نقد و بررسی
نقد برنامه تلویزیونی 2021 No Prepare بی شیله پیله
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی ساده با هویتی روشن «بیشیلهپیله» بر ایدهای سرراست بنا شده است: لی یونگ جی در خانهاش از چهرههای سرشناس و آیدلهای موسیقی کرهای پذیرایی میکند، برایشان چیزی آماده میسازد و در فضایی خانگی به گفتوگو مینشیند. این سادگی، در وهلهٔ نخست، نقطهٔ قوت برنامه است. برخلاف قالبهای پرزرقوبرق گفتوگوهای تلویزیونی، اینجا خبری از صحنهآرایی رسمی، پرسشنامهٔ خشک یا بخشهای متعدد و ازپیشتعیینشده نیست.
خانه، غذا و گفتوگو، مصالح اصلی برنامهاند و همین محدودیتِ آگاهانه به آن هویتی مشخص میدهد. عنوان اثر نیز وعدهٔ نوعی بیتکلفی را مطرح میکند؛ وعدهای که در ساختار برنامه به شکل نبود آمادگی رسمی و اتکا به لحظه نمود مییابد. البته «بیآمادگی» را نباید به معنای فقدان هرگونه طراحی تولید دانست: خودِ انتخاب مهمان، چیدمان موقعیت و تدوین، همگی در شکلگیری تجربه نقش دارند.
بااینحال، حسِ بداهه و بیواسطگی، نیروی محرک مجموعه است و آن را از گفتوگوهای تبلیغاتی و کنترلشده متمایز میکند. میزبان؛ نیروی محرک و میزانسن زنده حضور لی یونگ جی مرکز ثقل برنامه است. او صرفاً مجریای نیست که سؤالها را یکی پس از دیگری مطرح کند؛ انرژی، واکنشهای سریع و صراحتش خود به بخشی از میزانسن بدل میشود.
گاه با شوخی، گاه با کنجکاوی بیپرده و گاه با واکنشی آشکارا هیجانزده، فضای رسمی میان میزبان و مهمان را میشکند. این شیوه به گفتوگو اجازه میدهد از حالت مصاحبهٔ یکطرفه بیرون بیاید و بیشتر به دیداری میان دو نفر با خلقوخوهای متفاوت شباهت پیدا کند. بااینهمه، این مرکزیت دو لبه دارد.
« این سادگی، در وهلهٔ نخست، نقطهٔ قوت برنامه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور پرانرژی میزبان ممکن است در برخی لحظات مجال کمتری برای مکث یا تمرکز بر روایت مهمان باقی بگذارد. برنامه بر پایهٔ گردش سریع واکنشها و شوخیها کار میکند؛ بنابراین هرجا مهمان کمحرفتر باشد یا با ریتم لی یونگ جی همراه نشود، تعادل صحنه دشوارتر میشود. کیفیت این تعامل نه فقط به مهارت مجری، بلکه به توانایی او در شنیدن و تنظیم انرژی مجلس وابسته است.
گفتوگو بهمثابه معاشرت مهمترین تفاوت «بیشیلهپیله» با یک گفتوگوی رسمی، در نوع پرسیدن و پاسخگرفتن آن است. پرسشها لزوماً مسیر حرفهای مهمان را به ترتیب زمانی مرور نمیکنند و برنامه نیز اصرار ندارد هر دیدار را به مصاحبهای جامع دربارهٔ کارنامهٔ هنری تبدیل کند. گفتوگو بیشتر از دل موقعیت روزمره و واکنشهای آنی پیش میرود: شوخیای ناگهانی، خاطرهای شخصی یا پرسشی که از فضای همان لحظه برمیخیزد.
حاصل، صمیمیتی است که گاهی از مصاحبههای رسمی باورپذیرتر به نظر میرسد. این صمیمیت البته به معنای افشای ژرف و دائمی نیست. برنامه بیش از آنکه در پی کالبدشکافی روان مهمان باشد، خواهان ساختن مجلسی خوشگذران و سرزنده است. مخاطب معمولاً با وجهی خودمانیتر از چهرههای شناختهشده روبهرو میشود، اما عمق گفتوگو از قسمتی به قسمت دیگر تغییر میکند.
هرگاه میان میزبان و مهمان اعتماد یا شوخطبعی مشترکی شکل بگیرد، گفتوگو جان میگیرد؛ در غیر این صورت، قالب ممکن است به ردوبدلشدن جملههای کوتاه و سرگرمکننده محدود بماند. غذا و فضای خانگی غذا در این مجموعه بیش از آنکه موضوعی مستقل باشد، وسیلهای برای ایجاد موقعیت است. آمادهکردن خوراک، نشستن دور میز و خوردنونوشیدن، بهانهای فراهم میکند تا مهمان از وضعیت رسمیِ «ستارهای در برابر دوربین» فاصله بگیرد.
« حضور پرانرژی میزبان ممکن است در برخی لحظات مجال کمتری برای مکث یا تمرکز بر روایت مهمان باقی بگذارد. »
شخصیتها و اجرا
خانه، برخلاف استودیوی متعارف، بار معنایی مهمی دارد: فضا را کوچکتر و آشناتر میکند و امکان میدهد رفتارها و واکنشها بیتکلفتر جلوه کنند. اما همین کارکردِ زمینهای، یکی از محدودیتهای برنامه را نیز آشکار میکند. اگر مخاطب انتظار دارد آشپزی و غذا بخش اصلی روایت باشد، احتمالاً سهم این محور را کمتر از انتظار خواهد یافت.
روند تهیهٔ خوراک غالباً در خدمت گفتوگوست و تمرکز اصلی به تعاملها منتقل میشود. بنابراین عنوان و موقعیت خانگی ممکن است در آغاز وعدهٔ برنامهای دربارهٔ آشپزی بدهند، اما اثر در عمل بیشتر یک مجلس گفتوگومحور است که غذا در آن نقش پیونددهنده دارد، نه موضوعی که بهطور مستقل و مفصل دنبال شود.
ریتم و تدوین؛ میان طراوت و تکرار ریتم روان اثر از آنجا میآید که ساختار پیچیدهای برای دنبالکردن ندارد. مخاطب بهسرعت وارد فضای خانه میشود و بدون نیاز به مقدمههای طولانی، همراه با میزبان و مهمان پیش میرود. شوخیها، واکنشهای غیرمنتظره و جابهجایی میان آمادهکردن خوراک و گفتوگو، به قسمتها حرکت میبخشند.
این سبکی و دسترسپذیری، مجموعه را برای تماشای تفریحی مناسب میکند و مانع از آن میشود که گفتوگوها بیش از اندازه رسمی یا سنگین شوند. بااینحال، تکیهٔ مداوم بر بداههگویی میتواند به یکنواختی بینجامد. وقتی الگوی هر قسمت بر دیدار در خانه، شوخی، خوردن و گفتوگو استوار باشد، تازگی تجربه تا حد زیادی به شخصیت مهمان وابسته میشود.
« اما همین کارکردِ زمینهای، یکی از محدودیتهای برنامه را نیز آشکار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی دیدارها بهواسطهٔ هماهنگی دو طرف پرتحرک و خاطرهانگیز میشوند؛ برخی دیگر ممکن است در همان مسیر آشنا باقی بمانند. تدوین میتواند مکثها را کوتاه کند و انرژی را حفظ کند، اما قادر نیست در همهٔ قسمتها از تفاوت واقعی در کیفیت تعامل بسازد. اجرای سرگرمی و حدود آن «بیشیلهپیله» بیش از آنکه ادعای ارائهٔ تصویری جامع از صنعت موسیقی یا زندگی مهمانان داشته باشد، بر سرگرمیِ معاشرتی تمرکز میکند.
امتیاز این رویکرد آن است که برنامه ادای یک گفتوگوی عمیق را درنمیآورد و نیروی خود را از لحظههای کوچک میگیرد: دستپاچگی، خنده، تعارف، شوخی یا تغییر ناگهانی حالوهوا. در نتیجه، مخاطب میتواند چهرههایی آشنا را در موقعیتی کمتشریفات ببیند و از فاصلهٔ معمول میان هنرمند و مخاطب بکاهد.
در سوی دیگر، محدودماندن به همین کارکرد ممکن است برای کسانی که انتظار محتوای تحلیلیتر، اطلاعات حرفهای دقیقتر یا گفتوگوهای عمیق دربارهٔ موسیقی دارند، ناکافی باشد. مجموعه در پی کاوش منظم در آثار و مسیر هنری مهمان نیست و چنین هدفی نیز با قالب سبک و خانگی آن چندان سازگار به نظر نمیرسد.
بهتر است اثر را بر پایهٔ همان پیمانی سنجید که پیشنهاد میکند: تجربهای دوستانه و سرگرمکننده، نه برنامهای پژوهشی یا مصاحبهای جامع. مخاطب و تجربهٔ تماشا این برنامه برای مخاطبی مناسب است که از دیدن چهرههای موسیقی در موقعیتهای خودمانی لذت میبرد و انتظار ندارد هر قسمت به کشفی بزرگ یا گفتوگویی عمیق منتهی شود.
قوتها و کاستیها
تماشای آن میتواند فرصتی برای استراحت باشد؛ فضایی سبک که جذابیتش از انرژی میزبان، تفاوت خلقوخوها و امکان شکلگیری لحظههای پیشبینیناپذیر میآید. علاقه به مهمانان نیز بیتردید در میزان لذت اثرگذار است، اما شخصیت محوری لی یونگ جی به برنامه انسجامی میدهد که فراتر از فهرست مهمانان عمل میکند.
جمعبندی «بیشیلهپیله» با تکیه بر فضای خانگی، گفتوگوی بیتکلف و حضور پرانرژی لی یونگ جی، قالبی ساده اما متمایز برای معاشرت با چهرههای مشهور میسازد. قوت اصلی آن در ایجاد احساس نزدیکی و در لحظههایی است که گفتوگو از چارچوب رسمی بیرون میرود. در مقابل، اتکای زیاد به بداهه، کمرنگبودن محور آشپزی و وابستگی کیفیت هر قسمت به هماهنگی میزبان و مهمان، دامنهٔ اثر را محدود میکند.
حاصل، برنامهای است که بیش از عمق یا ساختار پیچیده، بر حالوهوای خوش و صمیمیت تکیه دارد؛ تجربهای دلپذیر برای تماشای سبک، هرچند نه لزوماً اثری که در تمام قسمتها تازگی و کشش یکسانی داشته باشد.
« قوت اصلی آن در ایجاد احساس نزدیکی و در لحظههایی است که گفتوگو از چارچوب رسمی بیرون میرود. »
ثبت دیدگاه