باشد، بخشی از زبان ژانری آن است.
« این سریال واقعگرایی را قربانی هیجان میکند، اما دستکم میداند که چه چیزی را برای هیجان قربانی کرده است. »
اخلاق، قدرت و دگرگونی انسان
در سطحی فراتر از تعقیبوگریزها و توطئههای جنایی، «Locked Up» درباره قدرت است. زندان ساختاری است که در آن قدرت رسمی و غیررسمی دائماً با یکدیگر برخورد میکنند. مأموران قدرت قانونی دارند، اما زندانیان میتوانند قدرت اجتماعی، اطلاعاتی یا فیزیکی داشته باشند. نتیجه، شبکهای از مناسبات است که در آن هیچکس کاملاً مسلط و هیچکس کاملاً بیدفاع نیست. از این منظر، تحول شخصیت اصلی نیز معنای دیگری پیدا میکند. پرسش اصلی این نیست که آیا یک فرد بیگناه میتواند در زندان دوام بیاورد؛ پرسش مهمتر این است که برای دوام آوردن تا کجا باید تغییر کند. «Locked Up» پاسخ سادهای به این پرسش نمیدهد. گاهی تغییر شخصیتها نشانه رشد است و گاهی نشانه از دست رفتن بخشی از هویت پیشین آنها. همین ابهام اخلاقی است که درام را از یک داستان ساده درباره قربانی و مجرم فراتر میبرد. روابط میان زنان نیز در این چارچوب اهمیت ویژهای دارند. زندان، محیطی است که در آن دوستی، رقابت، همبستگی، وابستگی و سوءاستفاده میتوانند همزمان وجود داشته باشند. پژوهشهای مربوط به سریال نیز بر اهمیت روابط میان شخصیتهای زن و نقش آنها در مرکزیت یافتن روایت تأکید کردهاند. T
Taylor & Francis Online
این ویژگی باعث میشود زنان سریال فقط موضوع خشونت یا قربانیان یک سیستم نباشند؛ آنها در بسیاری از مواقع خودشان عامل اصلی تغییرات داستان هستند. در همین نقطه، «Locked Up» به یکی از جذابترین ویژگیهای خود میرسد: اخلاق در این جهان مطلق نیست. شخصیتها بارها مجبور میشوند میان انتخاب بد و انتخاب بدتر یکی را برگزینند. سریال البته همیشه از پیامدهای اخلاقی این انتخابها به یک اندازه عمیق نمیشود، اما همین خاکستری بودن جهان آن، یکی از دلایل جذابیت شخصیتهاست.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ برای چه کسی «Locked Up» ساخته شده است؟
«Locked Up» را میتوان یکی از نمونههای مهم تلویزیون اسپانیایی در گسترش دامنه ژانرهای پرریسک دانست. زمانی که درامهای زندان زنان بیش از هر چیز با نمونههای آمریکایی شناخته میشدند، این سریال تلاش کرد همان فضای عمومی را با زبان تریلر جنایی، خشونت بیشتر و لحن جدیتر بازتعریف کند. تحلیلهای مربوط به تولید تلویزیونی اسپانیا نیز آن را در جریان آثار جسورانهتری قرار دادهاند که سراغ موضوعات و ژانرهایی رفتند که پیشتر در تلویزیون جریان اصلی اسپانیا کمتر دیده میشدند. E El País +1 برای مخاطبی که به داستانهای جنایی، شخصیتهای خاکستری، توطئه، خشونت و ریتم تند علاقه دارد، سریال انتخاب بسیار مناسبی است. کسانی که از شخصیتهایی شبیه Zulema لذت میبرند نیز احتمالاً مهمترین نقطه قوت سریال را در همینجا پیدا خواهند کرد. در مقابل، مخاطبی که انتظار دارد همهچیز از نظر منطقی و نهادی کاملاً واقعگرایانه باشد یا روابط شخصیتها با حوصله و جزئیات فراوان توسعه پیدا کنند، ممکن است با اغراقهای ژانری و سرعت روایت مشکل داشته باشد. مهمتر اینکه «Locked Up» را نباید صرفاً نسخه اسپانیایی «Orange Is the New Black» دانست. شباهت در نقطه آغاز وجود دارد، اما هدف روایی متفاوت است. «Orange Is the New Black» بیشتر به جامعهشناسی زندان، طنز، روابط انسانی و لایههای اجتماعی توجه میکند، در حالی که «Locked Up» اساساً میخواهد مخاطب را در وضعیت اضطراب نگه دارد. همین تفاوت، هویت مستقل سریال را شکل میدهد. E El País +1 در نهایت، ارزش سریال نه در بینقص بودن، بلکه در جسارت آن برای تلفیق چند عنصر است: درام زندان، تریلر، جنایت، شخصیتپردازی زنانه و خشونت بیپرده. «Locked Up» گاهی از کنترل خارج میشود، گاهی سرعت را بر عمق ترجیح میدهد و گاهی برای یک لحظه شوکهکننده، باورپذیری را کنار میگذارد؛ اما حتی در همین ضعفها نیز انرژی مشخصی دارد که باعث میشود اثر بهسادگی فراموش نشود.
« Locked Up بیش از آنکه داستان زندانی شدن باشد، داستان سازگار شدن با جهانی است که آزادی در آن دیگر معنای سابق را ندارد. »
در جمعبندی، «Locked Up» تریلری زندانمحور، خشن و شخصیتمحور است که مهمترین برگ برندهاش را از بازیگران توانمند، فضای بصری متمایز و ریتمی میگیرد که بهسختی اجازه میدهد مخاطب بیتفاوت بماند. ضعف اصلی آن نیز همان نقطهای است که قدرتش را ساخته است: میل دائمی به افزایش تنش گاهی باعث میشود شخصیتها و منطق روایی به اندازه ظرفیت واقعیشان فرصت تنفس نداشته باشند. با این همه، سریال در ایجاد جهانی پرخطر، ساختن شخصیتهای خاکستری و تبدیل زندان به میدان نبردی روانی و اخلاقی موفق عمل میکند. اگر معیار، یک درام کاملاً واقعگرایانه باشد، «Locked Up» اثری بینقص نیست؛ اما اگر آن را بهعنوان یک تریلر جنایی پرانرژی و بیپروا ببینیم، با سریالی مواجه میشویم که هویت خودش را پیدا میکند و از زیر سایه شباهتهای اولیهاش بیرون میآید. E T F Sources
ثبت دیدگاه